X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
۲۶ دی ۱۳۹۱
موضوع: دیدنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 10 درجه
نظرات (3)
 
۲۶ دی ۱۳۹۱

ایمان مقصودی عضو تحریریه هفته نامه دنیای خودرو و سر طراح «پیتون»(Python)، در مراسم رونمایی از کانسپت این خودرو گفت: خودروی مذکور مطابق با استانداردهای جهانی و با هدف ارائه به بازارهای خارجی طراحی شده و این برای اولین بار در کشور است که یک نشریه خودرویی با برگزاری مسابقه، بهره گیری از استعدادهای خلاق و استفاده از امکانات صنعتی کشور، نسبت به چنین کاری اقدام کرده است.

طراحی خودرو پیشرفته ایرانی پیتون (+عکس) www.taknaz.ir

به گفته وی، طراحی خودرو «پیتون» ۱۰۰درصد از ایده اولیه تا ساخت نمونه پروتوتایپ در داخل و از سوی بخش خصوصی انجام شده و برخی از اعضای تحریریه این هفته نامه به صورت مستقیم در آن شرکت داشته اند.

مقصودی با اشاره به اینکه اعضای تیم این پروژه از مقام آوران در مسابقات جهانی طراحی خودرو و همچنین از فارغ التحصیلان رشته های مکانیک و طراحی هستند، اظهار داشت: این خودرو یک اتومبیل سدان در کلاس سی(C) است که در طراحی آن راحتی خانواده ها ملاک عمل قرار گرفته و قابلیت نصب موتورهای ۱۶۰۰ و ۱۸۰۰ سی.سی بر روی آن وجود دارد.

طراحی خودرو پیشرفته ایرانی پیتون (+عکس) www.taknaz.ir

در ادامه این مراسم، احمد عالی فر مدیرعامل دنتوس تهران که از حامیان اصلی این پروژه است، متذکر شد: کلاس C، کلاس خودروهای متوسط است که در حال حاضر بیشترین آمار فروش را در سطح جهان در اختیار دارد و خودروی «پیتون» نیز در این کلاس است.

طراحی خودرو پیشرفته ایرانی پیتون (+عکس) www.taknaz.ir

به گفته وی، «پیتون» خودرویی منحصر به فرد و ۱۰۰درصد ایرانی در کلاس سدان چهار درب خانوادگی است و می توان گفت با ساخت آن در داخل شاهد انقلابی در زمینه طراحی خودروهای ایرانی خواهیم بود.

عالی فر خاطرنشان کرد: ساخت نمونه مشابه این خودرو در خارج از کشور توسط شرکت های خودروسازی جهان بالای ۱۵۰هزار دلار هزینه دارد درحالیکه خودرو فوق با استفاده از امکانات موجود کشور و تنها با هزینه ای در حدود یک میلیارد ریال طراحی و ساخته شده است.

 

اینا رو هم ببین:

زندگی خانوادگی در کفش!

اطلاعات لطفاً

 
موضوع: دیدنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه
نظرات (2)
 
 
۱۸ دی ۱۳۹۱

لطفاً تا آخرش بخونید.

اطلاعات لطفاً

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خردید ما بودیم هنوز جعبه ی قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.

بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه ی جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند. اسم این موجود اطلاعات لطفاً بود و به همه ی سوال ها پاسخ می داد. ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا می کرد. اولین باری که با این موجود عجیب رابطه برقرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه رفته بود. رفته بودم به زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی می کردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.

دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد.

انگشت به دهان دور خانه راه می رفتم که نگاهم به تلفن افتاد. فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رویش ایستادم. تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفاً.

صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی آرام و واضح در گوشم گفت: اطلاعات...بفرمایید

-انگشتم درد گرفته... . حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود. اشک هایم سرازیر شد.

پرسید:مامانت خونه نیست؟

گفتم:هیچ کس خانه نیست.

پرسید: خونریزی داری؟

گفتم: نه، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد می کنه.

پرسید: دستت به جایخی می رسه؟

گفتم: می تونم درش رو باز کنم.

صدا گفت: برو یک تکه یخ بردار روی انگشتت نگهدار.

یک روز دیگر به اطلاعات لطفاً زنگ زدم. صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت: اطلاعات.

پرسیدم: تعمیر را چطور می نویسند؟ و او برایم توضیح داد.

از آن به بعد برای تمام سوال هایم با اطلاعات لطفاً تماس می گرفتم.

سوال های جغرافی ام را از او می پرسیدم، او به من یاد داد که آمازون کجاست. سوال های ریاضی و علومم را بلد بود جواب دهد. او به من گفت که به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم باید دانه بدهم.

 روزی که قناری  ام مرد با اطلاعات لطفاً تماس گرفتم داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم. او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرف هایی را زد که عموما بزرگ تر ها برای دلداری به بچه ها می گویند، ولی من راضی نشدم.

پرسیدم: چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی می کنند عاقبتشان این است که به یک مشت پر در گوشه ی قفس تبدیل شوند؟

فکر می کنم عمق درد و احساس مرا فهمید، چون که گفت: عزیزم همیشه به خاطر داشته باش دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند. و من احساس کردم که حالم بهتر شد.

وقتی نه ساله بودم از آن شهر کوچک رفتیم...دلم خیلی برای دوستم تنگ شد.

اطلاعات لطفاً متعلق به آن جعبه ی چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم نمی رسید که تلفن زیبای خانه ی جدیدمان را امتحان کنم.

وقتی بزرگ و بزرگ تر می شدم، خاطرات بچگیم را همیشه دوره می کردم. در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس در گیر می شدم، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم.

احساس می کردم که اطلاعات لطفاً چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه ی کوچک می کرد.

سال ها بعد وقتی شهرمان را برای رفتن به دانشگاه ترک می کردم، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابقمان توقف کرد. ناخود آگاه تلفن را برداشتم به شهر کوچکمان تلفن کردم: اطلاعات لطفاً.

صدای واضح و آرامی که به خوبی می شناختمش پاسخ داد: اطلاعات.

گفتم: می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند؟

سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش گفت: فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده.

خندیدم و گفتم: پس خودت هستی، می دانی آن روز ها چقدر برایم مهم بودی؟

گفت: تو هم می دانی تماس هایت چقدر برایم مهم بود؟ هیچ وقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماس هایت بودم.

به او گفتم در این مدت چقدر به فکرش بودم. پرسیدم آیا می توانم هر بار که به این جا می آیم با او تماس بگیرم.

گفت: این کار را بکن، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم.

سه ماه بعد دوباره به آن شهر رفتم. این بار یک صدای ناآشنا پاسخ داد: اطلاعات.

گفتم: می خواهم با ماری صحبت کنم.

پرسید: دوستش هستید؟

گفتم: بله، یک دوست بسیار قدیمی.

گفت: متاسفم. ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت.

قبل از این که بتوانم حرفی بزنم گفت: صبر کنید، ماری پیغامی برای شما گذاشته، یادداشتش کرد که اگر زنگ زدید برایتان بخوانمش.

صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای ناآشنا خواند:

به او بگو دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند...

 

داغیدن یادت نره. اگه داغ بشه بازم میزارم.

 

اینا رو هم ببین:

ترول های باحال

دختر روستا

جونتو نجات دادم! (تصویر متحرک)

آیا 64=65 ؟؟؟ (تصویر متحرک)

قطع درخت به سبک پت و مت

ابتکارات احمقانه

وقتی اوباما خوشحاله

 
موضوع: خواندنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 19 درجه
نظرات (3)
 
 
 
۱۱ دی ۱۳۹۱

لطفا تا لود شدن کامل صبر کنید...

ممنون که میخوای داغ کنی!

 

اینا رو هم ببین:

دختر روستا

وقتی اوباما خوشحاله

قطع درخت به سبک پت و مت

ابتکارات احمقانه

آیا 64=65 ؟؟؟ (تصویر متحرک)

 
موضوع: دیدنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 54 درجه
نظرات (3)
 
۱۱ دی ۱۳۹۱
موضوع: دیدنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 2 درجه
نظرات (0)
 
۱۱ دی ۱۳۹۱

اول تصویر رو یه بار کامل ببینید بعد نظرتون رو بگید.

 

اینا رو هم ببین:

ابتکارات احمقانه

وقتی اوباما خوشحاله

تا حالا دقت کردین؟

قطع درخت به سبک پت و مت

 

خوشت اومد داغ کن.نیشخند

 
موضوع: دیدنی ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 46 درجه
نظرات (5)