X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 377
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۱:۴۲ ق.ظ  ::  موضوع: 6-اندیشه ی ماندگار
 


من همينطوري تلاش ميکنم که تلاش کرده باشم
وگرنه مشخصه که در نهايت چيزي عوض نميشه.
-----------
کي از تأسف هايي که هميشه تو زندگيم ميخورم اينه که ما بايد 12 سال جدا از هم درس ميخونديم
ولي مدرسه‌ي موش‌ها مختلط بود !!
------------
وقتي بويِ سوختگيِ مناطقِ تحتانيِ بعضيا رو حس مي کني،
بايد بدوني که داري راهت رو درست ميري.
--------------

عکس العمل مردم بعد از تاخير مترو:

ژاپن 10ثانيه تاخير: شکايت از واحد حمل و نقل

ايتاليا 1 دقيقه تاخير: مسئولين بي کفايت

فرانسه 3 دقيقه تاخير: تعجب :o

ايران بعد 20 دقيقه: ايول يه قطار اومد
----------------------
طبق آخرين تحقيقات
مشخص شده که مردان خوب، مرداني هستند ...
که هنوز گند کارشون در نيامده و لـــــــو نرفته اند !!
------------------
"دهن منو وا نکن "چيست ؟
تهديدي تو خالي که معمولا با جمله "وا کن ببينم چه گهي ميخواي بخوري" خاتمه مي يابد :)))

------------
-----------------------
يکي با قايقش وسط دريا بوده، غضنفر رو در حال غرق شدن ميبينه بهش نزديک ميشه،مي پرسه: داري غرق ميشي؟
غضنفر بزور سرشو از آب درميآره ميگه: آره، چطور مگه؟
--------------
بچه: چرا عروس لباس سفيد ميپوشه؟
مامان: چون بـهـتـرين خاطره زندگيشـه
بچه: چـرا دامـاد مــشـکـي مـيـپـوشـه؟

مامان: خـــفه شـــو
-----------
گاهي اوقات اونقد غرق آرزوهات ميشي که فراموش ميکني
.
يکي بيرون دستشويي منتظره
-----------
باز کجا ؟؟؟؟؟؟؟
.
سوالي که حتي اگه 2 سال هم خونه باشي و يهو بخواي از خونه خارج بشي حتما از بابا مامانت مي شنوي
----------------
ﻣﻦ ﺗﺎ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺳﻤﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﻪ !
ﺗﺎﺯﻩ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺳﻤﺶ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺑﻮﺩ !
--------------------
یکی از دوستان تعریف میکرد:
چند سال پيش كه ميخواستم گواهي نامه بگيرم،
كله صبح پاشدم برم كه امتحان توشهری بدم.
افسره اسمای گروه مارو که خوند ، به من گفت:
شما بشين پشت فرمون!
منم نشستم ديدم در جلو هم باز شد یارو نشست.
منم راه افتادم يه پنج دقیقه ای که گذشت گفتم:
جناب! حالا چیكار كنم؟!
يارو برگشت گفت: جناب كيه؟؟ منم اومدم امتحان بدم ..!
آدماي عقب ماشين :|
من :|

هيچی ديگه! افسره رو جا گذاشته بودیم :|
------------
اینا که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن....
آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان
دیوونه نیستن فقط یکم خسته ان.
----------------------
ميگم وقتي به زوج هاي عاشق ميگن مرغ عشق
لابد به زوج هاي مشکل دار هم ميگن انگري بردز ! :|
-=--------------------
امروز صبح رادیو میگفت :
دوستانِ همراه ، اینجا ایرانه و همه اینجا شادند... !!!
نتیجه گرفتم : الان من خارجم...
----------------
شانس اگه شانس ماست، دنیا روز 21 دسامبر تموم میشه و یهو یه صدایی شبیه اون صدای تو بازی مورتال کمبات بود، از آسمون میاد و میگه
 Round Two !!
--------------

به قرعان داستان زندگي نسل ما رو بنويسن، 1400 سال ديگه 3 ماه واسمون زنجير مي زنن!

-----------------------------------------

مطالب قبلی

 
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 72 درجه