X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
s1107
 
تاریخ عضویت: 1393/08/05
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1394/02/19
تعداد مطالب: 82
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 37
 
درباره وبلاگ
ریشة عقل ، اندیشه است و ثمره ‌اش سالم ماندن ...
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۶:۳۰:۵۵ ب.ظ  ::  موضوع: متفرقه
 

 

 

سَدوم و گُمورا (به عبری:סְדוֹם עֲמוֹרָה، به یونانی:Σόδομα Γόμοῤῥα) دو شهر هستند که در سفر پیدایش و در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند.

برپایهٔ تورات این شهر به همراه ۴ شهر دیگر، در کنار رود اردن (طرف شرقی اردن) و در جنوب کنعان و در کرانه دریای مردهجای داشته‌است. به دلیل گناه لواط مردمان شهر مورد عذاب الهی قرارگرفته و نابود می‌شوند. نام این شهرها عبارتند از ۱- سَدوم، ۲- عَمورة یا عَمّوراه ۳- صَبُوْیِیْم یا صِبّوعیم ۴- اَدمه ۵- بالَع، که بعداً آن را به علت کوچکی صَوْغَر یا صوغره نامیدند. شهر صوغر از عذاب در امان ماند، و لوط پس از هجرت از شهر سدوم به آن‌جا رهسپار شد.[۱]

در قرآن بی‌آنکه نامی از شهر سدوم برده شده‌باشد به داستان قوم لوط و نابودیشان پرداخته شده‌است.

در زبان‌های اروپایی واژگان sodomie, sodomy و مانند آن اشاره به آمیزش جنسی مقعدی یا قوانین و گناه مربوط به این رابطه از نام این شهر مشتق شده‌اند. در زبان عربی هم لواط از نام پیامبر این قوم، یعنی لوط مشتق گردیده‌است.

 

لوط(ع) از کلدانیان بود که در سرزمین بابل زندگی می کردند و آن جناب از اولین کسانی بود که در ایمان آوردن به ابراهیم(ع)گوی سبقت را ربوده بود، او به ابراهیم ایمان آورد و گفت: "انی مهاجر الی ربی".  در نتیجه خدای تعالی او را با ابراهیم نجات داده به سرزمین فلسطین، "ارض مقدس" روانه کرد: "و نجینا و لوطا الی الارض التی بارکنا فیها للعالمین"  پس لوط در بعضی از بلادآن سرزمین منزل کرد، (که بنا به بعضی از روایات و بنا به گفته تاریخ و تورات آن شهر سدوم بوده).

مردم این شهر و آبادیها و شهرهای اطراف آن که خدای تعالی آنها را در سوره توبه آیه 70 مؤتفکات خوانده، بت می پرستیدند و به عمل فاحشه لواط (رابطه جنسی مردان با مردان) و مساحقه (رابطه جنسی زنان با زنان) مرتکب می شدند و این قوم اولین قوم از اقوام و نژادهای بشر بودند که این عمل در بینشان شایع گشت،  و شیوع آن به حدی رسیده بود که در مجالس عمومی شان آن را مرتکب می شدند  ، تا آنکه رفته رفته عمل فاحشه سنت قومی آنان شد و عام البلوی گردید و همه بدان مبتلا گشته، زنان بکلی متروک شدند و راه تناسل را بستند .

"لذا خدای تعالی لوط را به سوی ایشان گسیل داشت".  و آن جناب ایشان را به ترس از خدا و ترک فحشاء و برگشتن به طریق فطرت دعوت کردو انذار و تهدیدشان نمود ولی جز بیشتر شدن سرکشی و طغیان آنان ثمره ای حاصل نگشت و جزاین پاسخش ندادند که اینقدر ما را تهدید مکن اگر راست می گویی عذاب خدا را بیاور، و به این هم اکتفاء ننموده تهدیدش کردند که: "لئن لم تنته یا لوط لتکونن من المخرجین - اگرای لوط دست از دعوتت بر نداری تو را از شهرمان خارج خواهیم کرد"و کار را از صرف تهدیدگذرانده، به یکدیگر گفتند: خاندان لوط را از قریه خود خارج کنید که آنها مردمی هستند که می خواهند از عمل لواط پاک باشند. 

 

جریان به همین منوال ادامه یافت، یعنی از جناب لوط(ع)اصرار در دعوت به راه خدا و التزام به سنت فطرت و ترک فحشا، و از آنها اصرار برانجام خبائث تا جایی که طغیانگری ملکه آنان شد و کلمه عذاب الهی در حقشان ثابت و محقق گردید، پس خدای عز و جل رسولانی از فرشتگانی بزرگ و محترم برای هلاک کردن آنان مامورکرد، فرشتگان اول بر ابراهیم(ع)وارد شدند و آن جناب را از ماموریتی که داشتند (یعنی هلاک کردن قوم لوط)خبر دادند، جناب ابراهیم(ع)با فرستادگان الهی بگومگوئی کرد تا شاید بتواند عذاب را از آن قوم بردارد، و ملائکه را متذکر کرد که لوط در میان آن قوم است، فرشتگان جواب دادند که ما بهتر می دانیم در آنجا چه کسی هست و به موقعیت لوط و اهلش از هر کس دیگر مطلع تریم و اضافه کردند که مساله عذاب قوم لوط حتمی شده و به هیچ وجه برگشتنی نیست. 

فرشتگان از نزد ابراهیم به سوی لوط روانه شدند و به صورت پسرانی امرد مجسم شده،به عنوان میهمان بر او وارد شدند، لوط از ورود آنان سخت به فکر فرو رفت چون قوم خود رامی شناخت و می دانست که به زودی متعرض آنان می شوند و به هیچ وجه دست از آنان برنمی دارند، چیزی نگذشت که مردم خبردار شدند، به شتاب رو به خانه لوط نهاده و به یکدیگرمژده می دادند، لوط از خانه بیرون آمد و در موعظه و تحریک فتوت و رشد آنان سعی بلیغ نمود تابه جایی که دختران خود را بر آنان عرضه کرد و گفت: ای مردم!این دختران من در اختیارشمایند و اینها برای شما پاکیزه ترند پس، از خدا بترسید و مرا نزد میهمانانم رسوا مسازید، آنگاه از در استغاثه و التماس در آمد و گفت: آیا در میان شما یک نفر مرد رشید نیست؟مردم درخواست او را رد کرده و گفتند: ما هیچ علاقه ای به دختران تو نداریم و به هیچ وجه از میهمانان تو دست بردار نیستیم.

لوط(ع)مایوس شد و گفت: ای کاش نیرویی در رفع شما می داشتم و یا رکنی شدید می بود و به آنجا پناه می بردم.  در این هنگام ملائکه گفتند: ای لوط ما فرستادگان پروردگار توایم، آرام باش که این قوم به تو نخواهند رسید، آنگاه همه آن مردم را کور کردند و مردم افتان و خیزان متفرق شدند.  فرشتگان سپس به لوط(ع)دستور دادند که شبانه اهل خود را برداشته و درهمان شب پشت به مردم نموده، از قریه بیرون روند و احدی از آنان به پشت سر خود نگاه نکندولی همسر خود را بیرون نبرد که به او آن خواهد رسید که به مردم شهر می رسد، و نیز به وی خبردادند که بزودی مردم شهر در صبح همین شب هلاک می شوند.  صبح، هنگام طلوع فجر، صیحه آن قوم را فرا گرفت و خدای عز و جل سنگی از گل نشاندار که نزد پروردگارت برای اسرافگران در گناه آماده شده بر آنان ببارید و شهرهایشان رازیر و رو کرد و هر کس از مؤمنین را که در آن شهرها بود بیرون نمود، البته غیر از یک خانواده هیچ مؤمنی در آن شهرها یافت نشد و آن خانواده لوط بود و آن شهرها را آیت و مایه عبرت نسل های آینده کرد تا کسانی که از عذاب الیم الهی بیم دارند با دیدن آثار و خرابه های آن شهرها عبرت بگیرند  و در اینکه ایمان و اسلام منحصر در خانواده لوط بوده و عذاب همه شهرهای آنان راگرفته، دو نکته هست: اول اینکه این جریان دلالت می کند بر اینکه هیچ یک از آن مردم ایمان نداشتند، و دوم اینکه فحشا تنها در بین مردان شایع نبوده بلکه در بین زنان نیز شیوع داشته، چون اگر غیر از این بود نباید زنها هلاک می شدند و علی القاعده باید عده زیادی از زنها به آن جناب ایمان می آوردند و از او طرفداری می کردند چون لوط(ع)مردم را دعوت می کرد به اینکه در امر شهوترانی به طریقه فطری باز گردند و سنت خلقت را که همانا وصلت مردان و زنان است سنت خود قرار دهند و این به نفع زنان بود و اگر زنان نیز مبتلا به فحشا نبودند باید دور آن جناب جمع می شدند و به وی ایمان می آوردند ولی هیچ یک از این عکس العمل ها در قرآن کریم درباره زنان قوم لوط ذکر نشده.

و این خود مؤید و مصدق روایاتی است که در سابق گذشت که می گفت: فحشا در بین مردان و زنان شایع شده بود، مردان به مردان اکتفا کرده و با آنان لواط می کردند و زنان با زنان مساحقه می نمودند.

 

و اما سرنوشت مشابه شهر "پمپئی" در ایتالیا :

همه چیز بسیار سریع اتفاق افتاد در روز 9 آگوست 79 قبل از میلاد مسیح آتشفشان فوران کرد در کسری از ثانیه هوا پر از گازهای سمی شد و خورشید محو گردید تا گازهای سمی تا 15 کیلومتر از محدوده را پر کردند به گونه ای که بسیاری از مردم شهر حتی فرصت کوچکترین واکنشی از خود نداشتند و در جای خود تبدیل به مجسمه های سنگی شدند و ادامه ماجرا.

 عده از مردم که توانسته بودند خود را به نزدیکی سواحل برسانند به خاطر تاریک شدن هوا و گازهای سمی کشتی هایی که برای امداد رساندن به آنها از آن سوی ساحل آمده بودند نتوانستند نزدیک شوند و چند دقیقه بعد این شهر تبدیل به تاریک ترین نقطه جهان شد و شهر پمپی پس از آتش فشان با همه ساکنین خود به مدت 1500 زیر 4 تا 6 متر خاک سال مدفون شد و در سال 1599 بطور اتفاقی کشف شد کاشفین ابتدا از دیدن مجسمه های سنگی شگفت زده شده بودند همه ساکنین شهر در اثر گازهای آتشفشانی به مجسمه های سنگی تبدیل شده بودند. در سال 1991 نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است.

                           

                     

 

اما ساکنین شهر چه گناهی مرتکب شده بودند که باید اینگونه هلاک می شدند؟آثار بدست آمده از دیواره های شهر پمپی نشان می دهد که این شهر بزرگترین مرکز فحشا در دوران باستان بود و از همه جای روم برای زنا به آنجا می آمدند و تقریبا همه ساکنین آن به عمل فحشا مشغول بودند و از این راه کسب در آمد می کردند و حتی موظف به پرداخت مالیات به حاکم شهر از در آمد خود بودند. "کودکانی" که بدنیا می آمدند نیز برای سوء استفاده جنسی در آینده بصورت برده نگهداری می شدند.تصویر زیر از پیکره های سنگی دیواره پمپی بدست آمده است که یک مرد را در حال زنا با یک زن و یک مرد دیگر را در حال لواط با آن مرد نشان می دهد.

پیکره سنگی دیگر نیز تصویر سو استفاده یک مرد از یک پسر را نشان می دهد

 

نکته : لازم به ذکر است که سنگواره ها و نقوش بسیار دیگری بر دیوارهای شهر پمپئی کشف شده که به وضوح نشانگر انجام اعمال قبیح و جنسی این قوم است که به دلایل اخلاقی از قرار دادن تصاویر آن معذوریم.

 

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد داستان قوم لوط شباهت بسیاری ماجرای شهر پمپئی دارد مثلا قوم لوط به عمل "همجنسگرایی" که برخی از روشنفکرنماهای امروزی این عمل قبیح را یک مساله طبیعی می داند و از آن دفاع می کنند شهره بودند.

 

در سوره العنکبوت آیه 28 و 29 نوشته شده است :

و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: شما کار بسیار زشتی انجام می‏دهید که احدی از مردم جهان قبل از شما آنرا انجام نداده!(28)آیا شما به سراغ مردان می‏روید، و راه تداوم نسل انسان را قطع می‏کنید، و در مجلستان اعمال منکر انجام می‏دهید؟!، اما پاسخ قومش جز این چیزی نبود که گفتند: اگر راست می‏گوئی عذاب الهی را برای ما بیاور!(29)

در آیه 32 سوره العنکبوت خداوند به خاکستر اشاره کرده است که می تواند به خاکستر های آتشفشانی دلالت داشته:

 گفت لوط [نیز] در آنجاست گفتند ما بهتر مى‏دانیم چه کسانى در آنجا هستند او و کسانش را جز زنش که از باقى ماندگان [در خاکستر آتش] است‏حتما نجات خواهیم داد(32)

در ادامه سوره العنکبوت نوشته شده است:

ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى که مى‏کردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد(34)ما از آن آبادی نشانه روشنی و درس عبرتی برای کسانی که تعقل می‏کنند باقی گذاردیم.(35)

همانطور که در آیه 28 و 29 نوشته شد این قوم به لواط شهره بودند که با شهر پمپی  مطابقت دارد در آیه 34 به عذابی از آسمان اشاره شده است که این مساله نیز به گازها و خاکستر های اتش فشانی که در ابتدا فوران کردند و آسمان شهر را پر کردند اشاره دارد و در ادامه در آیه 35 خداوند نیز اشاره کرده است که آثاری از این شهر را باقی خواهد گذاشت.

در سوره هود آیات 68 تا 84 نیز به داستان قوم لوط اشاره می شود:

در آیه 68 به بانگی اشاره شده است که بر صدای صدای ناشی از آتشفشان دلالت می کند و خداوند در این آیه به مردن افراد در خانه هایشان اشاره می کند که این مساله نیز درست است زیرا گازهای سمی بسیاری از افراد را در خانه های خود خشکاندند:

 و کسانى را که ستم ورزیده بودند آن بانگ [مرگبار] فرا گرفت و در خانه‏هایشان از پا درآمدند(68)

در آیه 82 به مدفون شدن شهر زیر آتشفشان اشاره می کند :

هنگامی که فرمان ما فرا رسید آن (شهر و دیار) را زیر و رو کردیم و بارانی از سنگ: گلهای متحجر متراکم بر روی هم بر آنها نازل نمودیم.(82)

 

بسیاری از نکات بالا نشان می دهد شهر پمپئی سرنوشتی مشابه سرنوشت شهر سدوم داشته است ، اما توجه داشته باشید به دلیل فاصله زمانی بسیار زیاد دوران نبوت حضرت ابراهیم و لوط علیه السلام با ماجرای شهر پمپئی ، این دو اتفاق در زمانهای متفاوتی به وقوع پیوسته اند.

علاوه بر آن شهر هایی شبیه به شهر پمپئی در سوئد و آمریکای جنوبی نیز یافت شده اند که نشان داده است عذاب الهی مشابه قوم لوط در این شهر ها نیز اتفاق افتاده است و چه بسا در آینده نیز ممکن است اگر همه افراد شهری آلوده گناهان گوناگون شوند عذاب الهی به این صورت و صورت های دیگر اعمال شود.

 

در ادامه با 9 حدیث تکان دهنده از پیامبر اسلام (ص) در خصوص بازگشت قوم لوط در آخرالزمان همراه باشید :

1 ) از نشانه های آخرالزمان بازگشت قوم لوط به محل زندگی سابقشان است .

توضیح : قوم لوط در شهر سدوم در اسرائیل زندگی می کردند که چند کیلومتری اورشلیم است و به اورشلیم نزدیک است . در اورشلیم جشن های همجنس بازی برگزار می شود و این اثبات حدیث پیامبر ص است که هزار سال قبل چنین فرموده اند و چنین شده است. نجمن جهانی همجنس بازان جشنواره خود را در شهر بیت المقدس ( اورشلیم) که نزدیک محل زندگی قوم لوط یعنی شهر سدوم است برگزار کرد.و در بحرالميت كه در نزديكي سدوم است به فحشا و همجنسبازي مي پردازند.

 

 

2 ) خداوند مردان و زنان همجنس باز را لعنت کند ( منبع : نهج الفصاحه / جلد2 / صفحه 474 )

توضیح: ازدواج همجنس گرایان قانونی اعلام شد : دادگاه استیناف نیویورک با رد داد خواستی که علیه قانون آزادی همجنس گرایان در این ایالت مطرح شده بود,ازدواج هجنس گرایان را قانونی اعلام کرد.

3 ) هنگامی که مردان با مردان و زنان با زنان آمیزش کنند ( منبع : کشف النعمه / جلد 3 / صفحه 324 )

در مسابقه موسيقي يورو ويژين در شهر باكو در قلب يك كشوراسلامي ; همجنسبازان رژه رفتند 

4 ) هنگامی که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند ( منبع : منتخب الاثر / صفحه 425 )

5 ) با محارم ( محارم : کسانی که بر آنها محرم هستند ) خود آمیزش می کنند در حالی که آنها برایشان کافی اند ( منبع : منتخب الاثر / صفحه 429 )

6 ) مردان برای مردان و زنان برای زنان آرایش می کنند ( منبع : بحارالانوار / جلد 52 / صفحه 257 )

7 ) مردان با مردان زفاف می کنند همانگونه که زن با همسرش زفاف می کند ( منبع : بشارة الاسلام / ص 76 )

8 ) درآمد مرد از پشتش و درآمد زن از جلویش می باشید ( منبع : منتخب الاثر / ص 431 )

9 ) مرد برای مرد موهایش را شانه می زند و خود را آرایش می کند ، همانگونه که زن برای شوهرش چنین می کند و مردان برای چنین کارهایی پول می گیرند . همچنین مردی ناموس مرد دیگر می شود و نسبت به او غیرت می ورزد و به خاطر او جان و مالش را فدا می کند ( منبع : الزام الناصب / صفحه 183)

 

چه بسیارند عبرت ها و چه کمند عبرت گیرندگان :

برادران ، خواهران ، هموطنان عزیزم ، هنگام دنبال کردن رسانه ها و سرگرمی هایی مثل : سینما ، سریال ، موسیقی ، ویدئوگیم و... که عضو جدایی ناپذیری از زندگی انسان معاصر گشته است.

توجه داشته باشید که کمیت و کیفیت بالای یک اثر ، هرگز و به هیچ عنوان توجیهی برای ترویج یا پذیرش عقاید پوسیده و شیطانی جریانهای فاسدی که افسار هدایت رسانه های امروزه را در دست دارند نبوده و نخواهد بود.

نصیحت که نه ، اما بعنوان وصیت ، این را از این برادر کوچکتان داشته باشید :

                          دنیای لیبرالیسم شما را به مقصد مناسبی نمیرساند ، مواظب خودتان باشید...

 

ادامه دارد، اگر خدا بخواهد...

 
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 32 درجه