X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 377
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲:۵۶:۰۷ ب.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

کسی که با او و رضا ترابیان، استانکو سیستم ۱-۶-۳را پیاده کرد و هجومی‌ترین پرسپولیس چند سال اخیر را رقم زده بود.

مهدوی‌کیا در‌‌ همان بازی زننده گل دوم تیمش بود تا در کنار بزیک و طاهرزاده، سایر گلزن‌های دربی ۴۳باشند و بهترین برد پرسپولیس بعد از انقلاب در دربی را رقم بزنند.


شنبه ۲۲شهریور ۷۶- نخستین بازی تیم ملی ایران در مرحله نهایی مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸فرانسه، تیم ملی چین تا به حال در شهر دالیان به حریفان خودش نباخته، ابتدا چین با پنالتی «فان ژی هی» جلو می‌افتد، «لی مینگ» برای بار دوم دروازه عابدزاده را باز می‌کند، اما کریم باقری بازی را ۲-۱می‌کند و آتش‌بازی مهدوی‌کیا شروع می‌شود؛ دو شوت طی ۶دقیقه، یکی از داخل محوطه جریمه و دومی بازی ۲-۱باخته را ۳-۲می‌کند تا اصغر مدیرروستا هم گل چهارم را بزند. یک بازگشت رویایی.

یکشنبه ۳۱خرداد ۷۷- تیم ملی با سختی فراوان به جام جهانی صعود کرده، از روزی که قرعه کشی انجام شد، همه منتظر نخستین برد ایران در جام جهانی بودند، چرا که بردن یوگسلاوی و آلمان کمی رویایی به نظر می‌رسید اما بردن آمریکا قابل دسترسی بود. روز بزرگ فرا رسید، استیلی تیم ملی را با برتری ۱-۰به رختکن فرستاد. هر چه رینا، راموس، جو مکس مور، مک براید و فرانکی هایدوک می‌زدند عابدزاده می‌گرفت، دقیقه ۸۴از راه رسید، علی دایی توپ را در فضا به مهدوی‌کیا رساند، حرکت مهدوی‌کیا در فضای خالی و دور از دسترس کیسی کلر توپ درون دروازه قرار می‌گیرد. ایران در ‌‌نهایت ۲-۱بازی را می‌برد و گل مهدی تا مدت‌ها تیزر اخبار ورزشی و سایر برنامه‌های ورزشی سیما می‌شود.


درخشش مهدوی‌کیا در جام جهانی و انتخابش به عنوان بهترین بازیکن جوان آسیا، راه حضور او در بوخوم آلمان را فراهم می‌کند. بعد از نیم‌فصل حضور در بوخوم، او به تیم بزرگ‌تری می‌رود. هامبورگ مقصد بعدی پدیده فوتبال ایران است. شنبه ۲۰شهریور ۷۸، برای نخستین بار دیدار هامبورگ و هرتا برای ما ایرانی‌ها جذاب می‌شود. مهدوی‌کیا، هاشمیان و رسول خطیبی در هامبورگ هستند و علی دایی در هرتابرلین. هامبورگ ۵-۱هرتابرلین را شکست می‌دهد. روی پراگر ۲گل به ثمر رسانده و دقیقه ۶۷، مهدوی‌کیا در حالی که می‌توانست خودش دروازه گابور کرالی دروازه‌بان هرتا را باز کند، به پراگر پاس می‌دهد تا او هت‌تریک کند. اما خوشحالی او برای ما ایرانی‌ها هم عجیب و غریب به نظر می‌رسد، او مقابل مهدوی کیا زانو می‌زند و پاهای مهدوی‌کیا را می‌بوسد!


در تاریخ باشگاه هامبورگ دو دیدار خاطره‌انگیز است؛ یکی فینال لیگ قهرمانان اروپا سال ۱۹۸۳که ۱-۰یوونتوس را شکست دادند، یکی هم نخستین بازی آن‌ها در لیگ قهرمانان فصل ۰۱- ۲۰۰۰ فولکس پارک اشتادیون؛ زیدان، اینتزاگی، داویدز، کونته، دل‌پیه‌رو در یوونتوس حضور دارند و در هامبورگ نیکو کواچ، هانس یورگ بوت، سرگی باربارز، تونی یبوآه و البته مهدی مهدوی‌کیا حضور دارند. مهدی در دقیقه ۶۵زننده گل دوم هامبورگ به دروازه فن‌درسار مشهور است تا بازی را ۳-۲کند و ۷دقیقه بعد توسط چیرو فرارا درون محوطه جریمه سرنگون می‌شود. پنالتی را بوت دروازه‌بان هامبورگ وارد دروازه یووه می‌کند، بازی ۳-۳می‌شود، دقیقه ۸۲پاس در عرض مهدی را نیکو کواچ وارد دروازه می‌کند و بازی ۴-۳به سود هامبورگ می‌شود، اما اینتزاگی ۶دقیقه بعد از روی نقطه پنالتی هت‌تریک می‌کند و بازی را ۴-۴به تساوی می‌کشاند، با این وجود مهدی یکی از درخشان‌ترین بازی‌های خود در لباس هامبورگ را انجام داده.


سال ۲۰۰۳سال رویایی مهدی مهدوی‌کیاست، او هم بهترین بازیکن سال هامبورگ انتخاب می‌شود، هم بهترین بازیکن سال آسیا. او حالا محبوب‌ترین بازیکن هامبورگ هم هست، فریاد‌های «میدی میدی» در فولکس پارک اشتادیون آرام نمی‌گیرد. آلمان‌ها به او لقب راکت یا موشک را دادند. لقبی که رسانه‌های ایران هم از آن استقبال کردند.

شنبه ۱۰مرداد ۸۳- یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های آسیا در چین. ایران در برابر کره‌ای می‌ایستد که ۴سال پیش با قانون گل طلایی مغلوب این تیم شده بود.‌‌ همان بازی‌هایی که بعد از آن مهدی توسط برخی رسانه‌های ایرانی محکوم به کم‌فروشی شد. حالا او سرشار از انگیزه بود تا انتقام شکست ۴سال پیش و همه حرف و حدیث‌ها را بگیرد. رحمان رضایی و ناجی بداوی محروم شده بودند، ایران با ترکیب نصفه نیمه به مصاف کره جنوبی آماده‌ای رفت که ۲سال پیش با همین بازیکنان به نیمه‌نهایی جام جهانی رسیده بود، گو این‌که علی کریمی ۳گل وارد دروازه لی وون جائه کرد، اما روی ۲گل علی کریمی، مهدوی‌کیا پاس گل داد و روی گل سوم سانتر موشک با اشتباه پارک جین سوب وارد دروازه شد.

 

او بعد از ۸فصل بازی در هامبورگ، یک فصل در اینتراخت فرانکفورت، یک فصل و نیم بازی در استیل‌آذین و نیم‌فصل در داماش حالا به پرسپولیس بازگشته. پرسپولیس بحران‌زده‌ای که با استیلی و کاشانی به رده‌های میانه جدول رسیده. رویانیان مدیرعامل پرسپولیس شده و مهدوی‌کیا را از داماش به پرسپولیس بازمی‌گرداند. دربی شماره ۷۴، ۱۱بهمن ۱۳۹۰، استقلال با ۲گل از پرسپولیس پیش افتاده تا طلسم پیروز نشدن پرسپولیس به ۲سال برسد، اما مهدوی‌کیا و ایمون زاید مهاجم ایرلندی-لیبیایی از روی نیمکت به دستور دنیزلی بلند می‌شوند. دو شوت از مهدوی‌کیا این امید را به پرسپولیس ۱۰نفره می‌دهد تا به بازی برگردند. ایمون زاید دقیقه ۸۲گل نخست را به ثمر می‌رساند و درست یکدقیقه بعد مهدوی‌کیا سانتر دقیقی که سال‌های سال روی سر یبوآه و باربارز و دایی انجام می‌داد، حالا روی سر ایمون زاید می‌فرستد و گل مساوی برای پرسپولیس. گلی که زمینه‌ساز بازگشت رویایی سرخ‌ها در دربی ۷۴شد.

نزدیک به ۲سال پیش، در گرمای ۴۵درجه و رطوبت ۹۰ درصد چله تابستان دوبی، وقتی به صورت اتفاقی با یک زوج آلمانی رو به رو شدم، به محض آن‌که فهمیدند من ایرانی هستم گفتند: «پس حتماً میدی ماداوی‌کیا رو می‌‌شناسی؟» پاسخ دادم: «بله او اسطوره ما ایرانی‌هاست»، بی‌درنگ گفتند: «اسطوره ما هامبورگی‌ها هم هست.»



 پرافتخار‌ترین لژیونر ما ایرانی‌ها کفش‌هایش را آویخت،  نسل ما خوش‌شانس بود که با مهدی همدوره بود تا از بازی‌های دیدنی او برای نسل آینده خود تعریف کند. مهدی مهدوی‌کیا، اسطوره دوست‌داشتنی همه هواداران فوتبال (حتی استقلالی‌ها)، از فوتبال کناره‌گیری کرد تا آخرین بازیکن نسل طلایی دهه ۹۰فوتبال هم به جرگه مربیان بپیوندد،

آخرین برنامه نود سال 91 با حضور مهدوی کیا و صحبت درباره چگونگی خداحافظی اش از فوتبال رنگ و بوب خاصی به خود گرفت.

مهدی مهدوی کیا در آخرین نود سال وقتی درباره خداحافظی اش صحبت کرد اشک ریخت. این کار مهدوی کیا باعث شد تا عادل فردوسی پور نیز بغض کند و او نیز .....                                       تمام

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 17 درجه
 
 
 
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵۶:۲۹ ب.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

خیلی وقت بود دلم می خواست شما رو با یکی از بزرگترین انسان های تاریخ و با اراده ترین مبارز جهان یعنی دکتر چه گوارا اشنا کنم "ارنستو چگوارا دلاسرنا"نام كامل اوست و لقب «چه» را كوبایی‌ها به او داده‌اند، لقبی كه در این كشور برای خطاب قرار دادن كسی با احترام به كار برده می‌شود. «چه» مبارزی است كه آوازهء او تنها به آمریكای لاتین محدود نمی‌شود....


مجلهء تایم چه‌گوارا را جزو یكی از صد چهرهء تاثیر گذار در قرن بیستم انتخاب كرده است. در استكهلم بیش از سیصد عنوان كتاب دربارهء او منتشر شده است. كافه‌ای در مالزی وجود دارد كه روی تمام فنجان‌های قهوه‌اش عكس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.تفریح جوانان میلانی، فروش تی‌شرت‌های «چه» كنار خیابان‌هاست. دولت برزیل نام چند سینمای این كشور را «ارنستو چه‌گوارا» گذاشته است. كلاه مدل «چه‌گوارا» پر فروش‌ترین نوع كلاه در تابستان‌های تركیه است. مارك «چه‌گوارا» معروف‌ترین مارك سیگار در سودان معرفی شده است و باز هم طبق آمار مجلهء تایم حدود 76 درصد جوانان دنیا «چه» را می‌شناسند و برای او احترام قائلند. مردم بولیوی به خود می‌بالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا كشته شده است هرازگاهی دعوای میان ملت‌ها هم بالا می‌گیرد. ایرلندی‌ها معتقدند چون پدر «چه» اهل این كشور بوده پس «چه» به آن‌ها تعلق دارد. آرژانتینی‌ها می‌گویند كه چون او ملیت این كشور را داشته و در همان جا تحصیل كرده پس یك آرژانتینی‌است. كوبایی‌ها اعتقاد دارند كه چون «چه» در سرزمین آن‌ها و به‌خاطر آن‌ها جنگیده در یك سخنرانی گفته كه افتخار می‌كند كوبایی باشد، پس او اهل كوبا است. چه‌گوارا را نمی‌توان متعلق به یك كشور دانست،چه آنكه نام و عكس چه‌گوارا امروزه در تمامی كشورهای دنیا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمایه داری نوین بدل شده است.«چه» متعلق به تمامی آزادی‌خواهان ضد امپریالیسم جهانست. ارنستو چه‌گوارا یكی از خیل عظیم اسطوره‌های تاریخ است.
اندیشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهای جغرافیایی و نژادی است.بارزترین ویژگی‌او را می‌توان روحیهء مبارزه جویی و آشتی ناپذیری با ظلم و استبداد در هر قیافه و شكل دانست.او نه مرد سیاست بود و نه حسابگر و از دغل‌ها و نیرنگ‌های آن بیزار.
زندگینامه :

«ارنستو چه‌گوارا» در 14 ژوئن 1928 در «روزاریو» دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین به دنیا آمد. در خانواده‌ای ممتاز از تبار اسپانیایی و ایرلندی كه گرایش‌های سیاسی چپ داشتند، بزرگ شد. «ارنستو» بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود. در سال 1953 از دانشكدهء پزشكی فارغ التحصیل شد و سپس سفر به دیگر كشورهای آمریكایی را آغاز كرد، سفری كه نقطهء عطفی در زندگی او بود. در سال 1954 زمانی كه در «گواتمالا» بود با پشتیبانی از حكومت «جاكوب آربنز» كه منتخب مردم بود قدم به عرصهء مبارزات سیاسی گذاشت. آربنز در نتیجهء توطئه و در مداخلات تجاوز كارانهء سازمان سیا سرنگون شد و «چه» به مكزیك گریخت. اندكی بعد به فیدل كاسترو و دیگر انقلابیونی پیوست كه با جنبش 26 ژوییه در پی بر اندازی دیكتاتوری «فولژ نیسو باتیستا» در كوبا بودند.«گوارا» در دسامبر 1956 ازجمله مبارزانی بودكه به منظور آغاز مبارزه چریكی از عرشهء كشتی كوچك «گرانما» قدم به خاك كوبا گذاشتند. او كه در اصل پزشك گروه بود همچون یك فرماندهء ارتش شورشی ظاهر شد. درپی سقوط «باتیستا» در دسامبر 1956، چه‌گوارا یكی از رهبران حكومت تازهء كارگران و دهقانان شد و پست‌های دولتی متعددی چون ریاست بانك مركزی كوبا و وزارت صنایع به او واگذار شد. چه‌گوارا بارها به نمایندگی از كوبا درمجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شركت كرد. او در مقام یكی از رهبران جنبش 26 ژوییه به برگزاری گردهمایی‌های گروه‌های سیاسی - كه سرانجام در 1965 به بنیان‌گذاری حزب كمونیست كوبا انجامید - یاری رساند.گوارا در اوایل 1965 از همهء مسوولیت‌ها و پست‌های دولتی كناره‌گیری كرد و به منظور كمك به پیشبرد مبارزه‌های ضدامپریالیستی و ضد سرمایه‌داری در دیگركشور‌ها، كوبا را ترك كرد وهمراه با داوطلبانی كه بعدها در «بولیوی» به او پیوستند، نخست به كنگو «زئیر» رفت و در جنبش ضد امپریالیستی آن كشور به رهبری «پاتریس لومومبا» شركت جست. از نوامبر 1966 تااكتبر 1967 جنبش چریكی بولیوی را بر ضد دیكتاتوری نظامی آن كشور رهبری كرد. درهفتم اكتبر 1967 در عملیات رزمی ساختهء سازمان سیا به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر و روز بعد از آن تیرباران شد.
امروزه پس از گذشت سی و هفت سال ازمرگش هنوز هم او یكی از چهره‌های محبوب اسطورهای به خصوص درمیان جوانان است. اسطورهء عصیان كه نامش پرچم هر مبارزه‌ای است. شخصی كه تصویرش بر پیراهن‌های سرخی نقش بسته كه جوانان معترض بر تن می‌كنند بی آنكه از اندیشه‌های انقلابی او خبر داشته و یا حتی جهان بینی او را پذیرفته باشند.
«چه» می‌توانست همچون بسیاری از فارغ التحصیلان رشتهء پزشكی در گوشه‌ای از دنیا برای خود مطبی دایركند، اما روح عصیانگرش او را واداشت تا به یاری همنوعانش درمناطق استبداد زدهء آمریكای لاتین بشتابد. زمانی كه چه‌گوارای جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسیكلت از ردهء خارج توترون 500 مدل 1939، كه تنها به بهای چند پزوی ناچیز خریداری شده بود، قصد سفر به دور آمریكای لاتین را جهت درمان بیماران جزامی كرد آمریكای سرخ لاتین در زیر چكمه‌های سنگین امپریالیسم جان می‌داد، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هیچ كدام از این حقیقت تلخ آگاهی نداشتند.آن‌ها تنها می‌خواستند مناظر بكر قارهء پهناورشان را از نزدیك ببینند و به كمك بیماران جزامی بشتابند، سفری كه پایانش به گونه‌ای دیگر بود و باعث تولد انسان‌هایی شدكه اكنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به كار می‌برند.

" چه‌گوارا" مردی بود كه هرگز در بند مقام، رهبری و یا افتخارات نبود. او اعتقاد راسخ داشت كه مبارزهء چریكی انقلابی، شكل بنیادین اقدام برای كسب آزادی خلق‌های آمریكای لاتین است و این نتیجه‌گیری ناشی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تقریبائ تمام كشورهای آمریكای لاتین بود. «چه» عمیقائ بر این باور بود كه رهبری سیاسی و نظامی مبارزه چریكی باید یگانه باشد و این كه مبارزه تنها می‌تواند توسط خود واحد چریكی رهبری شود، نه از طریق دفاتر راحت بوروكرات ها در شهرها.
چه‌گوارا به معنای واقعی كلمه یك چریك مبارز اینترناسیونالیست بود. او می‌گوید: « هر قطرهء خون ریخته شده در سرزمینی كه در زیر پرچمش زاده نشده باشی، تجربه‌ای است كه به زندهء ماندگان منتقل می‌شود تا بعدا آن را در مبارزه برای رهایی كشورشان به كار برند. همچنان‌كه كه خلقی خود را آزاد می‌سازد، ‌قدمی بر می‌‌دارد در پیكار برای رهایی مردم خود ما.»
«چه» معتقد بود كه هر انسانی برای رهایی از ظلم و استبداد باید بهایی برای‌آزادی‌اش پرداخت كند، او می‌گوید: «اسكلت آزادی ما قبلا شكل گرفته است، هنوز گوشت و لباس به این اسكلت نیامده است، ما بهای آزادی خود و حفاظت از آن را با خون و ایثار پرداخت می‌كنیم. ایثار و فداكاری ما آگاهانه است، سیرآزادی طولانی و در بعضی قسمت‌ها ناشناخته است.»
هفتم اكتبر 1967 «چه» آخرین سطرهای وقایع روزانهء خود و گروه چریكی‌اش را نوشت. روز بعد در ساعت یك بعدازظهر در یك درهء كم عرض و تنگ، جایی كه برای درهم شكستن محاصره به انتظارشب نشسته بودند، نیروی عظیمی از دشمن برآن‌ها تاخت. گروه كوچك مردانی كه واحد چریكی را تشكیل می‌دادند تا گرگ و میش بامداد قهرمانانه جنگیدند.ازكسانی كه در نزدیك‌ترین مواضع به «چه» می‌جنگیدند كسی زنده نماند جزو دو نفر كه به همراه «چه» مجروح و دستگیر شدند.
روز بعد از دستگیری «چه» با شنیدن صدای شلیك فهمید كه دو همرزم «پرویی» و «بولیوی‌اش» اعدام شده‌اند. نوبت به «چه» رسیده بود، مجری اعدامش دستخوش تردید شده بود.
»چه» با استواری فریاد زد «شلیك كن نترس !» آنگاه با شلیك یك رگبار مسلسل از كمر به پایین حكم اجرا شد. جلادان دستور داشتند او را از سر و سینه هدف قرار ندهند تا مرگش به تعویق بیفتد. این تصمیم ظالمانه عذاب «چه» را طولانی می‌كند تا این‌كه گروهبانی كه او نیز مست بوده است گلوله‌ای به پهلوی او شلیك می‌كند و به زندگیش پایان می‌دهد. این شیوهء رفتار، درست نقطهء مقابل احترامی بود كه «چه» بدون استثنا نسبت به افسران و سربازان بسیاری نشان می‌دادكه به اسارت او درآمده بودند.
برای «چه» ساعت‌های پایانی زندگی‌اش در چنگ دشمن فرومایه قطعا بسیار تلخ بوده است; اما هیچ كس بهتر از او آمادگی گذراندن چنان آزمونی را نداشت.
هشتم اكتبر چه‌گوارا تیر باران شد.جسدش را به هلی‌كوپتر بستند تا به همه اعلام كنند كه چریك مبارز را دستگیر كرده‌اند پس از انتقال جسد «چه» به «هیگوئرا» روستایی درشمال بولیوی، تازه همه فهمیدند چه كسی كشته شده است. حكومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقایای استخوانش را در مكان نامعلومی خاك كرد. سال‌ها بعد در پی فشار دولت كوبا و شخص فیدل كاسترو، دولت بولیوی استخوان‌ها را در تابوت گذاشت و به كوبا فرستاد تا «چه‌گوارا» در میان اشك و احترام دفن شود.

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 5 درجه
 
 
 
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۰:۱۸ ق.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

آيا شبي كه يك نابغه به‌دنيا مي‌آيد، شب خاصي است؟ هيچ‌كس نمي‌داند چون نابغه‌ها نه از خانه‌هاي اشرافي و نه از ميان روشنفكراني كه به آسمان خيره مي‌شوند كه از دل درد بيرون مي‌آيند...

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 5 درجه
 
 
 
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۱:۰۸ ب.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

سم فیشر سربازی کهنه کار در جنگهای خاموش است


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطالب قبلی : بررسی روانشناسانه و تحلیلی alan wake

مطالب قبلی : تاریخچه بازی God of War



 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 6 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۹ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۷:۵۹:۳۷ ب.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

مردی که غیر ممکن هارا ممکن کرد با METAL GEAR

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه
 
 
 
يكشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲:۴۲:۲۴ ب.ظ  ::  موضوع: 1-بیوگرافی شخصیت
 

دانته شخصیت اصلی سری بازی های Devil May Cry و یک دو رگه ی انسان/شیطان میباشد. او فرزند اسپاردا و اوا و نیز برادر دوقلوی ویرجیل می باشد.

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 2 درجه