X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
s1107
 
تاریخ عضویت: 1393/08/05
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1394/02/19
تعداد مطالب: 205
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 37
 pc  ps2  ps3  psp 
 
درباره وبلاگ
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
يكشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۸:۰۹ ق.ظ  ::  موضوع: MULTILAND
 

سلام پردیسیها ...

به دومین قسمت از مجموعه مطالب MULTILAND خوش آمدید. در صورت عدم آشنایی با این مجموعه به قسمت قبل مراجعه کنید :

 

قسمت اول

 

 

_______________________________

 

*بخش اول : معرفی نرم افزارها و برنامه های کاربردیِ مرتبط با GAME

 

 

خب ، اولین بخش از این قسمت حتما به مذاق دارندگان کنسول PSP خوشتر خواهد آمد. چرا در این قسمت برنامه ای را به شما عزیزان معرفی خواهیم کرد که میتوانید با آن بازیهای کنسول PLAYSTATION ONE را در PSP بازی کنید (صدای فریاد و جامه دریدن گیمرهای قدیمی)

بله ، کراش دوست داشتنی

خیسیدن به خودتون بعد از دیدار مجدد با نمیسیس 

لذت کشاورزی و دام پروری در هاروست مون 

ماجراجویی با لارا کرافت اورجینال (نه باربی

گشت و گذار در دنیای شاد و خاطره انگیز تارزان 

پپسی من 

  پیدا کردن پنی سیلین برای سالید اسنیک ...

همه و همه را میتوانید مجددا با برنامه Simpel Popstation GUI درکنسول دستی PSP تجربه کنید. برای دانلود این برنامه بر روی لینک زیر کلیک کنید :

Simpel Popstation GUI

 

برای استفاده از این برنامه ابتدا باید فایل ISO بازی PS1 مورد نظرتان را داشته باشید. اگر  دیسک بازی را دارید که هیچ ، میتوانید بوسیله نرم افزارهای مختلف از آن ایمیج تهیه کنید. در غیر اینصورت میتوانید با مراجعه به سایت ROM Hustler به آرشیوی کامل و غنی از بازیهای PS1 و... دسترسی داشته باشید.

 

گوش و چشمتون رو خوب باز کنید که یکبار بیشتر نمیگم :

 

1- فایل iso رو تهیه کنید

2- برنامه ای که قرار دادم رو دانلود کنید

3- از حالت فشرده خارجش کنید (همون اکسترکت کردن)

4- برنامه رو اجرا کنید

 

 

5- در قسمت PSX Image File با زدن Browse آدرس فایل ISO (همون بازی PS1) رو بدید. (اگه دوست داشتید آدرس فایل خروجی در زیرش هم بصورت دلخواه وارد کنید)

6- بچه های خوبی باشید و سایر تنظیمات (مثل فشرده سازی و...) رو انگولک نکنید که بیشتر مواقع برای اجرای بازی مشکل ایجاد میکنه

7- خیلی آروم و مودبانه روی GO کلیک کنید و منتظر تبدیل بازی بمانید

8- بعد از پایان عملیات تبدیل ، برنامه از شما میخواد که بازی رو به PSP منتقل کنه (اگه کنسول رو به کامپیوتر وصل نکردید ، خب الان وقتشه که وصل کنید ) . روی YES کلیک کنید و منظر کپی شدن باشید

9- بازی رو در PSP اجرا و برید حال کنید

10- یه فاتحه ای هم برای اموات من ، سازندگان برنامه ، سازندگان بازی و کارکنان شرکت سونی بفرستید

______________________________________________

 

*بخش دوم : معرفی فعالان گیمینگ ایرانی در فضای مجازی

 

آیا میشود بازی خورد؟ آیا شما تا بحال بازی خورده اید؟ آیا بازی ، خوراکی خوشمزه ای ست؟ آیا خوردن بازی کلسترول خون را بالا میبرد؟

 

پاسخ سوالهای گیمینگ خود را اینجا بیابید :

 

                    گیمر سلام

خب ، مثل اینکه از هدفم منحرف شدم . در این بخش قصد دارم یک کانال تلگرام گیمینگ که به احتمال زیاد اکثر شما با اون آشنا هستید رو معرفی کنم. کانالی که با هیچ کس تعارف نداره و بدون رودربایستی همه رو میشوره میزاره کنار ...

از بنیاد بازیهای رایانه ای گرفته تا مسئولینُ و فروشندگانُ و حتی خود ما گیمرها ...

هیچ کس از دید مجله ویدئویی بازیخوار مخفی نخواهد ماند ...

مجله ویدئویی بازیخوار تقریبا بیش از یکسال سال پیش فعالیت خودش را بعنوان یک رسانه مستقل در تلگرام آغاز کرد. رویکردی که از همان ابتدا در پیش گرفت همان چیزیست که ما ایرانی ها خودمان را برای آن میکشیم. آری ، ما جماعت ایرانی برای طنزپردازی در مورد معضلات و مشکلاتمان حاضریم تا آخرین قطره خونمان بخندیم. مجله ویدئویی بازیخوار هم دست بر روی همین نقطه ضعف ما جماعت شاد و سر خوش ایرانی گذاشته و با نگاهی انتقادی و زبانی طنز ، ریز و درشت دنیای بازی (خارجی و داخلی) را به کام خواریدن گرفته است.

در طول این مدت فعالیت بازیخوار بالا و پایین زیاد داشته ، اما اگر بخواهیم منصفانه به دستاوردهای این مدت بازیخوار نگاه کنیم باید اعتراف کرد که تیم بازیخوار موفق شده تا موضوعاتی منحصربفرد را انتخاب و ویدئویی هایی ناب و بامزه را منتشر کند.

البته هیچ چیز در این دنیا کامل نیست ، بازیخوار هم در همین دنیاست. از جمله نقص های بازیخوار میشود به تراز نبودن کفه ترازوی آنها در بحث پلتفرم و... اشاره کرد. از هیت کردن انحصاریهای پلی استیشن گرفته ، تا توصیه به عدم تجربه بازیهایی مثل The Last Guardian و در عوض پیشنهاد تجربه آثاری مثل Dead Risind 4 ، تا تیکه پرانی های خارج از اعتدال به طرفداران پلی استیشن در طول ویدئوها و ...

اما رفته رفته با عملکرد نچندان جالب مایکروسافت در E3 امسال ، شاهد کمرنگ شدن این موضوع در ویدئوهای اخیر بودیم. خوشبختانه با ایجاد کانال در آپارات و رویه ای که از تابستان پیش گرفته اند شاهد پیشرفت روز افزون این مجله هستیم.

آیتمهای هفتگی و مسابقاتی که در این چند ماه استارت آنرا زده اند جای تقدیر و تبریک دارد. وبلاگ GAMELAND نیز به عنوان یکی از فعالان حوزه بازیهای ویدئویی این موضوع را وظیفه خود میداند که با گذشت یکسال و امتحان پس دادن بازیخوار در زمینه کیفی ، آنرا به مخاطبینش معرفی و پیشنهاد کند.

نکته : برای هدایت به کانال آپارات و کانال تلگرام بازیخوار بر روی عکسهای بالا کلیک کنید

نکته 2 : لازم به ذکر است که ، به پیر به پیغمبر ، به کله کچل کریتوس ، به دستمال سر مارکوس فینیکس ، به سیبیل ماریو و... قسم ، هیچ پول و تبلیغی در کار نیست. تنها هدف ما حمایت از رسانه های مستقل است و بس

________________________________________________

*بخش سوم : بررسی مسائل روز "بزرگترین جامعه مجازی بازیهای ویدئویی در ایران"

 

شلیک عقاید :

برای چه بازی میکنید ؟ برای سرگرمی ؟ برای هنر ؟ برای گرافیک ؟ برای ماجراجویی ؟ برای آدم (NPC) کشتن ؟ برای پُز دادن ؟ برای سوزاندن روزهای عمرتان ؟ برای کلفت تر کردنه گردن استکبار جهانی ؟ برای پُرتر کردن جیب استکبار جهانی ؟ برای دادن افسارتان به دست شیطان ؟

برای رضای خدا ؟ برای فرار از مشکلات ؟ برای فرار از تنهایی؟ برای خاطر عادت یا اعتیاد ؟ برای درس نخواندن ؟ برای خالی کردن جیب پدرهایی که خونشان را با حقوقشان معامله میکنند؟ برای ...

 

اصلا بازی چیست ؟ هنر ؟ سرگرمی ؟ رسانه ؟ جادو ؟ کُفر ؟

عزیزان ، به هر دلیلی که بازی میکنید ، بدانید که آن دلیل تنها برای خود شما موجه و قابل پذیرش است. اصلا درستش هم همین است ، تنها چیزی که اهمیت دارد اینست که خود شما باورهایتان را قبول داشته باشید و به آن عمل کنید.

عزیزان بدانید که با تلف کردن عمرتان در فرومها و گروه ها بر سر بحث در مورد هنر بودن یا نبودن بازی ، نه بازی هنر میشود و نه سرگرمی ...

همانطور که گفتم تنها عمرتان و مقدار قابل توجهی انرژی از دست خواهید داد ...

اینکه بازی چه هست و چه نیست ، بر میگردد به همان دلیلی که شما به خاطر آن به بازی کردن میپردازید. این نیاز و رابطه شما با مقوله بازی ست که ذات و موجودیت آنرا برای شما مشخص میکند.

                                   

 

اینکه بیاییم  نیاز و رابطه فردی خودمان با بازیهای ویدئویی که ذات آنرا برای ما تعریف میکند و بیانگر عقیده ما نسبت به آن است را به عنوان امری ثابت و مطلق به دیگران که نیازها و رابطه ای متفاوت از ما با مقوله بازی دارند را تحمیل کنیم ، تنها به مجادله و اتلاف وقت و انرژی خودمان و دیگران دامن زده ایم.

بعنوان مثال به یک آهنگ در حال پخش از رادیو در اتوبوس یا تاکسی دقت کنید :

عده ای به آن گوش میدهند و لذت میبرند - عده ای فراتر از گروه قبل با آن زمزمه میکنند و حتی شاید به یاد خاطره ای در گذشته بیافتند - عده ای نام خواننده و آهنگساز و... آنرا برای همدیگر بازگو میکنند و در مورد هنر بکار رفته در آن صحبت میکنند - عده ای هم شاید فقط مثل بُز با آن سر تکان دهند - عده ای ممکن است حتی متوجه پخش آن آهنگ نشوند - شاید حتی عده ای از شنیدن آن ناراحت و عصبی شوند - و...

با کمی دقت در میابیم که یک ترانه میتواند بسته به نوع مخاطبش ، ارتباطی منحصر بفرد با مخاطب ایجاد کند. مثلا در اینجا برای گروه اول آن ترانه تنها یک سرگرمی است در حالی که برای گروه دوم یک ترانه نیست بلکه یک خاطره و بیانگر لحظاتی از زندگی آنان میباشد. به همین ترتیب برای گروه سوم یک اثر هنری ، برای گروه چهارم مایه گذراندن وقت ، برای گروه پنجم خنثی ، و در نهایت ممکن است برای عده ای مثل گروه ششم آزار دهنده و مزاحم باشد.

آیا در دنیایی با این تنوع و گستردگی عقاید میشود به راحتی و با قطعیت در مورد ذات و موجودیت چیزی نظر داد؟؟؟؟؟؟

طبیعتا خیر ، هر کس میتواند با توجه به نوع رابطه و احساسی که با آن (هر چیزی) برقرار میکند ، آنرا بپذیرد و با آن تعامل داشته باشد.

پس خواهشا ، لطفا ، التماسا ، تقاضا داریم که اینقدر سر لوله عقایدتان را به سمت همدیگر نشانه نروید و این جنگ نامرئی و تحمیلی را که نهایتا به هیچ کجا ختم نمیشود را تمام کنید. نه بخاطر خودتان ، بلکه به خاطر دیگران که مجبور هستند در هر پستی نظرات گهربار شما را تحمل کنند.

مخلص کلام ، پس دیگه نبینم توی پستها 10تا 10تا کامنت گذاشتین که بازی هنره یا سرگرمی نبینم دیگه این وسط شروع کنید قطاری بازیهایی که دیگران کلی با اونها خاطره دارند رو برای اثبات عقاید شخصی تون ردیف کنید و با 4 مثقال عقل و دانش خودتون اونها قیاس بنمایید

 

این با زبان خوش ...

_________________________________________________

 

*بخش چهارم : معرفی بازی

 

بازی Machinarium را بخاطر دارید؟ همان عنوانی که پس از گذشت 8 سال از انتشارش هنوز هم زمانی که نامی از آن به میان میاید ، میشود ساعتها درباره آن بحث کرد و به نکات جدیدی درباره دنیای آن دست یافت.

تقریبا 3 سال پس از عرضه Machinarium ، استودیو خلاق و کاردانِ Amanita Design شاهکار بعدی خودش در همان سبک (ماجراجویی پوینت & کلیک) با نام Butanicula را منتشر کرد. بوتانیکولا نیز همانند بازی قبلی این استودیو به موفقیت چشمگیری دست پیدا کرد و توانست توجه گیمرها و منتقدین را به خودش جلب کند و نمرات و نقدهای مثبتی را دریافت کند.

عزیزان اگر Machinarium را قبلا تجربه کرده اید که هیچ ، اما اگر تاکنون کم سعادتی مانع وصال شما و این بازی شده ، حتما به سراغ آن بروید (روی تمام پلتفرها هم در دسترس هست)

اگر جزو دسته اول هستید و تا بحال بازی Botanicula را تجربه نکرده اید ، میتوانید از لینکهای زیر آنها را دانلود کنید :

 

دانلود نسخه اندروید

 

دانلود نسخه کامپیوتر

توصیه : از سختی بازی نگرخید و یکم به اون بالاخونه فشار بیارید و از سوزاندن فسفر نهراسید که خداوند با صابرین است

______________________________________________

 

*بخش پنجم : مسابقه و ایجاد چالش گیمری

 

ابتدا پاسخ معمای قسمت قبل :

 

تکه چوبی هستم که هم مشعلها را روشن میکنم ، هم بمبها را فعال میکنم و هم سایه ها را فراری میدهم ...

 

 

و اما معمای این قسمت :

ابتدا آدم زاده شدم ، بعنوان یک فرشته سقوط کردم ، اما از مرگ جستم ، در راه انتقام از خون آشام ، گذشته ام و نهایتا آرامش را یافتم  ...

من چه کسی و متعلق به کدام بازی هستم ؟؟؟

 

جایزه : به اولین کسی که در قسمت نظرات همین مطلب ، معما رو پاسخ بده ، دویست قطعه شمش طلای یک کیلو گرمی به ارزش یک شارژ هزار تومانی (ایرانسل یا همراه اول) هدیه داده خواهد شد

_________________________________________________

 

*بخش ششم : ویدئوگیمپلی ، ویدئو موزیک ، میکس های زیبا و ...

 

داستان بازی Red Dead Redemption در یک دقیقه

 

پورتال vs هاف-لایف

 

 

لانچ تریلر حماسی و به یاد ماندنی بازی کسلوانیا : اربابهای سایه  2

 

INTRO زیبا و ماندگار بازی  onimusha demon siege 3  

 

 

راز و رمزهای متالگیر سالید 4 

 

_____________________________________________

 

پایان موقتی قسمت دوم

 

نکته اول : این هفته بخش ترفند و موسیقی نداشتیم. باور کنید همین مقدار هم کلی از وقتم رو گرفت. و بدانید که وقت طلاست

نکته دوم : به امید خدا ، در طول چند روز آینده این مطلب رو بروز ، و بخش های جدیدی رو به اون اضافه خواهم کرد ...

_____________________________________________

 

آپدیت اول : 100 حقیقت در مورد انیمیشن سریالی "ریک و مورتی"

 

به لطف فیلم “Bad Grandpa”، ما میدانیم پدربزرگ ها هم میتوانند بد باشند. فیلمی که در آن پدربزرگ بد به نوه ۸ ساله خود همه گونه آسیبی میرساند. اما آن پدربزرگ در مقایسه با پدر بزرگ بدی که در ریک و مورتی میبینیم، نمونه است.

 

این پدربزرگ، همان ریک، نابغه و دانشمندی دیوانه است که در همان ابتدای حضور در سریال، در حال آماده شدن برای پاک کردن زمین از انسان‌ها و شروع دوباره تولید مثل به کمک نوه و همکلاسی نوه اش است.

 

پخش فصل سوم این سریال تمام شد و دوباره شاهد ماجراجویی های ریک، پدربزرگ بد و مورتی، نوه ترسوی او  بودیم. در اینجا  ۱۰۰ حقیقت جالب و خواندنی در مورد این سریال انمیشینی را باهم مرور می کنیم.

 

ریک و مورتی توسط دن هارمن و جاستین رویلند ساخته شده است. اولین قسمت این سریال در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۳ پخش شد.


این سریال در ژانویه سال ۲۰۱۴ تمدید شد و پخش فصل دوم آن در تاریخ شروع ۲۶ جولای ۲۰۱۵ شروع شد.


دن هارمن ۴۴ ساله برای ساخت سریال کامیونیتی در شبکه NBC مشهور است.


دلیل شهرت جاستین رویلند هم بخاطر صدای فوق‌العاده او در نقش‌های مختلف است. صدای جاستین با  شخصیت کله لیمویی محبوب در سریال وقت ماجراجویی بسیار جذاب از آب درامد.

ریک و مورتی جاستین رویلند


همچنین دو خط از دیالوگ های جاستین در سریال وقت ماجراجویی به ریک و مورتی هم منتقل شده است. “!The thing, the thing” و “!Unacceptable”

 

صدای جذاب جاستین رویلند در ریک و مورتی هم استفاده شده است، در دو نقش ریک و مورتی !


دن هارمن همچنین در تاسیس شبکه۱۰۱، جشنواره ماهانه فیلم کوتاه در لس آنجلس، مشارکت داشته است. فیلم های این جشنواره باید کمتر از ۵ دقیقه باشند.


این سریال از یک انمیشین کوتاه که رویلند برای شبکه ۱۰۱ ساخته بود، ریشه میگیرد. بعد از اینکه هارمن بخاطر ایده‌هایش برای نمایش‌های تلویزیونی به ” A*ult Swim”  نزدیک شده بود، او و رویلند شروع به تولید این سریال کردند.

 

                     ریک و مورتی دن هارمن


ریشه داستان که در بالا اشاره شد در‌واقع برای مسخره کردن فیلم بازگشت به آینده با نام ماجراجویی های داک و مارتی با دو شخصیت اصلی داک براون و مارتی مکفلای به نمایش در آمده بود. بعدا این نام ها به ریک و مورتی تغییر پیدا کرد.


رویلند قصد داشت تا سریال با قسمت‌های ۱۱ دقیقه‌ای ساخته شود اما “A*ult Swim”  این زمان را افزایش داد.


 رویلند قبل از آغاز همکاری با هارمن، ۳ بار تلاش کرد تا با ساخت pilot، این سریال را در شبکه “Fox” پخش کند اما هر ۳ بار شکست خورد. رویلند که از این شکست ناراحت بود، هر نکته‌ای که درباره سریالش به او گوشزد میکردند رد میکرد.
در این سریال ۳ کارگردان و ۶ طراح فیلم نامه مصور، دو طراح به ازای هر کارگردان، نقش داشته‌اند.

 

ریک و مورتی rick and morty


طبق گفته اریکا هِیز، یکی از طراحان فیلم نامه مصور این سریال، آنها ۲ هفته برای ارائه یک خلاصه از کار، ۲ هفته برای مرتب کردن طرح و یک هفته برای بازبینی طرح هایشان برای هر قسمت فرصت دارند.


دشواری و پیچیدگی  قسمت‌های  Ricks-T Minutes و قسمت پایانی فصل اول باعث شد تا همه اعضای مجموعه دست به دست هم دهند تا بتوانند کار را به پایان برسانند.


برای طراحی های این سریال از Mac و Cintiq استفاده شده است. ساخت انیمیشن ها نیز با استفاده از نرم‌افزار ToonBoom و همچنین Adobe After Effects انجام شده است.

 

ریک و مورتی rick and morty


نمایش رن و استمپی ساخته جان کریسفالوسی یکی از منابع الهام این سریال است.


سبک کارتون سازی رویلند به شدت تحت تأثیر انیمیشن سیمپسون ها است.


 در نمایشگاه کامیک-کان ۲۰۱۴ در سن دیگو جاستین رویلند، پندلتون وارد،انیمیشن ساز آمریکایی، را جزو کسانی اعلام کرد که تأثیر زیادی بر این مجموعه داشته انست.


جاستین و دن در یک روز، خط داستانی سریال را دور انداختند، قسمت pilot آنرا فروختند و بخش مقدماتی آن را نوشتند.
تکمیل بخش مقدماتی در دفتر بدون اثاثیه دن در محل پارامونت پیکچرز ۶ ساعت طول کشید.


اگر طرفدار ریک و مورتی هستید و قسمت پایانی فصل ۲۶ سیمپسون ها را دیده باشید، احتمالاً با چهره‌های آشنایی مواجه شدید. ریک و مورتی در اوایل این قسمت از سریال ظاهر میشوند!

 

ریک و مورتی rick and morty


در قسمت Society of the Blind Eye در سریال Gravity Falls ساخته دیزنی بعضی از وسائل Stan، پیرمرد داستان،  شامل دفترچه یادداشت، خودکار و ماگ او به درون یک پورتال کشیده می‌شوند. اگر به قسمت پایانی فصل اول ریک و مورتی دقت کرده باشید متوجه خارج شدن یک دفترچه یادداشت، خودکار و یک ماگ از درون یک پورتال می‌شوید. به نظر شما این کار اتفاقی بوده یا ارتباطی وجود دارد ؟‌!


آهنگی به سبک رپ که در قسمت ۶ فصل اول شاهد هستیم توسط کارگردان، دن هارمن، اجرا شده است !

 

ریک و مورتی rick and morty


دن به اجرای آهنگ اکتفا نکرده و در قسمت ۱۱ فصل اول او را با شخصیت شخص پرنده میبینیم.


در قسمت ۴ فصل اول با یک شبیه سازی از دنیای واقعی روبرو میشویم. در این دنیای کامپیوتری حرکات عجیب مردم را می بینیم که هدف از این کار نشان دادن Cartridge tilting یا ایجاد اختلال در روند یک سیستم بیان شده که باعث اتفاقات غیرمترقبه مثل حرکات این مردم میشود.

 

برای این قسمت 25 تا مورد کافیه ، باقیش برای قسمتهای بعد ...

 

نکته : اگه تحمل ندارید ، اینم منبع ( آلبالو دات کام ) 

_____________________________________________

 

آپدیت دوم : پروژه مخفیانه و مرموز سفر در زمان

سفر در زمان

 

پروژه فیلادلفیا Philadelphia Experiment

پروژه اسرار آمیز فیلادلفیا و تونل زمانی که همچنان فعال است پروژه فیلادلفیا Philadelphia Experiment  یا  «پروژه رنگین کمان» یکی از آزمایشات مخفی آمریکا در سال ۱۹۴۳برای ایجاد کردن تونل زمان و مکان بود. این آزمایش به طرز وحشتناکی پایان یافت و اگرچه اثرات آن هنوز در نقاط اطراف بندر فیلادلفیا دیده می شود  نیروی دریایی آمریکا که مسئول این پروژه بود همچنان آن را انکار می کند.

 

آزمایشی که در فیلادلفیا صورت گرفت بعدها به طرز اسرار آمیزی یا پروژه مشابهی به نام » پروژه مونتاک» در سال ۱۹۸۳ پیوند خورد و حتی پای انسانهای عصر آینده و گذشته و حتی بیگانگان را به میان کشید.

 

پیش از جنگ و در طول جنگ جنگ جهانی دوم  نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایشاتی برای نامرئی کردن کشتی ها و هواپیماها زد. این نامرئی کردن به گونه ای بود که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نباشند و به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید کاملا وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. تحت نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله «نیکلاس تسلا» و » جان ون نیومن» این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.

 

                        ru6tg2

 

نیکلاس تسلا  در میان امواج الکتریسیته…زندگی پر از راز او و مرگ جعلی اش توسط دولت آمریکا بسیار شک برانگیز است در حالیکه اعلام شد او در سال ۱۹۵۷ مرده است جسدش به هیچ کس نشان داده نشد و شاهدان عینی او را در سال ۲۰۰۱ نیز زنده دیده اند در حالیکه همچنان دست به آزمایشات غیر قابل بخشش و قربانی کردن انسانها می زند.

 

جان فوون نیومن – همکار تسلا که مسئول برژه فیلادلفیا و مونتاک بود. بیش از ۴۰۰ دانشمند یهودی – آلمانی روی این پروژه کار می کردند که انیشتن نیز در میان آنها بود.

 

در آزمایشات اولیه با کمک دستگاههای بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند – به بعدی ناشناخته وارد کند و سپس آنها را بازگرداند. این آزمایشات پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود و کاملا واضح است که جنگ جهانی دوم پیش بینی شده و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته بود. در این میان تعداد کثیری از یهودیان آلمان و آمریکا مخارج این پروژه عظیم را می پرداختند!  بعد از آزمایشات اولیه که تحت فرمان نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت تصمیم بر آن شد که تعدای حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی قرار دهند و آن را به بعد دیگری بفرستند.  این حیوانات داخل قفسهای فلزی و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملا ناپدید شد ولی وقتی برگشت تعدای از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان دیده می شد. قرار بر این شد که تا کامل شدن پروژه هیچ انسانی مورد تست قرار نگیرد ولی با این حال در ۱۲ آگوست ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه اش مورد تست قرار گرفت.

 

 ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. دستگاهها شروع به کار کردند و کلید ها زده شدند. کشتی با کلیه مردان داخلش ناپدید شدند. تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشتند. شاهدان ماجرا گزارش می دهند که یک هاله سبز فسفری تمام کشتی را احاطه کرده بود.

 

16hnurr

 

 خدمه کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارشات نیروی دریایی حکایت از این دارد که  چند ملوانانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم حاضران ناپدید شدند. ( یا بخار شدند یا به بعد دیگری انتقال یافتند).

 

سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟ دو بازمانده ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار ساعت کشتی در یک تونل زمانی ۴۰ ساله وارد شده بود. یعنی از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقا در زمان آزمایش مشابهی به نام » پروژه مونتاک» وارد شده بود. چرا و چگونه ؟ معتقدند که بیگانگان یعنی فضاییان در این میان نقشی فعال داشته اند. اگرچه گزارشات حضور چندین کشتی فضایی از انسانهای آینده را نیز در زمان این آزمایش تایید می کنند.

 

قضیه از این قرار است که ۴۰ سال بعد از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی که نامشان ذکر شد دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی » پروژه مونتاک» است. کشتی ای که در سال ۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود. در این میان دو نفر از خدمه به نامهای «دانکن» و » بیلک» از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ باقی ماندند در حالیکه خود کشتی و سایر خدمه به سال ۱۹۴۳ بازگشت و تمام  آنها جان باختند.

 

این دو بازمانده عضو خدمه نیروی دریایی نبودند بلکه دو محقق و دانشمند فیزیکدان و از دوستان «جان فون نیومن» و «نیکلاس تسلا» بودند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی Eldridge حضور داشتند و در زمان مناسب به ۴۰ سال در آینده سفر کردند. طبق گزارشات خودشان » جان فون نیومن» دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب آماده کرده بوده است. آلبک می گوید» وقتی ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن شما هستم». مشخص است که این سفر ۴۰ ساله در زمان با موفقیت و همانطور که این دانشمندان پیش بینی کرده بودند انجام شده است.  به گفته » دانکن» و » بیلک» یک نفر سوم هم همراه آنها بوده است ولی به سبب اشتباهی که در ساعت زمانی او اتفاق افتاده بود پس از ورود به سال ۱۹۸۳ او در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مرد.

 

«دانکن» و » بیلک » هم اکنون در نیویورک زندگی می کنند و چند مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام انجام داده اند. به گفته ایشان این اولین باری نبوده که سفر در زمان صورت گرفته است. » دانکن» با دادن مشخصات و مدارک بسیاری ثابت کرده است که برای سفر در زمان تنها به سه وسیله نیاز است و بعد از گشوده شدن تونل به هر زمانی امکان سفر هست.

 

50lekn

 

نیازی به لباس مخصوص یا هیچ گونه امکانات عجیب و غریب نیست. این وسایل و آنتها هم روی زمین و هم مایلها زیر زمین در «مونتاک» کشیده شده اند. » بیلک » نشان داد که در سال ۱۹۴۳ آنها به مریخ فرستاده شده بودند تا شهرهای متروک و تونلهای زیر زمینی مریخ را بازرسی کنند. به گفته او مریخ هزاران سال است که متروک شده و سکنه ندارد ولی هوای آن قابل تنفس و زندگی است.

 

به گفته دانکن یک تیم ۲۰ نفره به همراه او به آینده و سال ۶۵۳۵ میلادی فرستاده شدند. آنجا سکنه ای دیده نشده بوده. آنها در میدانی عظیم  که یک مجسمه غول آسا از یک اسب طلایی در وسط آن قرار داشته دیدن کردند. بنا بر این اظهارات این آزمایش بارها تکرا شده و هر بار آنها در همین مکان وارد شده بودند گویی که جای دیگری در سال ۶۵۳۵ وجود ندارد.

 

همچنین گزارش می دهند که در زمان آزمایشات آنها چند کشتی فضایی بر فراز مونتاک پدیدار شدند که قصد هیچ نوع دخالتی نداشتند فقط مشاهده می کردند. متاسفانه تونل زمانی که ایجاد شده بود یکی از این یوفو ها را به داخل خودش کشید و به سال ۱۹۴۳ انتقال داد. در این شرایط افرادی که در سال ۱۹۴۳ بودند یوفو را یافتند. به گزارش » دانکن» چند یوفویی که در سال ۱۹۸۳ بودند از آینده آمده بودند تا کارها را زیر نظر داشته باشند. همچنین اطلاعات فوق العاده سری در مورد » اوریون» و » گری ها» و نقش آنها در دادن این تکنولوژی به زمینیان برای سفر در زمان وجود دارد که قابل ذکر در اینجا نمیباشد.

منبع : اینفو دات آی آر

 
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 35 درجه