X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 377
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
دوشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۹:۰۵ ب.ظ  ::  موضوع: آره کم آوردم
 

من به خاطر چيزي تحقير مشم که خودم بي تقصيرم من بخاطر خلقت اوني که ميگه بخوانيد مرا تا اجابت کنم بايد اينجوري عذاب بکشم منو يادش رفته خيلي وقته که صدامو نمي شنوه

------------

خدايا يعني من قد يه زندگي کوچيک از دنياي تو سهمي ندارم ، يعني انقد از من بدت مياد که ديگه نگام نمي کني

------------

اميدوارم هيچ آدمي به حال من دچار نشه من براي شب کردن امروزم هيچ انگيزه اي ندارم دوست دارم ماها بخوابم تا هيچي نفهمم يا بخوابم و ديگه بيدار نشم

 ------------

بدجوري احساس تنهايي بهم غلبه کرده. فکر مي کنم يه آدم بيخودم که واسه هيشکي تو اين دنيا مهم نيستم برا هيشکي اهميت ندارم

 ------------

دلم گرفته  ديگه اشک ، ديگه دعا و رازونياز با خدا با تنها کسي که واسم مونده هم آرومم نمي کنه

----------

تو دلم يه دنيا حرفه اما تو گلوم فقط بغضه و خبري نه از واژه هست و نه صوت ....

------------

حرفايي که ميشنيدم مثه پتک رو سرم خراب ميشد ولي بازم مثه هميشه صدام درنمي اومد

------------

وقتي احتياج داري زار بزني سخت ترين کار دنيا اينه که جلو اشکاتو بگيري با درد بغضتو قورت بدي و آروم به همه لبخند بزني

------------

خدايا من تحمل ندارم اين حق من از احساس و عاشقي نبود مني که با احساسم نفس ميکشم من که دوست داشتن و دوست داشته شدن  برام تو زندگي مثه هواست

------------

چقدر سخته تحمل روزايي که مردنت رو به چشم ميبيني ولي روز مرگت نيست

------------

دارم خفه ميشم دلم ميخواد داد بزنم دلم ميخواد بميرم برا هميشه از شر اين دنياي لعنتي خلاص بشم

------------

من به عمرم دل هيشکي رو نشکوندم چرا آدما انقدر راحت منو عذاب ميدن

------------

امشب صداي خرد شدن دلم به گوشم رسيد

------------

خدايا حواست هست ! اين صداي هق هق از گلويي مياد.  که تو از رگ هم بهش نزديکتري... 

------------

خدايا چرا من نبايد هيچ کدوم از چيزايي رو که تو زندگيم با همه وجودم آرزوي داشتنشونو  دارم داشته باشم ؟؟ چرا انقد دستامو خالي کردي مي خواي با من چيکار کني ؟

------------

امشب اولين شبيه که دلم رسما تنها شد درست مثله قبل هرچند خيلي وقته که تنهاس ولي اونقدر احمق بود که نمي خواست قبول کنه

------------

ديگه جاي اين همه شکست ندارم ديگه چيزي ام واسم نمونده که از دست بدم وگرنه مي دونم زمونه ذريغ نميکرد...

------------

خدايا چرا تنهام گذاشتي چرا ديگه منو دوست نداري چرا...

------------

دستت کجاست خدا؟

------------

شايد خدايي که من در ذهنم ساختم نباشه؟ شايد اصلا خدايي وجود نداشته باشه

------------

آره من کم آوردم.

_________________________________

تذکر: دوستان پردیسی خواهشا داغ نکنید سرد هم همینطور. مرسی

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه