X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
۲۲ تیر ۱۳۹۲

ما هممون مهمونیم...؟!

روزی راهبی وارد کاخ پادشاه شد . هیچکدام از نگهبانان جرات نکردند مانع از ورود

راهب به کاخ شوند . راهب با خونسردی تمام جلوی پادشاه ردای خود را بر زمین

پهن کرد و همانجا نشست.پادشاه عصبانی شد و با صدای بلند فریاد کشید:

اینجا چه می خواهی ؟ راهب نگاهی به پادشاه کرد و گفت :  آمده ام تا در این

مسافرخانه! کمی استراحت کنم و بعد بروم . پادشاه با عصبانیت گفت : اینجا

مسافرخانه نیست . اینجا کاخ است . راهب گفت : می خواهم سوالی از شما

بپرسم. در این کاخ قبلا" چه کسی زندگی می کرد ؟ پادشاه گفت : پدرم که از دنیا

رفته است .راهب دوباره پرسید : و قبل از پدرتان ؟ پادشاه جواب داد : پدربزرگم

که او هم از دنیا رفته است .راهب با لبخندی گفت : این کاخ جایی است که مردم

برای مدتی زندگی کرده و سپس رفته اند. حال شما بگویید آیا ما مسافر نیستیم.

 
موضوع: داستان
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 6 درجه
نظرات (0)
 
۱۷ تیر ۱۳۹۲

در تصویر بالا سوال آخر می پرسد هیتلر چه کسی بود ؟ که در پاسخ قیافه او را کشیده و میگه این شخصه . البته سوالات قبلی را هم پاسخهای خنده داری داده است.

 
موضوع: برای خنده
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 14 درجه
نظرات (1)
 
۱۴ تیر ۱۳۹۲

*تا حالا دقت کردین چرا با موسیقی سنتی نمیشه رقصید؟

*تا حالا دقت کردین چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟

*تا حالا دقت کردین چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟

*تا حالا دقت کردین چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟

 
موضوع: برای خنده
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 15 درجه
نظرات (1)
 
۱۲ تیر ۱۳۹۲

بهلول دیوانه!:

آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری.. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..


بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام  خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض کرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی.. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد. و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

 
موضوع: داستان
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 8 درجه
نظرات (0)
 
۰۹ تیر ۱۳۹۲

يا چنان نمای که هستی، يا چنان باش که می‌نمايی

«بايزيد بسطامی»

فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.((تولستوی((

کورتر از آن هایی که نمی خواهند ببینند وجود ندارد.(( دکتر علی شریعتی))

در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.((دکتر علی شریعتی))

 
موضوع: جملات زیبا
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 7 درجه
نظرات (1)
 
۰۶ تیر ۱۳۹۲

<!--[if gte mso 9]><xml> </xml><![endif]-->

<!--[if gte mso 9]><xml> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]>

آبدارچی شرکت مایکروسافت: 

مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد.

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت.

او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم. 

 

 
موضوع: داستان
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 5 درجه
نظرات (1)
 
۰۵ تیر ۱۳۹۲

توالت مدرسه (خیلی خنده دار)


 
موضوع: برای خنده
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 15 درجه
نظرات (2)
 
۰۴ تیر ۱۳۹۲

فقط در ایران!


 
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 18 درجه
نظرات (1)
 
۰۳ تیر ۱۳۹۲

ترول دروغگویی چوپان دروغگو تو چت!!!


 
موضوع: برای خنده
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 21 درجه
نظرات (0)
 
۰۲ تیر ۱۳۹۲

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، برپاکننده قسط و عدل
منتقم خون حسین(ع)، حضرت ولیعصر، امام زمان،
مهدی موعود (عج) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد . . .

امروز ملک ز آسمان گل ریزد                                   رضوان بهشت از جنان گل ریزد

جبریل به شادی دل آل علی                                   در مقدم صاحب الزمان گل ریزد


 
موضوع: مناسبت ها
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
نظرات (0)