X
تبلیغات
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 371
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۴:۱۰:۱۰ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

دو تا گنجشک‌ دنبال‌ِ هم‌ اُفتادن‌ تو آسمون‌ !
یه‌ تریلی‌ توی‌ جادّه‌ میادش‌ زوزه‌ کشون‌ !
دو تا گنجشک‌ ، دوتا عاشق‌ ، بی‌خیال‌ُ مست‌ُ شاد !
یه‌ تریلی‌ با شتاب‌ُ سرعت‌ِ خیلی‌ زیاد !

دو تا گنجشک‌ ! یه‌ تریلی‌ !
یکی‌ مجنون‌ ، یکی‌ لیلی‌ !

دو تا گنجشکای‌ عاشق‌ تو بیابون‌ می‌پَرَن‌ !
اونا از دام‌ِ سیاه‌ِ سرنوشت‌ بی‌خبرن‌ !
شوفرِ پیرِ تریلی‌ پا گذاشته‌ روی‌ گاز !
خیلی‌ خسته‌س‌ از بیابون‌ُ یه‌ جادّه‌ی‌ دراز !

دو تا گنجشک‌ ! یه‌ تریلی‌ !
مث‌ِ مجنون‌ ، مث‌ِ لیلی‌ !

دو تا گنجشک‌ ، که‌ تناشون‌ داغه‌ از تب‌ِ علاقه‌ !
یه‌ تریلی‌ که‌ با چرخاش‌ ضجه‌ی‌ یه‌ اتّفاقه‌ !
دو تا گنجشک‌ که‌ پَراشون‌ پُر شُده‌ توی‌ بیابون‌ !
یه‌ تریلی‌ که‌ رو شیشه‌ش‌ باقی‌ مونده‌ ردّی‌ از خون‌ !

دو تا گنجشک‌... یه‌ تریلی‌ !
نه‌ یه‌ مجنون‌ ! نه‌ یه‌ لیلی‌ !
یه‌ تریلی‌ ! یه‌ تریلی‌ ! یه‌ تریلی‌..

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 25 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۵:۰۹ ق.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 21 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰۴:۵۶ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

وقتی خبر آوردن مردی٬ اولش باور کردم٬ یعنی باور نکردم ولی چون باورم نمیشد دروغ به این بزرگی بگی٬ باور کردم

کنار اومدن مردن کسی که شب قبل از خواب آخرین فکرته و صبح اولین فکرت خیلی......

تا اینکه بالاخره گاف دادیو فهمیدم نمردی

اون لحظه احساس کردم منو مثل یه گربه خونگی که دیگه نمیخوایش گذاشتی دم در

حالا برگشتی و با تعجب میپرسی چرا جواب نمیدم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

شما دخترا چتون میشه؟؟؟؟!!!!!!!!!! بعد از ۲ ماه اومدی حال منو میپرسی؟!!!!

حالم خوبه عزیزم.... وقتی التماسا و گریه هاتو میبینم بهتر هم میشه ولی همش دارم به این فکر میکنم که چرا این کارو کردی؟ چرا برگشتی؟

گاهی وقتا وسط التماسات٬ وسط آذین گفتنات....یه لحظه میگم ایکاش اون کارو باهام نکرده بودی... ایکاش واقعی بودی.... ایکاش مثل همون دروغ هایی که گفتی بودی... ایکاش واقعا مرده بودی

من دیگه هیچ وقت بهت فرصت نمیدم... تو مردی.. تو ۲۴ مارچ ۲۰۱۲ منفجر شدی... و مرده ها هم نه فرصت لازم دارن نه شانس! 

تو مردی٬ تو سوختی٬ تو منفجر شدی٬ 

تو مردی! 

----------------------------------------------

اینا همون قبلی هان

 

 

 

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
 
 
 
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۸:۴۷ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

 

روی قـلــبــــــــــ♥ــــــــے نـوشـــتــه بـود : 


شــکـســــتـــــنــــے اســــت مـواظـــــــب بـاشــــــــیـن 
 

ولـــــ

ـــے 
مـــن روـــے قــلــــــ♥ــــــبــم نـوشــــتـم : 


شــکـســ ــــ ـــتـه اســــت , راحــــــــــــــت بـــاشــــیـن..

------------------------------------------------------------------------------

اینا همون قبلی هان

 
 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۴:۴۴:۰۷ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 


وقتي يه روز ديدي خودت اينجايي و دلت يه جاي ديگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدي
طوري ميشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق مي تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن
همه چي با يک نگاه شروع ميشه
اين نگاه مثل نگاهاي ديگه نست ، يه چيزي داره که اوناي ديگه ندارن ...
محو زيبايي نگاهش ميشي ، تا ابد تصوير نگاهش رو توي قلبت حبس مي كني ، نه اصلا مي زاريش توي يه صندوق ، درش رو هم قفل مي كني تا كسي بهش دست نزنه.
حتي وقتي با عشقت روي يه سكو مي شيني و واسه ساعتهاي متمادي باهاش حرفي نمي زني ، وقتي ازش دور ميشي احساس مي كني قشنگترين گفتگوي عمرت رو با كسي داري از دست ميدي.
مي بيني كار دل رو؟
شب مي آي كه بخوابي مگه فكرش مي زاره؟! خلاصه بعد يه جنگ و
جدال طولاني با خودت چشات رو رو هم مي زاري ولي همش از خواب ميپري ...
از چيزي ميترسي ...
صبح كه از خواب بيدار ميشي نه مي توني چيزي بخوري نه مي توني كاري انجام بدي ، فقط و فقط اونه كه توي فكر و ذهنت قدم مي زنه
به خودت مي گي اي بابا از درس و زندگي افتادم ! آخه من چمه ؟
راه مي افتي تو كوچه و خيابون هر جا كه ميري هرچي كه مي بيني فقط اونه ، گويا كه همه چي از بين رفته و فقط اون مونده
طوري بهش عادت مي كني كه اگه فقط يه روز نبينيش دنيا به آخر ميرسه
وقتي با اوني مثل اينكه تو آسمونا سير مي كني وقتي بهت نگاه مي كنه گويا همه دنيا رو بهت ميدن
گرچه عشق نه حرفي مي زنه و نه نگاهي مي كنه !
آخه خاصيت عشق همينه آدم رو عاشق مي كنه و بعد ولش مي كنه به امون خدا
وقتي باهاته همش سرش پائينه
تو دلت مي گي تورو خدا فقط يه بار نيگام كن آخه دلم واسه اون چشاي قشنگت يه ذره شده
ديگه از آن خودت نيستي
بدجوري بهش عادت كردي ! مگه نه ؟ يه روزي بهت ميگه كه مي خواد ببينتت
سراز پا نمي شناسي حتي نميدوني چي كار كني ...
فقط دلت شور ميزنه آخه شب قبل خواب اونو ديدي...
خواب ديدي که همش از دستت فرار ميکنه ...
هيچوقت براش گل رز قرمز نگرفتي ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستي فکر کنه تو دروغ ميگي آخه از دروغ متنفره ...
وقتي اون رو مي بيني با لبخند بهش ميگي خيلي خوشحالي که امروز ميبينيش ...
ولي اون ...
سرش رو بلند مي كنه و تو چشات زل ميزنه و بهت ميگه
اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كني !
دنيا رو سرت خراب ميشه
همه چي رو ازت مي گيرن همه خوشبختيهاي دنيا رو
بهش مي گي من … من … من
از جاش بلند ميشه و خيلي آروم دستت رو ميبوسه ميذاره رو قلبش و بهت ميگه خيلي دوستت دارم وبراي هميشه تركت مي كنه
ديگه قلبت نمي تپه ديگه خون تو رگات جاري نميشه
يه هويي صداي شكستن چيزي مي آد
دلت مي شكنه و تكه هاي شكستش روي زمين ميريزه
دلت ميخواد گريه کني ولي يادت مي افته بهش قول داده بودي که هيچوقت به خاطر اون گريه نميکني چون ميگفت اگه يه قطره اشک از چشماي تو بياد من خودم رو نميبخشم ...
دلت ميخواد بهش بگي چقدر بي رحمي که گريه رو ازم گرفتي ولي اصلا هيچ صدايي از گلوت در نمياد
بهت ميگه فهميدي چي گفتم ؟با سر بهش ميگي آره!...
وقتي ازش ميپرسي چرا؟؟؟ميگه چون دوستت دارم!
انگشتري رو که تو دستته در مياري آخه خيلي اونو دوست داره بهش ميگي مال تو ...
ازت ميگيره ولي دوباره تو انگشتت ميکنه ...ميگه فقط تو دست تو قشنگه...
بعد دستت رو محکم فشار ميده و تو چشمات نگاه ميکنه و...
بعد اون روز ديگه دلت نميخواد چشمات رو باز نمي كني
آخه اگه بازشون كني بايد دنياي بدون اون رو ببيني
تو دنياي بدون اون رو مي خواي چي كار ؟
و براي هميشه يه دل شكسته باقي مي موني
دل شكسته اي كه تنها چاره دردش تويي...

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 2 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۴:۳۵:۱۵ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 


شوخي شوخي به گنجشكها سنگ ميزنند  

 اما گنجشكها جدي جدي ميميرند,

 آدمها شوخي شوخي بهم زخم ميزنند

ولي قلبها جدي جدي ميشكنند,

 تو شوخي شوخي بهم لبخند زدي

اما من جدي جدي عاشقت شدم

 يه روزم شوخي شوخي تنهام ميذاري

ولي من جدي جدي ميميرم


 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۴:۱۱:۳۰ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

گاه دلتنگ مي شوم
دلتنگتر از همه دلتنگي ها
گوشه اي مي نشينم
و حسرت ها را مي شمارم
و باختن ها را،
و صداي شكستن ها را،....
نمي دانم من كدام اميد را، نا اميد كردهام...
و كدام خواهش را نشنيدم
و به كدام دلتنگي خنديده ام
كه اينچنين دلتنگم

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۶:۲۹ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 


چقدر سخته که بغض داشته باشي ،اما نخواي کسي بفهمه
چقدر سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني
چقدر سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري
چقدر سخته که روز تولدت ،همه بهت تبريک بگن بجز اوني که فکر مي کني بخاطرش زنده اي
چقدر سخته که غرورت رو بخاطر يک نفر بشکني بعد بفهمي که دوست نداره
چقدر سخته که همه چيز رو بخاطر يک نفر از دست بدي ، اما اون بگه نمي خوامت
چقدر سخته که نباشه هيچ جائي براي آشتي بي وفاشه اونکه جونتو واسش گذاشتي
چقدر سخته تو زمستون غم بشينه رو برفا مي سوزونه گاهي قلب رو زهر تلخ بعضي حرفا
چقدر سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونت هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نميمونه
چقدر سخته اون که مي گفت واسه چشات ميميره بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
چقدر سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
چقدر سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي وسط راه اما از عشق يه کمي ترسيده باشي
چقدر سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جور ازش جدا شي
چقدر سخته واسه ي اون بشکنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
چقدر سخته اون که ديروز تو واسش يه رويا بودي از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي
چقدر سخته يه شب واسه چيدن ستاره بري ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
چقدر سخته توي چشماي کسي نگاه کني که تمام هرت رو ازت دزديده و به جاش يه زخم هميشگي به قلب تو هديه داده و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني که هنوز دوستش داري
چقدر سخته وقتي پشتت بهش دونه هاي اشک گونه هاي تورو خيس کنه اما مجبور بشي بخندي تا نفهمه که هنوزم دوسش داري
چقدر سخته دلت بخواد دستت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده
چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي
چقدر سخته گل خودتو تو يه باغ ديگه ببيني هزار بار تو خودت بشکني وآروم زير لب بگي:
گـ ُـ ـ ـلـ مـ ـ ـنـ باغـ ـ ـ ـچـ ـ ـ ـهـ نـ ـ ـ ـو مـ ـُ ـ ـبارکـ ـ ـ ـ

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 3 درجه
 
 
 
شنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۳:۱۵:۳۸ ب.ظ  ::  موضوع: 2-شکست خوردم
 

ديدي چيني اصل قلب خويش/سپردم به دستهاي خواهشت/ديدي بي حواس!/پايت به سنگ خورد،افتاد بر زمين...شکست/ديدي چه بي صدا دلم شکست!/ديدي حديث عشق و جنونت فسانه بود/ديدي عاشقانه هايت فقط يک ترانه بود/ديدي عشق پاک من برايت بهانه بود/و کلام نگاهم برايت چه بيگانه بود...
 ديدي کوهکن!/ديدي به جاي کوه غم ،تيشه ات قلب من نشانه گرفت/ديدي قايق عشقم ز درياي محبت کناره گرفت/کبوتر دلم هواي آشيانه گرفت/آسمان غم ابر ناله گرفت/ديدي ...عشقت حباب بود و در هوا شکست/ديدي دلم شکست.../ بي وفا!/بيهوده مکوش دلريزه هاي مرا جمع آوري کني/مرا با دروغ هاي خود باز راضي کني/که از چهره ام رفع دل آزاري کني/با اعتمادم بازي کني/ديدي ديوار صوتي هفت شهر عشق با ناله غم شکست/ديدي دلم شکست!/ ديدي.....نفهميدي/عشق دلباختگيست/براي دلبر سوختگيست/با رنج و غم آميختگيست/و در آخر با مرگ در آويختگيست/ ديدي صياد/ديدي کبوتر جلد بام تو در گوشه قفس بال و پرش شکست/ديدي؟.......نه نديدي/باور نمي کنم/چون هرگز راز دل نگفتمت/با ديده غمين فقط نگريستمت/شايد در سوگواري وفا گريستمت/من دگر آن عاشق هميشه نيستمت/ باد بي صفا!/ديدي کلبه چوبي اعتمادم با وزش خشک جور تو چه ناروا شکست/ديدي دلم شکست؟/ديدي زمن چه ماند؟/اشکي هميشگي/گلي تازه نشدني/بي دلي باور نکردني ،خاطره اي دست نيافتني/ديدي سنگدل!/کوزه چشم من که چشمه ناب ترانه بود/با سنگ دلت براي هميشه شکست/ديدي دلم شکست؟/ديدي هرگز ترا نشناختم/همه چيز را در نرد عشق باختم/من که با تو روياهاي جواني ساختم/شجاعانه بر لشگر رقيبان تاختم/ديدي شاه بيت غزلهاي ناب من/شعر من پس از تو چه سرد شد/دشت سبز عشق چه زرد شد/سراسر دنيا حديث درد شد/کودک روحم در آسياب غم مرد شد/ ديدي همبازي کودکي/در بازي قشنگ مهر/آخر تو جر زدي/بردي و جايزه ات يک عشق تازه بود/حال ببين در من .... بهار غروب کرده را/پاييز رسوب کرده را/زمستان خانه خريده را/تابستان مستانه رميده را/بيا .....دلريزه هاي ياقوت گونه ام را بده/نمي تواني مثل قوري قديمي مادربزرگ بندي بر آن زني/ترسم که تيزي لبه هايش/دست نامهربان ترا چون خود زخمي کند/اي عشق حقيقي در ما طلوع کن/بگذار تا قلب پاک ما با نيشتر غم تو بسوزد و بسازد/و با جرعه هاي مي ات مست کند/مست مست/و چون قطره اي مرا به اقيانوس تو برساند...

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!  سردش کن!
درجه داغی این مطلب: 2 درجه