X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
amir9098
 
تاریخ عضویت: 1393/11/16
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1393/11/18
تعداد مطالب: 12
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 296
 pc 
 
درباره وبلاگ
سعی در گذاشتن موزیک و سریال و .مطالب متفرقه دیگر
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۲:۰۶ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 
آقا چَسبِ زَخم میخَرید؟

مَن نِگآهش کَردمُ گُفتَم: پسر جآن

اَگر تَمامِ این چَسبِ زَخم هآ رآ هَم بِخَرَم

نَه زَخم هآیِ مَن خُوب میشَوَد نَه زَخم هآیِ تو

پآسُخ دآد:

آقا پول نداری چرا گه اضافی میخوری؟

...............................................................

آیا میدونید بدترین چیزی که تو دستشویی تمرکز آدمو به هم میزنه چیست ؟
اینکه سیفون پشت سرتون چکه کن اصلا لامصب درحد شکنجه های زندان گووانتاناموا *جان من اینجوری نیست*

..............................................................

یه دوستی دارم خیلی آدم کثیف و غیربهداشتیه

الان داره با سوییچ ماشینم سنگای ته کفششو درمیاره

و انگار نه انگار که من با این سوییچ گوشامو تمیز میکنم !

................................................................

زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه

بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم !

...................................................................

محققان ایرانی بر این باورند که 132495749 ایرانی مبتلا به تنبلی هستند، چون حتی این شماره رو کامل نمی خونن.!

.........................................................................

پس از مــرگش از او پرسیدند : جوانی خود را چگونه گذراندی ؟ ندایی از عرش برآمد که : بدبخت ایـرانیه ، ولش کنین ، برین سراغ سوال بـعـدی . . .!!!!

............................................................................

یه نفر تو محله مون مُرده، واسش حجله زدن و نوشتن جوان ناکام فِلانی .!
بعد یکی با خودکار زیر عکسش نوشته : این ناکام نبود ... من ازش باردارم!

...........................................................................

........................
.........................................
 
 
............................

 

...............................................................
 
 .................................................................
....................................................................
.....................................................................
 .................................................................................
من با خنده به پسربچه همسادمون که داره با دختر همبازیش از مهد میاد بهش می گم چی کم داری وقتی با یاری؟
کره خر بر می گرده می گه : خونه خالی!!
اون وقت من هم سن اون بودم، برای هواپیما باى باى می كردم برام بوق بزنه
..................................................................

اول خط سوار تاکسی شدم 1نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت: خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم..
دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم..
.
.
.
.
ینی ما 4نفر که ترکیدیم. خود تاکسیه از شدت خنده استارت نمیخورده
..............................................................................................
آقا ما یه بار میخواستیم حس خرپولی بهمون دست بده.
عین تو فیلما یه ده تومنی به تاکسی دادیم گفتیم بقیه اش مال خودت از ماشین پیاده شدیم.
راننده ی عزیز لطف کرد زد تو ذوقمون گفت :آقا کجا؟ کرایه تون ۱۱تومن
.....................................................................................
 امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید که یکم بی تربیتی بود جک ها !
خواستم بیشتر جذاب باشه
داغ فراموش نشه!

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 30 درجه
 
 
 
يكشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۵:۳۰ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 

 

گل یاس: شاید بعضی ها فکر کنند دولت چین دلش برای این گونه گیاهی می سوزد که آن را جزء ممنوعیت هایش قرار داده اما واقعیت این است که بعد از انقلاب سال ۲۰۱۱ در تونس که به انقلاب گل یاس معروف شد، دولت کمونیست هر چیزی را در رابطه با این گل ممنوع کرد. مواردی که شامل خرید و فروش، پرورش و حتی صحبت کردن درباره آن می شود.

 

 

فیلم های خارجی: طبق قانونی که دولت چین وضع کرده هر سال تنها ۳۴ فیلم خارجی اجازه اکران در سینماهای این کشور را دارند که البته بعد از پذیرفته شدن باید کلی سانسور شوند و هر چیزی که دولت کمونیست مخالف آرمان های خودش تشخیص بدهد حذف خواهدشد. هنوز معلوم نیست این عدد ۳۴ از کجا آمده و چرا مثلا ۳۰ فیلم در سالن نمایش داده نمی شود؟

 

توییتر: دارندگان اکانت توییتر در چین نمی توانند از آن استفاده کنند و در راستای سیاست «فایروال بزرگ چین» بسیاری از سایت ها و شبکه های اجتماعی در این کشور بسته است و همه چیز به شدت سانسور و پیگیری می شود.

 

هریسون فورد و برد پیت: ستاره ها و آدم های مشهور زیادی در دنیا هستند که ورودشان به چین ممنوع است. برای مثال هریسون فورد و ریچارد گیر به خاطر حمایت آشکارشان از استقلال تبت دچار این محدودیت شدند و برد پیت هم بعد از آن که در فیلم «هفت سال در تبت» بازی کرد، اجازه ورود به خاک چین را از دست داد.

 

فیلم آواتار نسخه دوبعدی: فیلم آواتار زمان اکرانش در چین بسیار موفق بود و همین موفقیت بسیار باعث شد دولت کمونیست از ترس محبوبیت زیاد چند هفته بعد، اکران آن را ممنوع کند. البته نکته جالب این است که تنها نسخه دو بعدی آواتار در چین ممنوع است و معلوم نیست چرا نسخه سه بعدی آن ممنوع نیست.

 

کنسول های بازی ویدئویی: در سال ۲۰۰۰ دولت چین اعلام کرد که همه بازی های ویدئویی و کنسول ها و دیگر ملحقاتشان ممنوع است تا وقت جوانان بیخود تلف نشود و به جایش کار کنند که در ظاهر خیلی هم قانون خوبی است. ژانویه ۲۰۱۴ اما دولت به طور موقت این قانون را لغو کرد و باید دید تا کی می گذارد ملت خودشان بین بازی و کار یکی را انتخاب کنند.

 

سفر در زمان: این که واقعا برای سفر در زمان قانون وجود داشته باشد به اندازه خود این ماجرا احمقانه است چه برسد به این که قانون آن را ممنوع هم کرده باشد. درواقع دولت چین به دلایلی نامشخص هرجا سخن از سفر در زمان باشد آن را سانسور می کند. انگار که کمونیست ها خیلی دوست ندارند مردم بفهمند قبلا چه بلایی سر اجدادشان آمده است.

 

آلیس در سرزمین عجایب: انتشار رمان کلاسیک آلیس در سرزمین عجایب نوشته لوییس کارول در چین ممنوع است و علت آن این است که دولت کمونیست دوست ندارد حیوانات حرف بزنند. از نظر آن ها وقتی حیوانات به زبان انسان ها صحبت کنند یعنی در سطح آدم ها قرار گرفته اند و این یعنی فاجعه.

منبع : بیتوته

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 26 درجه
 
 
 
سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۹:۴۲:۵۷ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 

من که با خوندن این اتفاقی که افتاده وا قعا تحت تاثیر قرار گرفتم 

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: -3 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۹:۴۰:۳۰ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 

داستان موش کوجک
موش از میان شکاف ئیوار ، کشاورز و همسرش را نگاه می کرد که در حال باز کزدن یک بسته بودند . چه غذایی ممکن است داشته باشد؟
او وقتی پی برد یک تله موش است وحشت زده شده بود. در حالی که موش به طرف مزرعه عقب نشینی می کرد اعلان خطر کرد:
یک تله موش در خانه وجود دارد ،یک تله موش در خانه است. مرغ درحالی که قدقد می کرد و زمین را میکند ،سرش را بلند کرد ببخشید اقا موشه ،فقط می توانم بگویم که این یک نگرانی بزرگ برای توست و هیچ اثری برای من ندارد وبه من صدمه ای نمی زند. موش رو به گوسفند کرد وگقت : یک تله موش در خانه است،یک تله موش در خانه!.
گوسفند با همدردی گفت:من بسیار متاسفم آقا موشه اما کاری نمی توانم در این باره انجان دهم جز این که دعا کنم .
موش به طرف گاو رفت.او گفت:تو می گویی یک تله موش ؟اقا موشه !انگار که من در خطر بزرگی هستم...نه!.
بنابراین موش در حالی که از تنها روبرو شدن با تله موش کشاورز محزون بودسرش را پایین انداخت و به خانه برگشت.
در همان شب صدایی از خانه شنیده شد ،مانند صدای اینکه تله موش قربانی اش را گرفت . همسر کشاورز با عجله رفت تا ببیند چه چیزی را گرفته است . او در تاریکی ندید که یک مار سمی دمش گیر کرده است. مار همسر کشاورز را نیش زد.
کشاورز با عجله او را به بیمارستان برد.او در حالی که تب داشت به خانه برگشت.اکنون همه می دانستند که تب  ار می توان با شوپ مرغ درمان کرد،بنابراین کشاورز ساطورش را برداشت و به محوطه مزرعه رفت تا جزء اصلی سوپ را بیاورد.
بیماری همسرش ادامه یافت تا اینکه دوستان و همسایه ها بدون وقفه برای عیادت می آمدند.کشاورز برای اینکه به آنها غذا بدهد گوسفند را کشت.
همسر کشاورز خوب نشد و چند روز بعد در گذشت و افراد زیادی برای تشییع جنازه او آمدند و کشاورز برای تهیه گوشت غذای آنها گاو را کشت.
بنابراین دفعه بعد که شنیدید کسی با مشکلی مواجه شده است که به شما ربطی ندارد،به خاطر بیاورید که وقتی کوچکترین فرد از ما تهدید شود همه ممکن است در خطر باشیم.
ما همه روی این سیاره خاکی از یک خانواده هستیم

تهیه و ترجمه:احمدرضا امیدوار

منابع:RogerParlington.co.uk

Ezsoftech.com

 

Spritual-short-stories.com

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 11 درجه
 
 
 
شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۲:۴۶ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 

سلامی دوباره به همه همراهی های پردیسی خودم بعد از یه مدت طولانی دوباه برگشتم

 

1.آرمون شایعه
سقراط در یونان باستان به دلیل بهره مندی از دانش فراوان شهرت زیادی داشت . روزی یکی از آشنایان،فیلسوف بزرگ را دید و گفت :(( آیا می دانی الان در باره دوستت چه چیزی شنیدم؟))
سقراط پاسخ داد:((یک دقیقه صبر کن! قبل از اینکه چیزی بگویی، می خواهم یک آزمون کوچک را بگذرانی که به آن آزمون سه صافی می گویند.))
-((سه صافی؟))
سقراط گفت:(( بله! پیش از آن که چیزی درباره دوستم بگویی بهتر است چند لحظه صبر کنی و آنچه را که قصد گفتنش را داری از صافی بگذرانی.به این دلیل آن را آزمون سه صافی نامیدم. اولین صافی حقیقت است.آیا واقعا مطمءن هستی که آنچه می گویی حقیقت دارد؟))
مرد گفت:((نه!راستش را بخواهید فقط آن را شنیده ام...))
سقراط گفت:((بسیارخوب . بنابراین واقعا نمی دانی راست است یا نه . حالا اجازه بده دومین صافی را امتحان کنیم، صافی خوبی . آیا انچه را که می خواهی درباره دوستم بگویی مطلب خوبی است؟))
-((نه بر عکس...))
سقراط ادامه داد:((بنابراین شما می خواهید چیز بدی را درباره ی او بگویید اما مطمئن نیستید حقیقت داشته باشد.شاید هنوز بتوانید از آزمون بگذرید! چون یک صافی دیگر هم مانده است. صافی سودمندی.آیا آنچه می خواهید درباره ی دوستم بگویید برای من مفید است؟))
((نه! واقعا نه...))
خب،سقراط نتیجه گیری کرد که:
((اگر آنچه را که می خواهید بگوییدراست نیست خوب نیست و فایده ای هم ندارد، چرا اصلا بگویید؟))
2.دست های ستودنی
به یک روستای کوچک در نورنبرگ در قرن 15 بر می گردیم. جایی که یک خانواده با هجده بچه زندگی می کردند. هجده بچه ! فقط برای تهیه غذای این خانواده ، پدر که سرپرست خانواده بود تقریبا روزی هجده ساعت را کار می کرد.او یک زرگر بود وهر کار سخت دیگری را که در همسایگی بابت آن پولی پرداخت می کردند انجام می داد . علی رغم اینکه ظاهرا شرایط زندگی آن ها نا امید کننده به نظر می رسید ، دو تا از بچه های بزرگ خانواده آلبرچت دیورر رویا هایی برای خود داشتند . هر دو می خواستند که استعدادشان در زمینه هنر را دنبال کنند.اما آن ها به خوبی می دانستند که پدرشان هرگز نمی تواند از لحاظ مالی آن ها را تامین کندو به نورنبرگ  بفرستد تا در دانشگاه درس بخوانند . پس از بحث های طولانی در تختخواب شلوغشان،سر انجام پیمانی بستند و مقرر شد آن ها با سکه شیر یا خط کنند و بازنده در معدنی در آن نزدیکی بود کار کند و از پولی که به دست می آورد هزینه تحصیل برادر دیگر را که به دانشگاه خواهد رفت بپردازد. پس از پایان تحصیلات چهار ساله ، این بار برادری که شیر یا خط را برده ، باید هزینه تحصیل برادر دیگر را یا با فروش کار های هنری اش ویا اگر لازم شد با کار در معدن بپردازد.
آن ها در یک صبح روز یکشنبه پس از مراجعت از کلیسا سکه را پرتاب کردند.آلبرچت دیورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و برادرش ،آلبرت به معدن های خطرناک رفت وبه مدت 4سال مخارج تحصیل برادرش را در کارهایش در دانشگاه بر همه تاثیر آنی گذاشته بود تامین کرد.قلم زنی،منبت کاری،نقاشی با رنگ روغن  آلبرچت بسیار بهتر از بیشتر استادانش بود و به محض این که فارغ التحصیل شد پول قابل ملاحطه ای بابت حق الزحمه کار هایش به دست آورد.
وستایش بر گشت ، خانواده دیورر بزم شامی به مناسبت باز گشت پیروز مندانه آلبرچت ،در چمنزارشان ترتیب دادند.پس از یک شام مفصل  وبه یاد ماندنی که همراه با موسیقی و خنده بود، آلبرچت از جای ویژه اش که در سر میز بود بلند شد تا به افتخار برادر عزیزشکه سال ها خود را وقف او کرده بود تا به آرزو هایش برسد نوشیدنی بنوشد. کلمات پایانیش این بود((آلبرت !برادر عزیزم ،حالا نوبت تو است .حالا تو می توانی به نورنبرگ دنبال آرزو هایت بروی و من از تو مراقبت خواهم  کرد)) همه ی سر ها با اشتیاق فراوان به طرف آلبرت که انتهای میز نشسته بود چرخید.او در حالی که اشک از صورت رنگ پریده اش جاری بود ،سرش را که به پایین خم شده بود به این طرف و آن طرف تکان داد و هق هق کنان تکرار کرد ((نه ...نه...نه))
سرانجام آلبرت بلند شد و اشک هارا از روی گونه هایش پاک کرد و او نگاهی به میز دراز و چهره های که دوست داشت ، انداخت و سپس دست هایش را نزدیک گونه راستش نگاه داشت و به آرامی گفت((نه برادر! من نمی توانم به نورنبرگ بروم . برای من خیلی دیر شده است.ببین... ببین این چهار سال کار در معدن چه به روز دستهایم اورده است !استخوان های  هر انگشتم حداقل یک ابر شکسته است اخیرا به  شدت از آرتروز ناحیه  دست رنج می برم به حدی که حتی نمی توانم لیوانی بر دارم تا با تو له افتخار کسی بنوشیم چه رسد به  اینکه بخواهم با قلم روی کاغذ یا بوم نقاشی کنم . نه برادر ...برای من خیلی دیر شده است .)) بیش از 450 سال از آن واقعه گذشته است . تا کنون از آلبرچت دیورر صد ها نقاشی استادانه از قلم زنی تا کندخ کاری روی مس در موزه های بزرگ سراسر جهان آویخته شده است اما عجیب آنکه بیشتر مردم با یکی از کار های آلبرچت دیورر آشنا هستند .
یک روز برای تجلیل از همه ی فداکاری های آلبرت ،آلبرت چت با زحمات زیاد ،دست های رنج کشیده او را در حالی کف دست ها روی هم کشیده شده  بودند،طراحی کرد.او این نقاشی را دست ها نامید، اما تقریبا تمام جهان خیلی سریع از شاهکار بزرگ او استقبال کردند وبا احترام آن را سدت های ستودنی نامیدند. 

تهیه و ترجمه:احمدرضا امیدوار

منابع:RogerParlington.co.uk

Ezsoftech.com

Spritual-short-stories.com

 

 

 

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 11 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱:۲۱:۲۷ ب.ظ  ::  موضوع: موزیک ها
 

سلام. اول از همه بگم که خیلی خوشحالم که دوباره برگشتم به جمع وبلاگی ها!

این موزیکی و کلیپ از روی فیلم بسیار زیبای (Pitch Prefect 2(2015 جداسازی کردم.که این فیلم رو هم توصیه میکنم که حتما ببینید.

http://up.vbiran.ir/uploads/42491146234502638466_pitch-perfect-236075.jpg

دانلود کلیپ با حجم110مگابایت:(کلیپ اصلی موزیک حتما ببینید!) به همراه زیرنویس ترجمه موزیک

http://s6.picofile.com/file/8249961284/New_Pitch

 

کلیپی دیگر با صدای Jessie J که بخش هایی از فیلم را در این کلیپ میبینید البته باید ف ی ل تر شکن داشته باشید تا بتونید دانلود کنید. این کلیپ رو از دست ندید دانلود با حجم:34مگ

Flashlight - Jessie J (from Pitch Perfect 2) 3gp, Mp4 Video Download - Mobimp4.Net

دانلود فایل MP3 نسخه اصلی به حجم3.5مگ:

http://s7.picofile.com/file/8249951842/Flashlight_Bethany_Mota_Pitch_Perfect_2_Jessie_J_Cover.mp3.html

 

دیگر موزیک ها از اهنگ Flash light (برای دانلود این موزیک ها هم باید ف ی ل تر شکن داشته باشید)

http://mp3fly.in/watch?v=qnpdrdrrgn4

 

دیدن مجموعه موزیک ها:

http://mp3lio.co/flashlight

 

موزیک های ریمکس شده مجموعه:

http://mp3lio.co/flashlight-remix

 

دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه .

نظر فراموش نشه

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 15 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۵:۰۸ ب.ظ  ::  موضوع: موزیک ها
 

سلام. اول از همه بگم که خیلی خوشحالم که دوباره برگشتم به جمع وبلاگی ها!

این موزیکی و کلیپ از روی فیلم بسیار زیبای (Pitch Prefect 2(2015 جداسازی کردم.که این فیلم رو هم توصیه میکنم که حتما ببینید.

http://up.vbiran.ir/uploads/42491146234502638466_pitch-perfect-236075.jpg

دانلود کلیپ با حجم:

 

 

کلیپی دیگر با صدای Jessie J که بخش هایی از فیلم را در این کلیپ میبینید البته باید ف ی ل تر شکن داشته باشید تا بتونید دانلود کنید. این کلیپ رو از دست ندید دانلود با حجم:34مگ

Flashlight - Jessie J (from Pitch Perfect 2) 3gp, Mp4 Video Download - Mobimp4.Net

دانلود فایل MP3 نسخه اصلی به حجم3.5مگ:

http://s7.picofile.com/file/8249951842/Flashlight_Bethany_Mota_Pitch_Perfect_2_Jessie_J_Cover.mp3.html

 

دیگر موزیک ها از اهنگ Flash light (برای دانلود این موزیک ها هم باید ف ی ل تر شکن داشته باشید)

http://mp3fly.in/watch?v=qnpdrdrrgn4

 

دیدن مجموعه موزیک ها:

http://mp3lio.co/flashlight

 

موزیک های ریمکس شده مجموعه:

http://mp3lio.co/flashlight-remix

 

دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه .

نظر فراموش نشه

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 1 درجه
 
 
 
جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۹:۴۶:۱۴ ب.ظ  ::  موضوع: داستان های زیبا
 

این داستان ها اغلب واقعی اند 

وهمینطور ارزش خواندن بالایی دارند پس وارد شوید 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 17 درجه
 
 
 
پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۹:۲۷:۲۰ ب.ظ  ::  موضوع: عکس
 

این عکس ها واقعا ارزش دیدن را دارند

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 9 درجه
 
 
 
جمعه ۰۱ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۸:۳۱:۳۸ ب.ظ  ::  موضوع: عکس
 

جالبه حتما ببینید

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه