X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
m007
 
تاریخ عضویت: 1388/06/27
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1389/02/14
تعداد مطالب: 249
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 111
 pc 
 
درباره وبلاگ
در اين وبلاگ شما با موضوعات مختلف و متفاوت تعامل خواهيد داشت.

!!!Almost every thing you want

مخصوص كاربران پرديس گيم:
براي مشاهده تمام مطالب جديد لطفا به صفحه اصلي وبلاگ سر بزنيد.

((باتشكر از بازديد كنندگان))
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
چهارشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۳:۴۱ ب.ظ  ::  موضوع: اطلاعات عمومي7
 

قانون جاذبه هم نقض شد/عکس

محققان در کنفرانس سالانه انجمن علوم و تکنولوژی بالتیمور تکنیکی جدید را در شناورسازی کوانتومی به نمایش گذاشتند. در این شیوه از ابررساناهایی برای به دام اندازی و شناورسازی کوانتومی استفاده شده است. در این آزمایش از لایه کریستال سیلیکاتی به وسعت ۵۰۰ میکرون استفاده شده که در “اکسید مس باریم ایتریم” پوشش داده شده است.

 سپس این ترکیب با استفاده از نیتروژن مایع تا درجه منفی ۱۸۵ درجه سیلسیوس سرد می شود تا به یک ابررسانا تبدیل شود، به این معنی که می تواند برق را بدون هیچ مقاومت و اتلاف انرژی هدایت کند.

از ویژگی های یک ابررسانا این است که زمانی که در معرض میدان مغناطیسی قرار می گیرد تلاش می کند تا جریانی مغناطیسی را از هسته اش به بیرون براند.

 در فیزیک کوانتومی آمده است که میدان مغناطیسی در قالب ستونهای جریان گسسته به درون ابررسانا نفوذ می کند. ابررسانا با قدرت به این ستونها وصل شده و به این شکل می تواند در میان هوا شناور شود. این تاثیر شناوری کوانتومی نامیده می شود

 

همین تاثیر است که به صفحه سرامیکی فوق سرد امکان می دهد به صورت معلق بر فراز سطحی مغناطیسی شناور باشد و با حرکاتی دائمی در هوا پرواز کند.

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 17 درجه
 
 
 
شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱:۲۵:۰۷ ق.ظ  ::  موضوع: اطلاعات عمومي7
 

 

بابا سلام.با هم حرف بزنیم؟


4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .



5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .


6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.



12ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.

14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .

16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .



45 ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم ...... خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !



حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......

هر جوری میخوای جمله رو تموم کن

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

آدمها و آدم ها

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک مسئله ندارند

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرن

 

 

 

 

 

برای اینکه بتونیم بهتر زندگی کنیم

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت:

”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟....“ دنیا هم بتو خواهد گفت:

خدمتی برایتان انجام دهم؟ چه...“

هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید،
چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است

به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.

درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.

تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است ، برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید

از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.

دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . . .

به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید احساس محبت نمایید.
هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.

عشقم نثار کسی ا ست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم.در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشش عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی می‌کنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم..

پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

(وين داير)

 

 

 

 

 

 

 

امان از ایرانیا
فقط يه ايراني ميتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟

فقط يه ايراني ميتونه هر چیزی که میوفته رو زمین با یک فوت ضد عفونی‌ کنه !

فقط يه ايراني ميتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!
فقط يه ايراني ميتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل اشغال!!!

فقط يه ايراني ميتونه با وجود این همه نداری و بیکاری و تورم, وقتی مهمون واسش میاد سعی کنه بهترین پذیرایی کنه و بهترین غذارو بزاره واسه مهمونش تا یه وقت جلوش شرمنده نشه.



فقط يه ايراني ميتونه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده؟ موبایلشو در بیاره و ساعت رو اعلام کنه!

فقط يه ايراني ميتونه طوری از بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ صحبت کنه که انگار تور لیدر و هفته ای دوبار میره!
فقط يه ايراني ميتونه یکی رو که هیچ دخلی به فوتبال نداره از رییسی ستاد سوخت بذاره مدیرعامل یه باشگاه ورزشی!

فقط يه ايراني ميتونه اسم فیلمارو با شخصیت اصلیش صدا کنه!
فقط يه ايراني ميتونه تو لاین سرعت پنچرگیری کنه!!!

فقط يه ايراني ميتونه وقتی تو کوچه و خیابون، یه تیکه نون رو زمین میبینه تو دلش بگه نعمت خداست و نتونه بی تفاوت از کنارش رد بشه و برداره بوسش کنه بذاره کنار یه درخت تا گنجیشک ها بیان بخورنش

فقط يه ايراني ميتونه شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچال رو باز کنه توشو نگاه کنه بعد در ببنده و بره بخوابه!
فقط يه ايراني ميتونه ماشین کولر دار ســوار بشــه ولی خودشو با روزنامــه باد بــزنــه!

 

فقط يه ايراني ميتونه با پاکت های خالیه ساندیس واسه خودش ساک دستی درست کنه!

فقط يه ايراني ميتونه 10 ساعت تمام از تاریخ و مردم و آب و هوای کشورش تعریف کنه که خارجیه واسش سوال پیش بیاد که پس چرا اومدی اینجا؟!

فقط يه ايراني ميتونه وقتی از یک چیزی اعم از شخص یا شغل یا قومیتی ضربه ای میخوره، دیگه نظرش در مورد همه اونجوری میشه!
مثلا دخترا همه بی احساسن. پسرا همه خائنن. اصفهانی ها همه خسیسن. موتور سوارا همه بی فرهنگن

فقط یه ایرانی می تونه با هزار بدبختی کنکور ارشد شرکت کنه و قبول شه، بعد خانوادش بگن چون شهرستانه نمی خواد بری!

 

 

فقط یه منشی ایرونی میتونه خودشو از دکتر بیشتر بگیره!

فقط يه ايراني ميتونه وقتی پشـــت فرمـــونه به پیـــاده رو ها فحـــش بده و وقـــتی پیـــاده میره جایی، به راننــــــده ها فحـــش بده!

فقط يه ايراني ميتونه از حق اجتماعی خودش فقط در صف نانوایی و تاکسی دفاع کنه

و فقط یه ایرانی میتونه این کلمات رو اینجوری معنی کنه

کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد
جاسبی: فقط باش
چهار محال بختیاری: ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد
کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد
مسنجر: خوردن مشروبات الکلی تا حدی که از مستی جر بخوری
مشروبات: روبات ساخت مشهد
کته ماست: آن گربه مال ماست
کورتاژ: پودر لباسشویی مخصوص نابینایان
میدان: ظرف نگهداری شراب و دیگر مشروبات الکلی
سوگند: بسیار مزخرف ، خیلی‌ بد
مگس تسه تسه: حشره‌ای باحال که هنگام پرواز ریتم House و Trance می‌‌نوازد
تراکتور: بازیگری که سر صحنه بسیار گند می زند
هرزه: فرقی ندارد. ض ز ظ ذ
تابش: ۱، ۲، ۳، ۴
اتومبیلرانی: نوشیدنی گوارا، حاوی تکه های طبیعی اتومبیل
کلیمانجارو: علی دایی خطاب به کریم باقری در زمین فوتبال به معنی کریم ! اونجارو!
کریم باقری: نمی شنویم ... باقر ؟ تویی!؟





 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 1 درجه
 
 
 
پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۵:۰۲ ق.ظ  ::  موضوع: اطلاعات عمومي7
 

مـغــز

از شگفت‌انگيزترين کارکرد‌هاي مغز است كه تا كنون با آن برخورد داشته‌ايد.

7H15 M3554G3 53RV35 7O PR0V3 H0W 0UR M1ND5 C4N D0 4M4Z1NG 7H1NG5!
1MPR3551V3 7H1NG5! 1N 7H3 B3G1NN1NG 17 WA5 H4RD BU7 N0W, 0N 7H15 LIN3
Y0UR M1ND 1S R34D1NG 17 4U70M471C4LLY W17H 0U7 3V3N 7H1NK1NG 4B0U7 17,
B3 PROUD! 0NLY C3R741N P30PL3 C4N R3AD 7H15.

PL3453 F0RW4RD 1F U C4N R34D 7H15 :)

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 66 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۱۸:۱۵ ب.ظ  ::  موضوع: اطلاعات عمومي7
 

دوست

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تو را تشخیص دهد.
اندوه پنهان شده در لبخندت را،
عشق پنهان شده در عصبانیتت را،
و معنای حقیقی در سکوتت را.
امروز ۱۹ مهرماه، روز "بخشایش و دوستی" از جشن "مهرگان" میراث ایران باستان است.
بیایید بهترین دوستانمان را به یاد آوریم.
روز دوست مبارک.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

که میرود به شفاعت که دوست باز ارد؟

که عیش خلوت بی او کدورتی دارد

که را مجال سخن گفتن است به حضرت او؟

مگر نسیم صبا کاین پیام بگذارد

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری؟که شوق نگذارد

که گفت هر چه بینی ز خاطرت برود؟

مرا تمام یقین شد که سهو پندارد

حرام باد بر ان کس نشست با معشوق

که از سر همه برخاستن نمی بارد

درست ناید از ان مدعی حقیقت عشق

که در مواجهه تیغش زنند و سر خارد

به کام دشمنم ای دوست اینچنین مگذار

کس این کند که دل دوستان بیازارد؟

بیا که در قدمت اوفتم وگر بکشی

نمیرد انکه به دست تو روح بسپارد

حکایت شب هجران که باز داند گفت؟

مگر کسی که چون سعدی ستاره بشمارد

دل پیش تو و دیده به جای دگرستم

تا خصم نداند که تو را می نگرستم

روزی به در ایم من ازین پرده ناموس

هر جا که بتی چون تو بینم بپرستم

المنه الله که دلم صید غمی شد

کز خوردن غمهای پراکنده برستم

ان عهد که گفتی:نکنم مهر فراموش

بشکستی و من بر سر پیمان درستم

تا ذوق درونم خبری می دهد از دوست

از طعنه ی دشمن به خدا گر خبرستم

می خواستمت پیشکشی لایق خدمت

جان نیک حقیر است ندانم چه فرستم؟

چون نیک بدیدم که نداری سر سعدی

بر بخت بخندیدم بر خود بگرستم

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

سعدی

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
 
 
 
سه شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۷:۴۷:۱۴ ب.ظ  ::  موضوع: جالب 6
 

در ادامه

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 9 درجه
 
 
 
دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۸:۴۰ ب.ظ  ::  موضوع: جالب 6
 

نخستین نگاه

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت،
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت،
نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد وبه مهمانی عشق برد،
پر از مهر بودی پر از نور بودم،
همه شوق بودی همه شور بودم،
چه خوش لحظه ای که می خواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم،
چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم،
دو آوای تنهای سرگشته بودیم،
رها در گذرگاه هستی.
دریغا در آن قصه ها و غزل ها نخواندیم که آب و گل عشق با غم سرشته است!
از آن روزها آه عمری گذشته است.
من و تو دگرگونه گشتیم
دنیا دگرگونه گشته است!
در این روزگاران بی روشنایی
در این تیره شب های غمگین،
که دیگر ندانی کجایم،
که دیگر ندانم کجایی!

فریدون مشیری

 

 

 

به سلامتی

*به سلامتي کسي که وقتي بردم گفت :
اون رفيــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتي باختم گفت : من رفيـــــــــــــــــــــــــــقتم ......

*به سلامتي درياچه اورميه...
نه بخاطر اينكه مظلومه فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...

*به سلامتي لرزش دست هاي پير پدر

*به سلامتي‌ اون بچه‌اي که شيمي‌ درماني کرده همه? موهاش ريخته،

باباش ميگه قربونت برم از همه اونا تو خوشتيپ تري ....

*به سلامتيه همه اونايي که خطشون اعتباريه ولي معرفتشون دايميه!

*کمپوت باز کرديم بخوريم ، به مامانم ميگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...ميگه : آره
ميگم : بريزمش دور ؟
ميگه : نه بزار تو يخچال بابات مياد ميخوره !!!!به سلامتي همه باباها....

*به سلامتي اونايي که به پدر و مادرشون احترام ميذارن و ميدونن تو خونه اي که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نميشوند .

*به سلامتي همه باباهايي که رمز تموم کارتهاي بانکيشون شماره شناسنامشونه...


*به سلامتي کسي که ديد تو تاکسي بغليش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....!

* به سلامتي بيل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر مي‌شه.

* به سلامتي اوني که بي کسه ولي ناکس نيست

* به سلامتي اوني که باخت تا رفيقش برنده باشه

* به سلامتي آسمون که با اون همه ستاره اش يه ذره ادعا نداره

*به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌... انگشت کوچیکهٔ عشقمم نیستی

* به سلامتی اونایی که
چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه...
* به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه ترکمون کنن درکمون میکنن...

* به سلامتی مداد پاک کن
که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه...

* به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست
ولی هنوزم شکستن بلد نیست...
* به سلامتی مادر...
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره مادره...
* سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برفو بارون میمونن زنگ میزنن ولی باز هم دیگرو ول نمیکنن
* گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پايين مي اندازي؟ گفت :ستاره چشمک ميزند، نميخواهم به خورشيد خيانت کنم..........

 

 

 

 

لباس فارغ التحصیلی

چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه
میدانید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه؟


یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی‎شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج می‎خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می‎كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می‎گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می‎خواند.
هنگامی كه از ما سوال می‎شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سئوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می‎كنید می گویند ما به احترام
آوی سنّا Avicenna یا ابن سینا پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می‎پوشیم.

آنها به احترام «آوی سنّا» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رِدا گونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می‎كنند. آن كلاه هم نشانه همان دَستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دَستار آویزان می‎كردیم و به دوش می‎انداختیم.. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی‎دانیم !!

باید افسوس بخوریم که نمیدونستیم

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 1 درجه
 
 
 
شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۲:۲۴ ب.ظ  ::  موضوع: جالب 6
 

مهمه که بدونی

 

 

کلا میگن ۳ تا سیب زندگی‌ آدم‌ها روی زمین را عوض کرد .،.،

اولی‌ سیبی بود که حوا چید و از بهشت بیرون شد، 
دوم سیبی که خورد سر نیوتون و جاذبه کشف شد،
سوم هم سیبی که استیو جابز گاز زد و دنیای امروز ما را تغییر داد .


كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاكم


های...بای ، به راستی معادل درود و بدرودند؟
نیستند
های گرمی درود را ندارد،
بدرود تلخی بای را...

باشد ..قبول... هرکی در بازی عشق جر زد...برای همیشه جریمه شود به ایستادن یک پایی کنار دیوار خاطرات.
مردانگی ات را
با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن
مردانگی ات را
با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن
مردانگی را
... ... زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده
که دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی
قدم بر میدارد...

 

 

 

یارو کف دستش میخاره میگه پول داره میاد ...
گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن ...
کفه پاش میخاره میگه پول داره میره ...
.

.

.
اصلا به ذهنش نمیرسه که حموم بره شاید درست شه!!

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه
 
 
 
پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۱:۴۸ ب.ظ  ::  موضوع: جالب 6
 

درس نابی که این عکس به من و تو می‌دهد

تقدیم به تو که امروز دوست داشتی دنیا را در آغوش بگیری …

 این که هرگز گمان مبرید که به انتها رسیده‌اید؛ حتا اگر در تیره‌‌ترین یا کسل‌کننده‌ترین دوران زندگی‌تان قرار گرفته‌اید …

این که زندگی بسیار مهربان‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنید؛ به شرط آن که آن مهربانی را باور کنید …

این که همیشه می‌توان از دل سیاه‌ترین و سوزان‌ترین رخدادها، برترین احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …

این که مزه‌ی گس و استثنایی حیات را نمی‌توان و نباید با هیچ مزه‌ی دیگری برابر دانست …

این که رویش دوباره‌ی عشق می‌تواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر آتش سوزاندنی شکل بگیرد …
فقط کافی است نگاه‌مان را عادت ندهیم به بد دیدن!

و یادمان بماند که:
مردی که کوه را از میان برداشت، همان مردی بود که شروع به برداشتن سنگریزه‌ها کرده بود!

 

 

 

تقدیم به دوستم

ـ دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و حساب و کتاب
ـ دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم

 

 

 

 

بیاد داشته باش که :

- از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.

- پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.

- وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای.

- آدم های بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می کنند.

- آدم های موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.

- گاهی خوردن لگدی از پشت برداشتن گامی به جلو است.

- هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.

- همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.

- با هر کسی مانند خودش رفتار کن تا نتیجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.

- هرگز به کسی که حاضر نیست برای تو کاری انجام بده، کاری انجام نده.

- به کسانی که خوبی دیگران را بی ارزش یا از روی توقع می دانند خوبی نکن اما اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.

- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.

- هرگاه با آدم های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.

- وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.

- به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

- هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.

- همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسی، چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی.

- هرگاه نتونستی اشتباهی رو ببخشی اون از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.

- عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 0 درجه
 
 
 

مدرسه عشق

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده، مهر تدریس کنند و بگویند خدا
خالق زیبایی و سراینده عشق، آفریننده ماست.
مهربانیست که ما را به نکویی، دانایی، زیبایی و به خود می خواند.
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد به گمانم کوچک و بعید
در پی سودا نیست که ببخشد ما را و بفهماندمان،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق، علم را با احساس، ریاضی را با شعر و دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند.
لای انگشت کسی، قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز، روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش، هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پرنشود چون انبار، قلب خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند که به جای مغز، دلها را تسخیر کند.
از کتاب تاریخ، جنگ را بردارند
در کلاس انشاء، هر کسی حرف دلش را بزند
«غیرممکن» را از خاطره ها محو کنند
تا، کسی بعد از این باز همواره نگوید: «هرگز»
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران، موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو و طبیعت را در جنگل و دشت.
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار

همه تکرار کنیم:
عدل، آزادی، قانون و شادی...
امتحانی بشود که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر عاشق و آگه و آدم شده ایم

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت، به زبانی ساده، شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح، خالق عشق نگهدار شما.

می‌شود، سبز بود با یک برگ
می‌شود، شد بهار با یک گل
از دل یک شکوفه شادی کرد
دل به سودای یک شقایق داد

 

 

 

 معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان

مرد از مُردن است . زيرا زايندگي ندارد .مرگ نيز با مرد هم ريشه است.

زَن از زادن است و زِندگي نيز از زن است .

دُختر از ريشه « دوغ » است که در ميان مردمان آريايي به معني« شير « بوده و ريشه واژه‌ي دختر « دوغ دَر » بوده به معني « شير دوش » زيرا در جامعه کهن ايران باستان کار اصلي او شير دوشيدن بود .

به daughter در انگليسي توجه کنيد. واژه daughter نيز همين دختر است gh در انگليس کهن تلفظي مانند تلفظ آلماني آن داشته و « خ » گفته مي شده. در اوستا اين واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوي دوخت آمده است.
دوغ‌در در اثر فرسايش کلمه به دختر تبديل شد.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند.
پوست در، به پسر تبديل شده است .در پارسي باستان puthar پوثرَ و در پهلوي پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است

در بسياري از گويشهاي کردي از جمله کردي فهلوي ( فَيلي ) هنوز پسوند « دَر » به کار مي رود . مانند « نان دَر » که به معني « کسي است که وظيفه‌ي غذا دادن به خانواده و اطرافيانش را بر عهده دارد .»

حرف « پـِ » در « پدر » از پاييدن است . پدر يعني پاينده کسي که مي‌پايد . کسي که مراقب خانواده‌اش است و آنان را مي‌پايد .پدر در اصل پايدر يا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگليسي بيشتر به « پادَر » شبيه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر ) از ريشه «خواه » است يعني آنکه خواهان خانواده و آسايش آن است. خواه + ــَر يا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است .

بَرادر نيز در اصل بَرا + در است . يعني کسي که براي ما کار انجام مي‌دهد. يعني کار انجام‌دهنده براي ما و براي آسايش ما .

« مادر » يعني « پديد آورنده‌ي ما »

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 7 درجه
 
 
 
جمعه ۰۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۲:۲۹ ب.ظ  ::  موضوع: اطلاعات عمومي6
 

 

الفبای زندگی به معنی واقعی



الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقتبرای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفتبرای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

پس: جواب سلام را با علیک بده ،

جواب کینه را با گذشت،

جواب بی مهری را با محبت،

جواب ترس را با جرأت،

جواب دروغ را با راستی،

جواب دشمنی را با دوستی،

جواب زشتی را به زیبایی،

جواب توهم را به روشنی،

جواب خشم را به صبوری،

جواب سرد را به گرمی،

جواب نامردی را با مردانگی،

جواب همدلی را با رازداری،

جواب پشتکار را با تشویق،

جواب اعتماد را بی ریا،

جواب بی تفاوت را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،

جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بی غرور،

جواب دورنگی را با خلوص،

جواب بی ادب را با سکوت،

جواب نگاه مهربان را با لبخند،

جواب لبخند را با خنده،

جواب دلمرده را با امید،

جواب منتظر را با نوید،

جواب گناه را با بخشش،

و جواب عشق چیست جز عشق؟

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار

 

 

 

یه سخن از کوروش کبیر

ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم
آنها مرا قویتر میکنند

از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم
آنان قلب مرا بزرگتر میکنند

ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم
آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم
آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 2 درجه