X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 377
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۲:۲۴ ب.ظ  ::  موضوع: 7-اندیشه ی ماندگار
 


آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت

وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم كودكيت

از تنهايي معصومانه دستهايت

آيا مي داني كه در هجوم دردها و غم هايت و در گير و دار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلال درياچه نقره اي نهفته بود؟

آنه !اكنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه طلايي خورشيد دوستي بسپاري

و در آبي بيكران مهرباني ها به پرواز درآيي

و اينك آنه شكفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو

--------------------------

مطالب دیگر

ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ "ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ"

اسب حیوان نجیبی است - دیالوگ های ماندگار

خواهی نشوی همرنگ ! رسوای جماعت شو + عکس

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 15 درجه
 
 
 
يكشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۰:۵۷ ق.ظ  ::  موضوع: 7-اندیشه ی ماندگار
 

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺎ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻤﮑﻦ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ

ﻭﻗﺘﯽ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﺵ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻏﺮﻕ ﺗﻮ ﺩﻭﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭﺵِ

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻏﺮﻕ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﭼﺸﻤﮏ ﺯﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍﻩ ، ﭘﻨﺞ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﭼﺸﺎﺵ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺮﻑ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ ﻣﯿﺰﻧﻪ ، ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯿﭙﯿﭽﻪ .. ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯾﻦ ، ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ "ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ" ﺭﻭ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ.

--------------------------

مطالب دیگر

اسب حیوان نجیبی است - دیالوگ های ماندگار

خواهی نشوی همرنگ ! رسوای جماعت شو + عکس

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 37 درجه
 
 
 
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۵:۴۲ ب.ظ  ::  موضوع: 4-دیالوگ های ماندگار
 

سروان شكيبا (رضا عطاران): اون تو چ خبره؟

پسر جوان (اشكان خطيبي): داريم بازي مي كنيم.
- چي بازي؟
- بطري بازي! ... جوونيم ديگه سركار!
- والله ما جوون بوديم مي جنگيديم.
- ما هم مي جنگيم.
- كو؟ با كي؟
- همين ديگه اگه بود مي جنگيديم ... نيست كه!!!


   اسب حیوان نجیبی است ـــ عبدالرضا کاهانی

--------------------------

مطالب دیگر

خواهی نشوی همرنگ ! رسوای جماعت شو + عکس

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 23 درجه
 
 
 
يكشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴۲:۰۳ ب.ظ  ::  موضوع: 8-طنز
 
 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 25 درجه
 
 
 
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۲:۰۰ ب.ظ  ::  موضوع: 7-اندیشه ی ماندگار
 

 این عکس در باغ وحش ZSL Whipsnade در انگلستان گرفته شده است. این باغ وحش یکی از بزرگترین پارک های حفاظت از حیات وحش اروپا است. عکاس این عکس گفته است برای شکار این عکس مدت مدیدی در سرمای کشنده انتظار کشیده است اما ثبت این عکس برای وی ارزش بسیاری دارد و ارزش آن را داشته است.

------------------------------

مطالب دیگر

دانلود موسیقی مین تم بازی METRO LAST LIGHT


 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 48 درجه
 
 
 
پنجشنبه ۰۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۵:۰۵:۵۱ ب.ظ  ::  موضوع: 3- موسیقی بازی
 

                             

برای دیدن بقیه ی اهنگ های بازی ها به قسمت موضوعات مطالب و سپس به موضوع موسیقی بازی ها بروید.

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 6 درجه
 
 
 
دوشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۹:۰۵ ب.ظ  ::  موضوع: آره کم آوردم
 

من به خاطر چيزي تحقير مشم که خودم بي تقصيرم من بخاطر خلقت اوني که ميگه بخوانيد مرا تا اجابت کنم بايد اينجوري عذاب بکشم منو يادش رفته خيلي وقته که صدامو نمي شنوه

------------

خدايا يعني من قد يه زندگي کوچيک از دنياي تو سهمي ندارم ، يعني انقد از من بدت مياد که ديگه نگام نمي کني

------------

اميدوارم هيچ آدمي به حال من دچار نشه من براي شب کردن امروزم هيچ انگيزه اي ندارم دوست دارم ماها بخوابم تا هيچي نفهمم يا بخوابم و ديگه بيدار نشم

 ------------

بدجوري احساس تنهايي بهم غلبه کرده. فکر مي کنم يه آدم بيخودم که واسه هيشکي تو اين دنيا مهم نيستم برا هيشکي اهميت ندارم

 ------------

دلم گرفته  ديگه اشک ، ديگه دعا و رازونياز با خدا با تنها کسي که واسم مونده هم آرومم نمي کنه

----------

تو دلم يه دنيا حرفه اما تو گلوم فقط بغضه و خبري نه از واژه هست و نه صوت ....

------------

حرفايي که ميشنيدم مثه پتک رو سرم خراب ميشد ولي بازم مثه هميشه صدام درنمي اومد

------------

وقتي احتياج داري زار بزني سخت ترين کار دنيا اينه که جلو اشکاتو بگيري با درد بغضتو قورت بدي و آروم به همه لبخند بزني

------------

خدايا من تحمل ندارم اين حق من از احساس و عاشقي نبود مني که با احساسم نفس ميکشم من که دوست داشتن و دوست داشته شدن  برام تو زندگي مثه هواست

------------

چقدر سخته تحمل روزايي که مردنت رو به چشم ميبيني ولي روز مرگت نيست

------------

دارم خفه ميشم دلم ميخواد داد بزنم دلم ميخواد بميرم برا هميشه از شر اين دنياي لعنتي خلاص بشم

------------

من به عمرم دل هيشکي رو نشکوندم چرا آدما انقدر راحت منو عذاب ميدن

------------

امشب صداي خرد شدن دلم به گوشم رسيد

------------

خدايا حواست هست ! اين صداي هق هق از گلويي مياد.  که تو از رگ هم بهش نزديکتري... 

------------

خدايا چرا من نبايد هيچ کدوم از چيزايي رو که تو زندگيم با همه وجودم آرزوي داشتنشونو  دارم داشته باشم ؟؟ چرا انقد دستامو خالي کردي مي خواي با من چيکار کني ؟

------------

امشب اولين شبيه که دلم رسما تنها شد درست مثله قبل هرچند خيلي وقته که تنهاس ولي اونقدر احمق بود که نمي خواست قبول کنه

------------

ديگه جاي اين همه شکست ندارم ديگه چيزي ام واسم نمونده که از دست بدم وگرنه مي دونم زمونه ذريغ نميکرد...

------------

خدايا چرا تنهام گذاشتي چرا ديگه منو دوست نداري چرا...

------------

دستت کجاست خدا؟

------------

شايد خدايي که من در ذهنم ساختم نباشه؟ شايد اصلا خدايي وجود نداشته باشه

------------

آره من کم آوردم.

_________________________________

تذکر: دوستان پردیسی خواهشا داغ نکنید سرد هم همینطور. مرسی

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 4 درجه