X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 



تو کز محنت دیگران بی غمینشاید که نامت نهند ادمی بعضی از آدمها بالای خط فقر هستنداما زیر خط فهم . . .

فی الواقع که چقدر بی چشم و روست این آدمیزاد!مثل گرگ، آدم را پاره پاره میکند.و فردایش راست راست در خیابان راه می رود!!این چه جور گرگی است که تا روز پیش از غارت،حتی تا ساعتی پیش از غارت از بره هم رام تر می نماید؟!!!
"استاد محمود دولت آبادی"از رمان معروف کلیدر

چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود؛و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود ...!
******************
مرد کتاب فروش روی شیشه نوشته:متناسب با در آمد شما کتاب دلخواه موجود است.اگر نه کتاب را به امانت ببرید.
" گاه میشود انسانیت را پرینت کرد و به شیشه چسباند"

ظرف غذای نذری همسایه را نگرفتم، هاج و واج نگاهم کرد؛گفتم: غذا داریم و این زیادی است؛به او نگفتم که، اگر فقط ده دقیقه سر کوچه بایستد؛حتماً یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود، برای یافتن لقمه ای نان؛دور و برم پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی؛یک محل را نذری می دهید؛بی آنکه حواستان باشد، نیازمندان زورشان به صف ایستادن نمی رسد؛اگر هم برسد از لباس هایشان خجالت می کشند ..

هر وقت خواستید برای دفع بلا یا حاجتی صدقه بیاندازید ،یا اون پول رو لای قرآن بذارید ، یا جای محفوظی كه پس از جمع شدن ، این پول رو به آدم مستحقی بدید،*یا با اون پول ،* مقداری برنج یا گوشت یا لباسیچیزی واسه یه آدم مستحق بخرید !!!حتما اگه دقت كنیداز اینجور آدما اطرافتون پیدا میكنید.یا هم بعد ازجمع شدن مقداری پول ، باهاش نذری بپزید و به مستحق ها بدید ....پس لطفاً ، لطفاً ، لطفاً دیگه پول تو صندوق صدقات نیاندازیدصدقه برای رسیدن به دست مستحقه كسانی كه میدونید

ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﺟﻴﺒﺶ ﺗﻜﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩ،ﮔﻮﺷــــﻲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﻚ ﺭﺍﺧﻮﺍﻧﺪ :Salam, khubi agha ? shenidam karshenasiarshadetam gereftitabrik migam , movafagh bashi...ﮔﻮﺷــــﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻴﺐ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ،ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﺷﺖ ﻏﺮﻭﺏﻣـــﻲﻛﺮﺩ ،ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺎﻛﺶ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﭘﻴﺎﺩﻩﺭﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﻳــــﻮﺍﺭ ﻭﻟﻮ ﺑﻮﺩ،ﺩﺳﺘﻪﺍﻱ ﺩﯼ ﻭﯼ *ﺩﻱ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺯﺩ :ﺩﻱﻭﻱﺩﻱ ﻫـــــﺰﺍﺭ ... ﺩﻱﻭﻱﺩﻱ ﻫـــــﺰﺍﺭ !!

اختلاف یعنی دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خوردمردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کنداختلاف یعنیمردی برای اجاره خانه ، کلیه اش را می فروشدزنی برای زیبایی ، کلیه ی بدنش را عمل می کند!دنیای عجیبی شدهیکی پول هایش را پارو می کندیکی اشک هایش را...آهای فلانیقهوه ات را که سر کشیدیبرای فالش سر چهار راه بیااین جا کودک هایی هستندکه تقدیرشان را خیلی وقت است فروخته اند

کاندیدا رأی آورد!تابلو، نقاش را ثروتمند کرد!شعر شاعر، به چند زبان ترجمه شد!کارگردان، جایزه ها را درو کرد!و هنوز ...سر همان چهار راهواکس می زند...کودکی که همیشه بهترین "سوژه" است...!!

ببخش که صدای گریه هایت را نمیشنویم ،گوشمان از قیمت دلار و ماشین و ویلا پر شده

دست های کوچکشبه زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسدالتماس می کند : آقا… آقا "دعا " می خری؟و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداندو برای فرج آقا "دعا " می کند!!!!!



بامش که نـه اما برفـش از همه بيشتر است...خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیمدیروز پزشک روستا گفت:چشمان مادرم پر از آب مروارید است!!!!
*********************
هی خدایا شکرت که محتاج کسی نیستیم بازم شکرت


موضوع: عکس

نظرات (0)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 5 درجه
ادامه مطلب

 

























و
و
و
و خاصترین تاکسی در جهان
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و





موضوع: عکس

نظرات (1)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 5 درجه
ادامه مطلب

 

دو دوست در بيابان همسفر بودند.
در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد.
دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت:

« امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:

« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:
« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟»
دوستش پاسخ داد :
«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند.
ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»


موضوع: عکس

نظرات (5)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 20 درجه
ادامه مطلب

 

اینو واسه اونایی میگم که میگن مسلمونیم ولی همسایش هر شب داره با گرسنگی سرو به روی به زمین میزاره

دلخوش از انیم که حج میرویم!!

غافل از انیم که کج میرویم.....!!

کعبه به دیدار خدا میرویم...؟؟؟

او که همینجاست....کجا میرویم!؟

حج بخدا جز به دل پاک نیست....

شستن غم از دل غمناک نیست...

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هر که علی گفت که درویش نیست.....

صبح به صبح در پی مکر و فریب......

شب همه شب گریه و امن یجیب...!!؟؟


موضوع: عکس

نظرات (5)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 37 درجه
ادامه مطلب

 



این عکس تنها چند ساعت قبل از آخرین نفس یک مرد در حال مرگ گرفته شده است.
پس از ظاهرسازی، سه مه عجیب و رشته های نور به نظر می رسد که برخی بر این باورند ارواح آماده و در انتظار هستند.



یک عکاس عروسی برای تست تجهیزات خود در مزرعه قدیمی که در آن عروسی مشتریانش برگذار شده بود، شروع به عکاسی کرد که متوجه تصویر یک کودک شد که به او خیره شده بود.
پس از پرس و جو، صاحب مزرعه ادعا کرد که اغلب روح یک پسر جوان سرگردان را با لباس شب در مزرعه می بیند.



خانواده این خانه عجیب و غریب، اغلب از فعالیت های روح مانند بر روی پله ها شکایت داشته اند.

آنها تا به حال یک عکس از پله ها گرفته اند و به نظر می رسد آن عکس باعث تایید ترسشان شده است.



این دو دختر فقط برای یک شب در شهر بیرون بودند ، سپس یک رهگذر را نگه داشتند تا از آنها با یکی از تلفن های همراهشان عکس بگیرد.

آنها (قابل درک است) وحشت زده شدند وقتی تصویر ضعیف یک شخص را در کنار خود در عکس دیدند!




داستان هایی در مورد این عکس گرفته شده در بلوط گراو، کنتاکی وجود دارد.

از جمله اینکه یک سرباز ، همسر و فرزندش را می کشد. در نتیجه روح همسر برای همیشه روی پل قدم می زند و در جستجوی پاسخ است.




یک مرد عکسی از دختر خردسال خود در حالی که در حال بازی کردن در اتاق نشیمن بود، گرفت. نتیجه عکس بطور واضح یک موجود شبح مانند را نشان می داد در حالی که فرم خزنده ای به خود گرفته بود و هاله ای از نور و انرژی در مقابل او بود.
همچنین به نظر می رسد که دختربچه هم می تواند آن را ببیند!
آیا ممکن است که این روح مادر مرحومش باشد؟



این تصویر یک موجود شبح مانند را در کنار بیماری در بیمارستان نشان میدهد که ساعاتی جان داده بود.


موضوع: عکس

نظرات (7)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 11 درجه
ادامه مطلب

 

\\

سکــوتــــــ ..، یعنی گفتن در نگفتن ...

یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف ...

یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض !!

سکــوتــــــ .. در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم !

هر سکــوتــــــ ..ی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست !

موسیقی، یعنی سکــوتــــــ .. بعلاوه سکــوتــــــ .. های شکسته شده ی موزون !

سکــوتــــــ .. آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این !

سکــوتــــــ .. شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان !

سکــوتــــــ .. محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون !

سکــوتــــــ .. مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی !

بعضی سکــوتــــــ .. را به رشوه ای کلان می خرند ...

و با سودی سرشار، به اسم حق السکــوتــــــ ..، می فروشانند !

سکــوتــــــ .. عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق !

سکــوتــــــ ..، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکــوتــــــ ..ی ندارد !

بعضی با سکــوتــــــ .. آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند !

سکــوتــــــ .. در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است !

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود !

ایرانی ها، از قدیم معنی سکــوتــــــ .. و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند !!

اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است !

آنان که حرمت سکــوتــــــ .. را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند !

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکــوتــــــ .. را از او سلب می کند !

سکــوتــــــ .. قاضی، رعب آورترین سکــوتــــــ .. زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری !

سکــوتــــــ .. وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است !

سکــوتــــــ .. یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است !

خیالتان آسوده، سکــوتــــــ .. مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست !

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکــوتــــــ ..

ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است !

سینمای صامت، پر از سکــوتــــــ ..ی گویا و خنده دار بود !

غیرقابل درک ترین سکــوتــــــ ..، متعلق به معلم ادبیات پیری است که ؛

شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند !

آزار دهنده ترین سکــوتــــــ ..، وقتی است که دروغ می گوئی ...

و مخاطبت در سکــوتــــــ ..ی سنگین، فقط نگاه می کند !

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکــوتــــــ .. برقرار است !

بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد !

آدم های ترسو، برای فرار از سکــوتــــــ ..، با خود حرف می زنند !

تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکــوتــــــ ..ی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند !

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکــوتــــــ .. می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند !

کرو لال ها، در سکــوتــــــ .. محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند !

سکــوتــــــ ..، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکــوتــــــ ..ی !

بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکــوتــــــ .. کنند، به شرطِ آنکه حق السکــوتــــــ .. قابلی در قبالش گرفته باشند !

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکــوتــــــ .. بی جایت را، هرگز نمی بخشایند !

سکــوتــــــ .. را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد !

سکــوتــــــ ..، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است !

دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکــوتــــــ ..ند !

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکــوتــــــ .. را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند !

قطعاً یکی از راههای تحمل ِ زندگی، پناه بردن به سکــوتــــــ .. است !

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند ؛

و در سکــوتــــــ ..، برایت نقشه ای شیطانی می کشد !

آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکــوتــــــ .. نمی کنند !

سکــوتــــــ .. گاهی وقتها واقعا زیباست...

مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش ...

که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست ...

و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه !

سکــوتــــــ .. ساحل واقعا زیباست و سکــوتــــــ .. زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

سکــوتــــــ ..؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید ...

در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکــوتــــــ .. است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد ...


راستی چه زیباست سکــوتــــــ .. این واژه ی پر از فـریــاد ...

 


موضوع: عکس

نظرات (1)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 7 درجه
ادامه مطلب

 

ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ
ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !

ﺑﻠﮑﻪ
ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ

ﻋﺸﻖ

ﺑﻮﺩ ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ
ﺑﻮﺩ ...


ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ
ﻧﯿﺴﺖ ...


ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ
ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ
ﻧﺨﻮﺭﻧﯿﺴﺖ !!

ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ .

ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ
ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ..
.


ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ
ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ; ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺗﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﺘﻪ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ
ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑــــــــــــــــــــــــــــــﺲ

 


موضوع: عکس

نظرات (3)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 14 درجه
ادامه مطلب

 

به بعضیــــــا باید گفت: اون خرمایی که تو داری میخوری هستش تو جیب ماست....
به بعضیا باس گفت ؛ﮔﺮﺩﻧﺖ ﺩﺭﺩ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺳﺮﮎ ﻣﯿﮑﺸﯽﺗﻮ ﮐاﺭﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

ﺑﻪ بعضیام ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﺮﺩ؟! بی خیااااال،،، ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺷﻮخی کردن!...
به بعضی ها باید گفت: توکه فکر میکنی بالایی دو تا نارگیلم برا ما بنداز پایین...

به بعضیام ﻫﺴﺘﻦ ﻭقتی ﺑﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻧﺒﺎس ﺑﮕﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﺎس ﺑﮕﯽ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﺎﺯﮐﺎﺭﺕ ﮐﺠﺎﮔﯿﺮﻩ ...!!
ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﺑﺎﺱ ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻥ ﭘﻴﻦ ﻛﺪ ﮔﻮﺷﻴﺘﻪ ﻛﻪ 3 ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻣﻬﻠﺖ ﻣﻴﺪﻩ ﻧﻪ ﻣﻦ

ب بعضیا باید با یه متانت خاصی گفت: یه دهن برامون خفه شو لطفا..

به بعضیا هم باید بگی: سر راهت خفه خون هم بگیر....

بعضیا انقد"پا" دادن ، جانباز شدن.......

از بــعضــــیا باس پرسیــــد: پر و بالو که خــــودم بِهت دادم! دُم از کـــجا آوردی !؟؟
به بعضیام باید بگی :رو مُخ من نوشته تردمیل؟؟؟

بعضی ها ب ما نمیخوردن ،جاخالی دادیم خوردن ب شما !مبارکتون باشه


موضوع: عکس

نظرات (3)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 19 درجه
ادامه مطلب

 

 

  • تلاش بر غلبه بر قدرت
  • شرایط مردم پس از طوفان
  • قتل‌عام‌های تایلند
  • لایه پنهانی جنگ
  • پناهندگان کوزو
  • واقعه 11 سپتامبر
  • بعد از سونامی
  • تراژدی گاز بوپال در سال 1984
  • عمل قلب
  • تراژدی اومایرا سانچز

موضوع: عکس

نظرات (0)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 44 درجه
ادامه مطلب

 

توی گوگل این کلمه رو سرچ کنید...
Google Gravity
اولین سایتی که میاد رو باز کنید،
تو جای سرچ یه چیزی بنویس و اینتر کن. ببین چ اتفاقی میوفته...

اگه خوشت اومد داغ کن

موضوع: عکس

نظرات (5)
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 22 درجه
ادامه مطلب