X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
amir7248
 
تاریخ عضویت: 1393/06/17
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1393/11/02
تعداد مطالب: 73
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 0
 
درباره وبلاگ
nothing is true - everything is permitted
دوستانی که عضو پردیس گیم نیستند و قادر به ثبت نظر نیستند میتوانند نظرات خود را به ادرس email زیر بفرستند:
amirmardy@gmail.com
برای مشاهده مطالبی که قبل از تیر ماه 96 نگاشته شده اند باید از ف.ی.ل.ت.ر شکن استفاده کنید!!
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
چهارشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۵:۱۹:۰۹ ب.ظ  ::  موضوع: مذهبی
 

                      بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت دوستان بدون مقدمه میریم سراغ اصل مطلب.سخنان گران بهای ایت الله بهجت فومنی (ره) قسمت اول:

فصل اول:جلوه هایی از توحید و معارف

1– ذکرُالله که حدی ندارد، اعم از ذکرقلبی و لسانی، بلکه اعم از ذکر بدنی است.چون تمام طاعات و همه ی آنچه مرضیّ خداست، ذکر الله  است.

2- باید دستگیری وتوفیق از ناحیه ی خدا باشد، تا با اعمال اختیار و اراده ازناحیه ی بنده، کارهای اختیاری انجام گیرد.

3- خداوند در قرآن و غیرقرآن، به حدّی بهشت و بهشتیان را در توصیف بالا برده که اگر کسی ازشوق شنیدن آن وفات کند، استبعاد ندارد! آیات جهنم نیزاینگونه است...که اگر انسان معاصی خود را در نظر بگیرد و بمیرد، مستبعد نیست!

4- آیا خوبست به ذاتی که موت و حیات و مرض و صحّت و غنا و فقر به دست او است، مراجعه کنیم و رابطه دوستی داشته باشیم، یا کسی که خود محتاج و ناتوان و بیچاره است؟!

5- معرفة الله اعظمُ العبادات است و همه ی تکالیف، مقدمه ی معرفت خدا هستند.

6- منظور از اَسماء در آیه ی: وَعَلُّمَ آدَمَ الاَسمَاء کُلَّهَا [سوره بقره،آیه 31] "و تمامی اسماء را به حضرت آدم آموخت"علم به حقایق است که  موجب امتیاز انسان از حیوانات بلکه فرشتگان می گردد.

7- نتیجه خلق و مخلوق درحدیث قدسی : خَلَقتُ الاَشیاءَلِاَجلِکَ وَخَلَقتُکَ لِاَجلی"تمام اشیاء را برای تو وتو را برای خودم آفریدم"، علم و معرفت است.

8- ما را شناخته اند، اعمال ما محفوظ است، و عکس برداری شده است...آیا شهادت دست و پا و دیگر اعضا و جوارح شوخی است؟

9- سبحان الله! خداوند آیات قهّاریتش را با خواب به ما نشان می دهد.موجودیّت ما، اختیارات ما بواسطه خواب باطل می شود.خواب، آیت  تکوینیّه است برای لا اختیاریّتِ ما، بفرما: لاشیئیّتِ ما.

10- اگر قلم تکوین و اراده ی تکوینیه خدا نباشد، هیچ قدرتی ولوبُختُ النّصر[یکی از پادشاهان جبّار و ستمگر تاریخ] نمی تواند ضرری  برساند.

11- آن عالم [عالم برزخ و ملکوت]، عالَم اَوسعی است، همه حضور است، مثل این جهان چهار دیواری نیست، ماضی و حال و آینده درآنجا  یکی است.

12- ملائکه، صدای مارا ضبط می کنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نیّت گفتار ما که به داعی الهی صادر شده است، یا نفسانی و شیطانی،  عکس برداری می کنند.

13- نسبت این دنیا و عالم آخرت، مثل شکم مادر و عالم رَحم با این عالم است وَالمَوتُ وِلادةُ الرّوح [مرگ، تولد روح است].

14- مراتب بهشت، مانند لباس های قامت های انسان هاست که هیچ تحاسدی [حسد ورزی] از کسی که کوتاه قد است، نسبت به لباس بلندِ انسان بلند قامت، پیدا نمی شود.

فصل دوم :برآستان اهل بیت علیهم السلام

 

15-ائمه اطهار(علیه السلام) هم ترس از جهنم داشتند و هم طمع به بهشت؛ ولی عبادت را برای خوف و طمع نمی کردند.

16- اگر مساله امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می رود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام (علیه السلام)؟! امام آینه ای است که حقیقت تمام عالم را نشان می دهد.

17- ائمه (علیه السلام) از حال ما غافل نیستند؛ اگرچه ما ازآنها غافل باشیم.

18- هربلائی که به ما می رسد، در اثر دوری از اهل بیت (علیه السلام) و روایات ماثوره از ایشان است.

19- نجات برای کسی است که اهل بیت (علیه السلام) را در همه جا مورد تخاطب و حاضر ببیند.

20- پا جای پای معصومین (علیه السلام) بگذارید نه جای پای دیگران! ملازم علما باشید! وهمیشه روشن باشید؛ و با مطالب مفید، حیات بخش و آموزنده سروکار داشته باشید!

21- حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی هاست؛ عظمتش را خدا می داند!

22- توفیق زیارت، ربطی به داشتن پول ندارد.

23- ایرانی ها باید حرم امام رضا(علیه السلام) را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند!

24- خدا کند این توجه و ارادت وَ محبت به اهل بیت (علیه السلام) در دلهای ما باقی بماند و با محبت آنها از دنیا برویم.

25- چرا ما شیعیان هر روز به پای منبر امیرالمومنین و ائمه هُدی و رسول الله (ص) نمی رویم و به حِکَم، آداب و معارفی که الی ماشاء الله در  اخبار آنها نهفته است گوش فرا نمی دهیم؟!

26- انسان اگر هریک از مشاهد مشرّفه را طواف کند، همه مشاهد را در همه جا زیارت کرده است و برای او مفید است.

27- توسلات، خیلی نافع است.به این امام زاده ها زیاد سر بزنید! این بزرگواران همچون میوه ها که هرکدام یک ویتامین خاصی دارند، هرکدامشان خواص و آثاری دارند.

28- از محبت اهل بیت (علیه السلام) نباید دست برداشت؛ همه چیز توی محبت است، اگر چیزی داریم از محبت است.

29- در شب عید غدیر و شب های مثل آن...باید فضیلت این شب ها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در  زمینه ولایت، با اقامه دلیل و برهان ذکر شود تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد، نه اینکه اینگونه مجالس، به خنده و لهو و لعب گذرانده شود.

30- یکی از کرامت های شیعه، قبور و مزارهای امامزادگان است؛ لذا نباید از زیارت آنها غافل باشیم و خود را اختیارآ محروم سازیم!

31- خدا می داند رحمت اهل بیت (علیه السلام) و خاندان رسالت چفدر وسیع است! رحمت اینها، تابع رحمت واسعه الهی است!

32- اهّم آداب زیارت این است که بدانیم: بین حیات معصومین (علیه السلام) و مماتشان، هیچ فرقی وجود ندارد!

33- اگر کسی بخواهد تشنگی و عطش دیدار آنها [معصومین] را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهده مشرّفه، به منزله ی ملاقات آنه و دیدار حضرت غایب(عج) است.آنها در هرجا حاضر و ناظرند.

34- دیده و شنیده است که اشخاصی در مشاهده مشرّفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند!

35- بُکاء بر مصائب اهل البیت(علیه السلام) و به خصوص سیّدالشهدا(علیه السلام) شاید ازآن فبیل مستحباتی باشد که مستحبّی افضل از آن نیست! بکاء مِن خَشیَةِ الله "گریه ازترس از خداوند"، آن همم همین جور است؛شاید افضل از آن نباشد!

36- محبت صادقانه این است که محبت مخالف در آن نباشد.هرکس به هرکدام از این چهارده معصوم(علیه السلام) محبت داشته باشد، کارش تمام است.فقط شرطش این است که محبتش راست باشد.

37- به هر اندازه از بیانات اهل بیت(علیه السلام) دور باشیم از خود ایشان دوریم.

38- یک دست شما قرآن، و دست دیگر عترت باشد! عترت، معارفش در مثل "نهج البلاغه" است؛ اعمالش در مثل "صحیفه سجادیه" است؛اعمال تکلیفیّه اش در مثل همین "رساله های علمیه " است.

39- مگر ثواب زیارت سیدالشهداء را ما می دانیم چه خبر است؟! مگر می دانیم روایاتی که درباره زیارت سیدالشهداء وارد شده، به کجا رسیده؟!

هیچ می توانیم بگوییم: کان کمن زار الله فی عرشه"زیارت امام حسین (ع) در شب جمعه مانند کسی است که خدا را در عرشش زیارت کند"یعنی چه؟

آیا ما از این ها می فهمیم؟!

یا همین بکاء بر سیدالشهداء ثوابش چه اندازه است؟

آیا می توانیم حدّی برایش بگوییم که دیگر از آن بالاتر نیست؟

 

فصل سوم:در راستای عشق به امام زمان(عج)

 

40- امام زمان(عج) عینُ النّاظره و اُذّنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه "چشم بینا، گوش شنوا،زبان گویا و دست گشاده ی خداوند"است.

41- در رویت امام(علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هرجا نشسته، براتَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و مابینهنَّ اِشراف دارد.

42- سبب غیبت امام زمان(عج) خود ما هستیم!

43- به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصّی می شود.

44- لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسل به ائمه (علیه السلام) بهتر از تشرّف باشد.

45- ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم.باید به ولیّ عصر(عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و مارا تا مقصد، همراه خود ببرد.

46- دعای تعجیل فرج، دوای دردهای ما است.

47- در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محّبان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رویت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

48- با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هرکاری راکه خواستیم انجام دهیم؟چه پاسخی خواهیم داد؟!

49- هرچند حضرت حجت (عج) از ما غایب وما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق و مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و اینکه آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خوشنود، و سلامی- هرچند ضعیف- خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

50- علایمی حتمیّه و غیرحتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند.ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد!لازمه این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت میگیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفّاق می افتد.

51- انتظارظهور و فرج امام زمان(عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

52- چقدر امام زمان (عج) مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

53- مخصوصا دعای شریف " عظم البلاء و برح الخفاء" را بخوانید و از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را.

54- خداوند کام همه ی شیعیان را با فرَج حضرت غایب- عجل الله تعالی فرجه الشریف- شیرین کند! شیرینی ها، تفکّهات زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

55- آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان ها و مصلح حقیقی: حضرت حجّت (عج) دعا کنیم؟

56- مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

57- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

58- هرکس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجّت (عج) و فرج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک!

59- امام (عج) در هرکجا باشد، آنجا خضراء است.قلب مومن جزیره ی خضراء است؛ هرجا باشد، حضرت در آنجا پا میگذارد.

60- قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است.قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آنجا هست!

61- اشخاصی می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند.کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

62- اگر به قطعیات و یقینیات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی میبریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعا حضرت امام زمان(عج) از ما راضی است؛ و چه کارهایمان قطعا ناراضی است.

63- بطور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، موثّر است، اما نه لقلقه.

64- آری، تشنگان را جرعه ی وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند.آیا ما تشنه ی معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آنکه کارش دادرسی به همه است و مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

65- [ائمه علیه السلام] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما میآییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

66- تا رابطه ی ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ی ما با ولیّ امر(عج) هم در اصلاح نفس است.

67- روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند.گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعاست. همین، مرتبه ای از فرج است.

68- چقدر بگوییم که حضرت صاحب- عجّل الله تعالی فرجه الشّریف- در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

69- هرکدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت(عج)- که نفعش به همه بر می گردد و از اهّم ضروریّات است- نیستیم!

70- از گناه ما و بخاطراعمال ما است که آن حضرت[حضرت حجّت علیه السلام]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است!

71- هرکس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرج آن حضرت را از خدا بخواهد.

72- خدا می داند در دفتر امام زمان(عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز(روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود.همین قدر می دانیم که آنطوری که باید باشیم، نیستیم!

73- با اینکه ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است- به خلاف ظهور و فرج عمومی- با این حال چرا به این اهمّیّت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟!

74- کار آفتاب، اضائه [نورافشانی] است هرچند پشت ابر باشد.حضرت صاحب(عج) هم همینطور است، هرچند در پس پرده ی غیبت باشد! چشم ما نمی بیند، ولی عدّه ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، اتباطی با آن حضرت دارند.

75- آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر(عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد وما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

76- ای کاش می نشستیم و درباره ی اینکه حضرت غائب علیه السلام چه وقت ظهور می کند، باهم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم!

77- اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

78- با اینکه به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجّه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها- اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی- می توان به آن واسطه فیض[حضرت حجّت علیه السلام] رجوع کرد.

79- حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است، و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است.با این همه، به هرکس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

80- را اخلاص از گرفتاریها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولی ّ عصر(عج)؛ نهدهای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

81- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر(عج) می باشم، ازحضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!

زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمائید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.

82- ما طّلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضاء و تاییدی ازمولایمان حضرت ولیّ عصر علیه السلام بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتارکنیم، که مولایمان ما را امضاء و تایید کند؟!

 

فصل چهارم:اسراری از نماز ونیایش

83- نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است...نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است باهمه ی مراتب خضوع و خشوع.

84- نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذّت ها] که چنین خمری خوشگوار در عالم وجود نیست!

85- نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن ، توجّه به حقّ می شود.

86- تمام لذت ها روحی است؛ و آنچه از لذّات که در طیب[عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.

87- قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است.و هر مرتبه از مراتب قرب را مقرِّبی است که بالاترین آنها نماز است.

88- نماز، عروج مومن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است...مومن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه[زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.

89- ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم.

90- شاید حکمت تکرارنماز-علاوه برتثبیت- سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.

91- قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و اینکه هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.

92- س:اجمالا بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

ج: بسمه تعالی- اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شودو از آن جمله، تبدیل فرادی به جماعت است.تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد، و در اوقات حضور، اختیارا آن را از دست ندهد.

93- س: برای حضور قلب درنماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید!

ج: بسمه تعالی – درآنی که متوجّه شدید، اختیارا منصرف نشوید!

94- اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسّل جدّی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.

95- گوی سبقت را نماز شب خوان ها ربودند مخفیانه!

96- س: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

ج: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود[قبل از نیمه شب بجا آورده می شود.]

97:س: در نمازشب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفا راهنمایی فرمایید!

ج: بسمه تعالی- کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذاردهرشبی که موفّق( به خواندن آن ) نشدید، قضای آن را بجا آورید.

98- از آیه شریفه ی انَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَنِ الفَحشَاء وَالمُنکَرِ(عنکبوت، ایه45)"نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد"استفاده میشود که: لاَصَلوَةَ لِمَن لایَتَناهَی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر"کسی که از کارهای زشت و ناپسند خود داری نمی کند، واقعا نمازش نماز نیست!"

99- این احساس لذّت در نماز، یک سری مقدّمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدّمات درخود نماز.آنچه پیش از نماز و درخارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند.و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد و در هنگام خود نماز نیزانسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.

100- اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در راس آنها نماز است، که به واسطه ی خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

101- یکی از عوامل حضورقلب اینست که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ(باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدّماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!

102- همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنّمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان[اولیاء] می فرمایند:از همه چیز لذیذتر است!

103- همین امور ساده و آشکارمثل نماز، بعضی را به سماوات می رساند، و برای عدّه ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است ویا شیرین!

104- س: می خواهم درنماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم وببینم تا با آن حرکت کنم!

ج: بسمه تعالی- با شرائط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست!

105- سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.

106- س: برای اینکه درانجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

ج: در اوّل نماز، توسّل حقیقی به امام زمان(عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه[بطور کامل] انجام بدهید.

107- س: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره ی نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار می گیرد.

ج: بسمه تعالی- از بیانات عالیه درفضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم(ع) است:الصَّلَوةُ مِعرَاجُ المُومِن [نماز، معراج مومن است] برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را...

108- اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیرو کمال، ازآنها بهره مند نشود، درعقل اوخلل است...نمازخواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.

109- درکلمات امیرالمومنین (علیه السلام) نیز آمده است: وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعُ لِصَلوَتِک"بدان که تمام اعمالت، تابع نمازت می باشد" مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ درحال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند!

110- ازحدیث: تَتَنَعَّمُونَ بِها فی الآخِرَة"در دنیا به عبادت من متنعِّم شوید، زیرا درآخرت، به همان متنعّم خواهید بود"؛ یر می آید که عبادات، فابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ماعبادات رابه گونه ای بجا می آوریم که گویا شلّاق بالای سرِما است...گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم.

111- س: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

ج: بسمه تعالی- علاج، این است که ریا بکند، ولی اگر درمقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه[ این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!]

112- معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است؛ برترین چیز است...همه چیز تابع نماز است؛باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم...وقتی نماز درست شد،با حال گشت، انسان آدم شده است.بالاخره محک، نماز است!

113- وقتی بنده از پیشگاه مقدّس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه ی اوست.در دعای مسجد کوفه آمده است: اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَمِنکَ السَّلامُ، وَاِلیکَ یَرجِعُ وَیَعُودُ السَّلامُ،حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ بِالسَّلام" خداوندا، تو خود سلامی و سلام ازناحیه ی تواست و به سوی تو باز می گردد.پروردگارا،ما را به سلام از ناحیه ی خود تحیّت گوی!"

114- چقدرتناسب داردتکبیربرای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج ازآن!...درتکبیر،اکبرمناسب است...یعنی تمام اموردنیاو همه ی یزرگ ها راکناربگذارید، چون خداوند متعال اکبراست...نمازگزار،باتکبیر،درحرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! درروایت است که:لَوعَلِمَ المُصَلِّی مایغَشاهُ مِن جَلالِ الله، لَما انفَتَل عَن صَلاتِه"اگرنمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!"

115- بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگوید: اَللهُمَّ ارزُقنِی زَوجَةً صَالِحَةً" خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!" یا بگوید:اَللهُمَّ ارزُقنِی وَلَداً باراً"خداوندا، فرزند نیکو کاری را روزی من کن!"

116- ذکرخدا درحال نماز، بهترین ذکر است؛چون نماز به منزله ی کعبه است؛ و نمازگزاردرکعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که باب تکبیر،داخل و از باب تسلیم ، خارج شود.

117- درجایی دارد که:خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، باخالق خود خلوت کند؛ و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد.کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است!

 

 امیدوارم که قسمت اول این مطلب براتون مفید بوده باشه.منتظر مطالب بعدی باشید.

 
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 1 درجه