X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
۲۵ شهریور ۱۳۹۲

سعی دارم مطالب خوب تو وبلاگ بذارم ، اما متاسفانه فرصت نمیکنم ، سرور پردیس‌گیم مشکلات خاص خودش رو داره ، چون با تمامی سایت های دیگه متفاوت هست ، شاید بگید چرا فلان سایت و بیسار سایت چرا مشکل نداره ، علتش واضح هست ، پردیس‌گیم هم اگر یه سایت ساده با Wordpress و یه تالار آماده بود اینقدر مشکل نداشت ، مشکل اونجاست که این سایت کدهاش رو خودمون نوشتیم ، حجم کاربر زیاده ، جامعه مجازی اون از نظر کدنویسی به مراتب سخت‌تر از یه وبلاگ ساده مثل Wordpress هست ، ضمن اینکه مشکلات هم برامون پیش آوردند و در حالت عادی نبودیم.

در هر صورت از این بابت از همه دوستان عذرخواهی میکنم

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 169 درجه
نظرات (20)
 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

آخرین مطلب من برمیگرده به مهرماه ۸۹ و تنها چیزی که این موضوع(به جز تنبلی در نوشتن) به من میگه اینه که چقدر زمان زود میگذره!

اینقدر زود که خودمون هم نمیفهمیم عمرمون چطور داره میگذره و بدابحالمون اگر بگیم هیچی نفهمیدیم و حاصلش بیهوده بوده. خوشبختانه من در این لحظه نمیگم که این مدت بی حاصل گذشته ، چون تغییرات زیادی تو سایت داشتیم ضمن اینکه کارهای ریز و درشت دیگه ای هم در این مدت انجام دادم که البته ربطی به پردیس نداشتند.

از طرفی متاسفانه باید بگم که توقعاتم هم براورده نشده ، من توقع خیلی بیشتری از خودم داشتم(و دارم) و باید به جاهای بهتری میرسیدم و کارهای خیلی خیلی بیشتری انجام میدادم. اما در هر صورت...

به خودم قول داده بودم به مناسبت سال نو وبلاگم رو بروز کنم که نشد ، بعد گفتم به مناسبت تغییرات گرافیکی صفحه اول مطلبی بنویسم و روند طی شده و کلیه طراحی های پردیس گیم از ابتدا تا به امروز رو در پستی قرار بدم که نشد(حتما در این مورد مطلبی مینویسم) ولی الان این پست رو بخاطر خوده وبلاگ ها مینویسم! 

میشه گفت بخش وبلاگ ها تنها بخشی از سایت بود که از زمان راه‌اندازیش یعنی اردیبهشت ۸۹ هیچ تغییر خاصی نکرد و دستی بهش نخورد! اما از اونجایی که قرار شده امسال سال تغییرات زیاد در پردیس باشه ، یه اولویت به وبلاگ ها دادیم و چند قالب جدید بهش اضافه کردیم. اما خوب قصد نداریم دوباره همینجا متوقف بشیم ، هم قالب های بیشتری اضافه میشه به زودی و هم یه سری پلاگین باید اضافه کنیم. پلاگین های مختلفی مثل پخش موسیقی ، اسلایدشو اختصاصی و.....

قالب های فعلی اشکالات کوچیکی دارند ، و مطمئن کلی بازی دیگه هست که میشه براشون قالب تهیه کرد  حتما این اشکالات رفع میشند و قالب ها رو تکمیل تر میکنیم. اما اگر قرار باشه برای رسیدن به ایده‌آل صبر کنیم ، حالا حالاها باید صبر کرد برای همین ترجیح دادیم هرچند با ایرادات جزئی این مهم زودتر انجام بشه  و قالب ها به بخش وبلاگ ها اضافه بشند.

در انتها برای خودم آرزو میکنم که وقت بیشتری برای وبلاگم بذارم و مطالب بیشتری در امسال منتشر کنم.

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 133 درجه
نظرات (62)
 
۳۰ مهر ۱۳۸۹

شاید برای خیلی از دوستانی که از بیرون به فعالیت های ما نگاه میکنند ، مدیریت و نگهداری یک سایت کار راحتی به نظر برسه ، اما از قدیم گفتند ، "بیرون گود نشستی ، میگی لنگش کن؟" و من معتقدم تا زمانی که وارد عمل نشیم نمیشه فهمید که یک کار تا چه حد سخته. البته نمیخوام نقد کردن رو زیر سوال ببرم ، به هر حال نقد با قیاس بین نمونه های موجود از هر چیز انجام میشه ، البته همیشه استثنا هایی وجود دارند که خوب از اسمشون مشخص که خاص هستند و به ندرت همچین چیزی پیش میاد.

به عنوان مثال موسس فیس بوک پسری است به نام "مارک زوکربرگ"  ، این آقا هم سن من هست یعنی متولد ۱۹۸۴ و فیس بوک رو در سال ۲۰۰۴ پایه گذاری کرد ، و الان 6.7 بیلیون دلار سرمایه دارند! 

البته تعداد افرادی که در سال ۱۹۸۴ به دنیا اومدند و به این موفقیت دست پیدا نکردند خیلی خیلی بیشتر هست و میتونم برای همین خیلی خودم رو ندامت نکنم اما به هر حال آزار دهنده هست! Ú†Ø´Ù…Ú©

در هر صورت  ،  بهتر دیدم توضیحاتی بدم از این که یک روز کاری من به چه صورت میگذره و چرا سیستم جدید اینقدر به تاخیر خورده.

روز برای من از حدود ساعت ۸:۳۰ صبح برای من شروع میشه و تا آماده بشم و به شرکت برسم حدود ساعت ۱۰ کار خودم رو  در شرکت شروع میکنم.

معمولا صبح ها در شرکت اول یک نوشیدنی (چای یا شیرکاکائو و یا آب میوه) مینوشم ، و این نوشیدن با آب زیاد ادامه پیدا خواهد کرد ، (نمیدونم شما هم مثل من هستید یا خیر ، اما نشستن پشت کامپیوتر به صورت طولانی مدت آب زیادی از بدن میگیره و چشم ها هم خشک میشه که باید هر چند ساعت حتما چشم ها رو شست ، پیام بهداشتی هم میدم!).

بعد از اون معمولا ایمیل هایی که برای شرکت و سایت هایی که من مسئولشون هستم رو چک میکنم و تقریبا به ۸۰٪ اونها پاسخ میدم ، ایمیل های مختلفی برای سایت به من میرسه ، از انتقاد و شکایت گرفته تا سوال های عجیب و قریب و درخواست های عجیب غریب تر  از اون!

بعد کارهای اصلی باقی مونده از روز پیش رو شروع میکنم ، این بخش بیشترین وقت رو از من میگیره ، و خوب طبیعی هم هست ، کد نویسی کار سختی نیست ، اما چیزی که سخت میکنه داشتن برنامه و نوشتن کد بر اساس متودولوژی هست تا در نهایت کدی ساخت یافته داشته باشید تا توسعه اون براتون راحت باشه ، بیشترین انرژی هم این بخش از یک برنامه نویس میگیره ، دوستان زیادی هستند که از من میپرسند که برنامه نویس حرفه ای شدن چه قدر زمان میطلبه ، و پاسخ من همیشه یک چیز بوده ، ۱۰ سال! 

و به این موضوع هم اعتقاد دارم ، شما وقتی آموزش برنامه نویسی رو شروع میکنید تا سه سال اول فقط مسلط میشید به موضوع اون هم به شرطی که در روز بیشتر از ۱۲ ساعت به مطلب مورد نظر بپردازید!  بعد از سه سال کم کم متوجه میشید اصلا اون چیزی که یاد گرفتید فقط مقدمات هست و اصلا نباید به اون شکل کدنویسی کنید چون اشتباه هست! پس ۲ سال دیگه زمان میبره که متوجه بشید که کلا چطوری باید کد نوشت و بعد از اون در طی ۵ سال کم کم یاد میگیرید (به واسطه کار کردن و تجربه) که برنامه های خیلی بزرگ و پیشرفته رو به چه صورت باید نوشت.

 برگردیم به موضوع اصلی ،  چرا برنامه های ما دیر آماده میشند!؟ 

اولین موضوع  اصرار من هست بر نوشتن برنامه ها از پایه توسط خودمون در شرکت 

مزایا:

  1. برنامه های  ساده تر ، کم شاخ و برگ تر و ساخته شده برای هدف خاص
  2. داشتن علم درون شرکت
  3. امکان تغییر در آینده به هر شکل و فرم مورد نیاز ، بدون نگرانی از بهم خوردن ورژن برنامه شما با برنامه اصلی
  4. عدم در اختیار بودن کد های اصلی برنامه در اختیار دیگران (این امکان در صورت استفاده از برنامه های اپن سورس و قفل شکسه صادق نمیباشد)
  5. به تدریج شما صاحب چیزی خواهید شد که در صورت عملکرد خوب ، بسیار بهتر از همتایان تجاری خود نتیجه خواهید گرفت

البته اینها بخشی از دلایلی هستند ، دلایلی خیلی بهتری وجود داره که در بالا ذکر نشده که یکیش عدم تمرکز حواس من هست.

بهترین نمونه شرکتی هم که از تکنیک فوق استفاده کرده و الان داره در دنیای مجازی پادشاهی میکنه گوگل هست. گوگل از سیستم عامل خودش استفاده میکنه ، از سرویس دهنده وب خودش استفاده میکنه ، از بانک اطلاعاتی های رایج استفاده نمیکنه و از یک سیستم خاص خودش استفاده میکنه.

و البته با در اختیار گرفتن بهترین مهندسان این حوزه تونسته الان به این جایگاه خودش برسه ، اما اگر قرار بود از سیستم عامل های رایج استفاده کنه و یا از بانک های اطلاعاتی رایج مثل Oracle که سایت یاهو داره استفاده میکنه ، استفاده کنه هیچوقت به این موقعیت نمیرسید.

برای مثال همین سیستم وبلاگی که ما داریم ، تماما از پایه توسط خود من نوشته شده (البته یکی از دوستان در چت اصرار بسیار زیادی داشتند که از کد آماده استفاده شده ، اما بدون هیچ ترسی میگم که حتی از یک خط کد آماده در وبلاگ استفاده نشده  ،‌سایت اصلی بر مبنای یکی از CMS های موجود شروع شد اما تغییرات گسترده ای کرد ، اما وبلاگ حتی یک خطش هم از کد آماده استفاده نشد)

نتیجه؟  من برای وبلاگ نزدیک ۵ ماه زمان گذاشتم اما الان از کدی که دارم راضی هستم و میدونم قابلیت های زیادی برای رشد در آینده رو خواهد داشت و به راحتی میتونم با تمامی بخش های دیگه وب سایت یکپارچه اش کنم.

بحث یکپارچه بودن تمامی بخش ها کار مشکلی هست و البته باید کار زیادی انجام بگیره تا این موضوع حفظ بشه که در آینده مطلب جداگانه ای برای این موضوع خواهم گفت.

خوب اما این شیوه کاری معایبی هم داره:

  1. طولانی و هزینه بر بودن پروژه
  2. هزینه بر بودن و سختی در نگهداری کد ها
  3. عدم رشد مناسب در صورت نبود نیرو و هزینه کافی

باز هم معایب مختلفی در این بین وجود داره که الان به ذهنم نمیرسه متاسفانه.

 

خوب در این میون یک راه کار استخدام برنامه نویس جدید هست.

برای چندمین مرتبه من در طول تابستون یک اقدام جدی کردم برای جذب نیروی برنامه نویس هم آگهی دادیم و هم در سایت های جامعه  متخصصین مانند nofa.ir هم آگهی دادم و هم برای ۲۵ نفر از متخصصین مرتبط پیام خصوصی فرستادم. اما از طریق آگهی در روزنامه نزدیک ۸ نفر مراجعه کردند ، که تنها یک نفرشون حرفه ای بود که شرایطی که میخواست برای ما قابل قبول نبود ، و یک نفر دیگه بدک نبود اما ثابت نمیتونست کار کنه بقیه هم که....
از سایت نوفا یک نفر حرفه ای مراجعه کرد که سره حقوق به توافق نرسیدیم و دیگری هم مبتدی بودند.
خوب مسلما برنامه نویس قحطی نشده اما واقعا استخدام یک برنامه نویس خوب که انتظار حقوق معقول داشته باشه و امین هم باشه (کد ها رو نپیچونه) واقعا کار سختی هست.که هنوز که هنوزه بعد از تلاش های فراوان نتونستم همکار دلخواهم رو پیدا کنم. نتیجه این شده که من دارم تنهایی یه سیستم خیلی بزرگ رو مینویسم به اضافه کارهای دیگه ای که به سایت مربوط نمیشه اما در حیطه وظایف من هست.

همه این موارد رو اضافه کنید به این که من همیشه میل به پیشرفت و جلو رفتن دارم ، و دارم از آخرین تکنولوژی ها برای این کارم بهره میبرم ، و این خودش وضعیت رو وخیم تر میکنه. همین چند روز پیش با یکی از دوستان چت میکردم ساعت حدود ۷ بود تا ساعت نزدیک ۸ صحبت کردیم ، که چرا من هنوز شرکت موندم ، و گفتم دارم یک چیزی درست میکنم که اذیت میکنه و موندم تا درست بشه که البته خوش بختانه اونشب درست شد! 

به همون دوست عزیز هم گفتم که نزدیک ۴ ۵ روز روی اون موضوع وقت گذاشتم ، Action Script که برنامه نویسی فلش هست رو یاد گرفتم ، و نزدیک ۴۰۰ خط فقط کد Action Script برای اون بخش نوشتم تا بتونه کار کنه. اما در نهایت دوستانی که از سایت استفاده میکنند این ها رو نمیدوند.

نمیدونند که برای همین نوار ابزاری که میبینید نزدیک به ۱۰۰۰ خط کد نوشته شده.

همه این موارد را اضافه کنید به کارهای جنبی مسخره پیش بینی نشده ای مثل ، ترکیدن یک هفته ای سرور ، خراب شدن هر  روز یکی از کامپیوتر های شرکت‌ ، قعطی های مدام اینترنت شرکت بخاطر منطقه مخابراتی مزخرف ، نمایشگاه و آماده سازی اون ، سایت های دیگه ای که من مسئولشون هستم به غیر از پردیس و و و .....

و اینگونه هست که من معمولا ساعت ۸ شب به منزل میرسم ، و باز هم پشت کامپیوتر میشینم برای جستجو ، برای یادگیری ، برای اطلاع از آخرین دست آورد های وب تا بتونم ایده ای از اونها بگیرم. و برای خودم استفاده کنم. مثلا همین ایده نوار ابزار رو من چند وقت پیش در یکی از سایت ها دیدم و به نظرم خیلی خوب اومد و تلاش و نزدیک یک ماه زمان برد تا آماده شد اما الان از نتیجه کارم خیلی راضی هستم.

در پایان این نکته رو اضافه میکنم که ، این چیزی که من در حال آماده سازیش هستم نمونه آماده ای نداره که بخوام از کد هاش استفاده کنم ، مسئله واقعا لجاجت و یکدندگی نیست ، مثلا در مورد تالار خیلی ها به من هنوز هم میگند که از VB استفاده کنیم شاید اینجا دلایلم به هر نحوی برای کسی قابل قبول نباشه اما در این مورد خاص اصلا چیزی نه پولی نه مجانی در اینترنت وجود نداره ، تا به سرعت کار من اضافه کنه.

از همه شما کاربران محترم برای صبر و شکیباییتون ممنونم و از کاستی هایی که وجود داره عذرخواهی میکنم.

شاد و سربلند باشید.

 

 

پی نوشت: کمی مطلب پاره پاره هست و یکدست نیست ، راستش الان باید آماده بشم برم جایی ، برای همین فرصت ندارم مطلب رو بازنویسی کنم ، و چون قول داده بودم در این مورد مطلبی در وبلاگم دیشب بنویسم ترجیح دادم حداقل این قول رو عملی کنم!

 باز هم برای این موضوع  از شما دوست گرامی پوزش میطلبم.

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 231 درجه
نظرات (59)
 
۰۶ مرداد ۱۳۸۹

 

چند وقتی است سعی میکنم در فرصتی مطلبی بنویسم ، و وبلاگم را بروز کنم ، اما یا تنبلی میکنم یا وقت نمیکنم که شاید هردو بهانه ای باشد و توجیهی برای به روز نکردن وبلاگ.

دوست داشتم مانند گذشته بیشتر و بیشتر مینوشتم اما چه کنم که نوشتن سخت شده و کلمات یاری نمیکنند و در جمله نمینشینند. میخواستم در مورد سینما بنویسم و وضعیت اسفبارش ، میخواستم فیلم "هفت دقیقه تا پائیز" را معرفی کنم و پیشنهاد کنم که دوستان بروند و در سینما ببینند چون میان این قحطی فیلم های خوب ، فیلم نیمچه ارزشی دارد که ۴۰۰۰ تومان پول خرج کنید و یک عصر را با دیدنش به سر کنید.

میخواستم در مورد وضعیت نگارشی کاربران سایت بنویسم ، منصرف شدم ، چون به قول یکی از دوستان کلاس درس که نیست ، قبول کردم ، گفتم که بهتر از آنها نیستم(شاید همین دل نوشته هم پر از ایراد باشد...شاید) اما هرچه میکنم از ذهنم بیرون نمیرود ، اشتباهات فاحش نگارشی و غلط های املائی کاربران محترم و فهیم را.

گاهی شک میکنم که در مدرسه چه میکنند این معلم های ادبیات؟ هرچند با این وضع معیشتی که قشر فرهنگی ما با آن دست و پنجه نرم میکنند و تعداد زیادی دانش آموز که آينده روشنی برای خود متصور نیستند و فقط آمده اند محض وقت گذرانی و مسخره کردن این و آن ، چه توقعی میتوان داشت؟

بگذریم و برویم به ادامه مطلب برای خواندن بخش دوم مطلب که معرفی کتاب است.

 
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 45 درجه
نظرات (19)
 
۱۱ تیر ۱۳۸۹

انتخاب بخشی از زندگی ماست ، ما همواره در حال انتخابیم ، برخی از انتخاب ها ساده اند ، ‌برخی  پیچیده و مشکل و بسیار تاثیر گذار در زندگیمون. خوب تا بحال شده سره یه دوراهی بمونید؟

حالا یه سوال دارم و یه پاسخ مشخص از شما میخوام:

فرض کنید در جاده ای در حال حرکت هستید ، میرسید به یه دوراهی ، یکی به سمت راست میره و یکی به سمت چپ. شما کدوم یک از این کارها رو انجام میدید؟

۱) برمیگردم

۳) راه سمت راست رو میروم

۴) راه سمت چپ را میروم

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 56 درجه
نظرات (49)
 
۳۰ خرداد ۱۳۸۹

بعد از گذروندن یک هفته و استراحت در منزل و تموم شدن نیمی از دوره بیماریم ، تونستم امروز دوباره کارم رو شروع کنم.

و امیدوارم که بتونیم مانند گذشته با تمام وجود تلاشم رو برای پیشرفت سایت پردیس بکنم.

از تمامی شما دوستان هم که در این مدت احوالم رو پرسیدید یا برام پیام فرستادید تشکر میکنم.

موفق باشید

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 45 درجه
نظرات (16)
 
۲۱ خرداد ۱۳۸۹

با سلام به همه دوستان عزیز.

ظاهرا از زمین و زمان برای من داره بدشانسی پیش میاد ، این از قضیه ف ی ل ت ر شدن وموردی که سه روزه درگیرشم و ادامه خواهد داشت اینه که من دچار کسالتی شدم که توان و آسایش رو ازم گرفته

اگر پاسخ پیام هاتون رو نمیدم ، و یا در میاحث شرکت نمیکنم علتش این نیست که بخاطر این قضیا سرد شدیم ، علتش کسالتم هست که واقعا آزار دهنده هست.

درمانی  هم نداره جز استراحت و صبر.

با تشکر از همه شما عزیزان

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 40 درجه
نظرات (22)
 
۲۰ خرداد ۱۳۸۹

با سلام

دوستان عزیز همونطوری که مطلع شدید سایت ف ی ل ت ر شده ، ما تماس برقرار کردیم انشالله سایت رو به زودی از این حالت در میاریم ، لطفا شما هم شکیبا باشید ، و از ثبت مطالب و جملات زشت و توهین آمزی که فقط کار رو سخت تر میکنه خودداری نمائید

با تشکر

مدیریت سایت پردیس

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 48 درجه
نظرات (22)
 
۱۸ خرداد ۱۳۸۹

یک هفته است برای رساندن بخش ورزشی و امکانات زیادی که اون بخش داره (چون معتقدم یا نباید کار کرد ، یا باید بهترین بود!)  شبها تا ۳ بیدارم و از اونور سعی کردم صبح ها زودتر برم ، و پریشب ساعت ۳ شد ۴ و دیشب ۴ شد ۵ صبح و از اونور مثل همیشه زود رفتم سره کار ، دیگه ساعت ۸ امشب منو از پا انداخت و خوابیدم تا الان که ساعت ۱۱:۴۶ هست.

و الان که بیدار شدم ، یه درجه تب دارم ، و تپش قلب ، و کلا بهم ریختم ، و سعی دارم با نفس عمیق کشیدن حالم رو بهتر کنم. و تو این وضعیت حس میکنم یکی هم با چکش داره میزنه تو قفسه سینم! کی داره منو میزنه!؟؟؟

دقیقا در همین لحظه است که از انتخاب این نام برای وبلاگم بسیار خرسندم!

اینارو نگفتم که دیگه ازم نپرسید پس کی ستاره ها رو عوض میکنی!؟ کی اون درست میشه؟ کی کاربر ارشد معرفی میشه؟ کاربرای ارشد کیان؟ چرا به فلانی دادی ، منو فلانی و فلانی ناراحتیم چونکه ما الیم و بلیم! چرا فلانی شده مدیر بخش ورزشی!؟ مگه من چیم کمه!؟و و و ........

نه اینارو نگفتم که بگم امشب میخوام بخوابم! امشب هم بیدارم و فردا صبح که از خواب پاشید ، تالار ورزشی آماده هست و تمام تلاشم رو برای رسوندن بخش ورزشی برای جام جهانی هم خواهم داد!

اما راستشو بگید ، کدومتون دارین منو میزنین؟! :D

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 57 درجه
نظرات (18)
 
۱۰ خرداد ۱۳۸۹

اول از همه دوستان عزیزی که در پست قبلی من نظر داده بودند تشکر میکنم ، خوشبختانه حال برادرم بهتر شده و دیروز از بیمارستان مرخص شد ، البته کسالتش همچنان باقی است که امیدواریم با استراحت و تداوم دارو ها مشکل حل بشه.

 

اما مطلب اصلی این پستم در مورد یکی از بازی های مورد علاقم هست که در اندک اوقات فراغتم معمولا چند دقیقه ای خودم رو باهاش سرگرم میکنم.

فکر میکنم تا الان همگی خوانندگان این بلاگ متوجه علاقه من به موسیقی شدند ، بنابر این طبیعی است که بازی مورد علاقم هم به اون مرتبط باشه ، بین بازی های مطرح در این سبک من بیشتر از همه محصول Rock Band رو میپسندم ، و بخصوص نسخه PSP اون رو که به من اجازه میده قبل خواب باهاش سرگرم بشم ، و خیلی از آهنگ هایی که به نوعی قبلا در آرشیوم بهشون گوش میدادم حالا میتونم خودم به نوعی بنوازمشون(خیلی دست بالا گرفتم خودمو؟)

دوست داشتم خیلی مطلب مفصل تری در این باره بنویسم اما به علت دیروقتی به همین توضیح کوچم بسنده میکنم ، و همینطور قابلیت جدید وبلاگ ، که همون لینک دادن مطالب به بازی ها هست رو معرفی کنم!

در وبلاگ آموزشی پردیس به زودی آموزش نحوه استفاده از این امکان به همراه توضیحات اضافی داده خواهد شد.

موفق و پیروز باشید.

 
موضوع: شخصی
  |  
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 32 درجه
نظرات (14)