X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Af5h1n
 
تاریخ عضویت: 1389/11/28
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1390/08/08
تعداد مطالب: 377
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 97
 pc  ps2  x360 
 
درباره وبلاگ
دورود. افشین هستم 21 ساله از رشت. دانشجویه رشته حسابداری. زندگیم با موزیک و فیلم و گیم میچرخه....
___________________________
ســـــلامتیه کــسی که نمــیشناســــه منو
اما نوشــــته هامو میــخونـــــه
تا از درونــم با خــبر شه
و زیرش نظر میــزاره
نه واســه اینکه خوشــش اومــده
واســه اینــکه بهت بفهــمونه که تنــها نیــستی
سلامتیه همه ی شما دوستایه خوبم
----------------------
http://af5h1n.blogsky.com/ وبلاگ جدیدمه. حمایت کنید رفقا
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 

پسر بودن یعنی نافتو که بریدن روش 2 سال حبس هم بریدن

پسر بودن یعنی فقط تا اخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه

پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی

پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار

پسر بودن یعنی استرس سربازی و حسرت درس خوندنه بدون استرس

پسر بودن یعنی بعد بابا مرده خونه بودن سنم نمیشناسه یعنی چی؟؟ یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله

پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی هیزیه

پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسئولیته و حصار

پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته

پسر بودن یعنی یه سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری

پسر بودن یعنی واسه عید لباس نخری که دخترت واسه خریده لباس هر چی دوست داره بخره

پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی

پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل

پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "

پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه.

....

------------------------------------------------------

مطالب دیگر

وقتی پشت کامپیوتری و مامانت صدات میکنه + عکس

جنایت و مکافات - دیالوگ ماندگار

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 263 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۲:۵۹ ب.ظ  ::  موضوع: 3-دیالوگ های ماندگار
 

من یه کثافت رو کشتم تا یه کثافت از رو زمین کم بشه.اما حالا خودم یه کثافتم.

کثافتها شاید بیشتر بشن اما کمتر نمیشن.


 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 62 درجه
 
 
 
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۷:۴۳ ق.ظ  ::  موضوع: 8-طنز
 

 تست فوق العاده

یه روز 4 تاحیوون تصمیم گرفتن از یه درخت نارگیل برن بالا
 شیر
میمون
زرافه
سنجاب
تصمیم گرفتند که مسابقه بدن که کدام یک برای چیدن یک موز ازدرخت از همه سریع تر بالا می رود 
فکر میکنی کدام 1برنده می شود؟
پاسخ،بازگو کننده شخصیت توست
پس با دقت فکر کن
پاسخ را در زیر ببینید
.
.
.
.

.

.

.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

 

.
اگر پاسخ تو
 شیر است =خسته و کسل هستی
میمون = گیج هستی
زرافه = کاملاٌ تعطیل هستی
سنجاب = ناامید هستی
چرا؟

 

 

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

 

برای اینکه
درخت نارگیل که موز ندارد.
مشخص است که تحت فشارهستی و زیاد کار کردی.باید یک مدتی استراحت کنی!!!!

------------------------------------------------------

مطالب دیگر

یکی از فانتزیام اینه که ...

دیکتاتور - دیالوگ ماندگار

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 17 درجه
 
 
 
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۰:۴۱ ب.ظ  ::  موضوع: 8-طنز
 

یکی از فانتزی هام اینه که راننده تاکسی باشم بعد یه مسافر سوار کنم و تو یه جای شلوغ پیادش کنم و وقتی که پیاده شد کیفش رو جا بزاره و وقتی کیف رو که میگیرم دستم یه صدای جیک جیک ازش بشنوم و وقتی که خوب نگاش کنم ببینم یه بمب توشه ، منم سریع گازش رو بگیرم خودم رو برسون به دریایی که نزدیک اون منطقست و گازشو بگیرم ماشینو با بمب پرت کنم تو دریا منم خودم قبل از اون بپرم پایین و همین که ماشین افتاد تو اب منفجر بشه و همین که بلند شدم مردم شروع کنن به دست زدن برام ؛ منم با غرور تمام تو افق به سمت اداره بیمه غیب بشم

----------------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه خانوم سانتی مانتال و میخواد کیفشو خالی کنه ، منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم : نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه ! (شش ماه بعد)
تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیمو ثابت میکنم قاضی من رو مقصر بدونه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم … بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)
خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛ بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟ منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ، بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه …
بعد منم میرم تو افق سحرگاهی محو میشم !

----------------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که دکترای حسابداری داشته باشم بعد یه روز صبح که دارم میرم بیرون در پارکینگو که باز میکنم که برم بیرون همزمان دختر همسایمون با ماشین بخواد بیاد داخل … بعد ماشینامون شاخ به شاخ بشن و از تو ماشین به هم خیره بشیم بعد عاشق بشیم بعد همون موقع همینجوری الکی به ضرب گلوله کلت کمری کالیبر ۵۰ کشته بشم و دختره پیاده بشه بیاد بغلم کنه بگه عزیزم تنهام نذار … منم در حالی که دارم جون میدم به افق خیره بشم بعد تموم کنم !
سوال شده که چرا دکترای حسابداری داشته باشم ؟ به نکته خوبی اشاره کردید ولی ۱۰۰بار گفتم تو مسائلی که به شما مربوط نیست دخالت نکنین !!! روحمم که رفت همون جای همیشگی تو افق …

------------------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که برم خواستگاری پدر عروس ازم بپرسه خوب آقا دوماد عزیز ، خونه ، ماشین ، کار ، پول چیا دارن ؟ بعد منم قاطی کنم کلید هاچ بک رو پرت کنم تو صورتش بگم من اومدم خواستگاری ، نیومدم خرید و فروش ! پدره هم سویچ پرایدمو ببینه و یه برق خاصی تو چشاش بیاد بعدشم بیوفته به پام که بیا دخدرمو بگیرو همش مال‌ خودت و اینا … منم بی توجه پراید ۲۰ میلیونیم رو بیخیال شم و توی افق محو شم …
یه همچین آدم دست و دل بازی هستم من …

-------------------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم با یه پالتوی مشکی و بلند از تو خیابون رد میشم ببینم یه نفرو میخواد ماشین زیر بگیره ، بپرم پرتش کنم اون ورو نجاتش بدم ، بعد طرف که بلند میشه ببینه دارم قدم زنان دور میشم ، داد بزنه بگه ببخشید شما ؟؟؟ منم یه لحظه وایسمو بدونه اینکه برگردم سرمو یکم بچرخونمو یه لبخند بزنمو بگم “یه رهگذر” بعد همون موقع تو افق محو بشم …

------------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم …

-----------------------------------------------------------

یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم : “هی پسر … چیزی گفتی ؟” پسره هم با پررویی بگه آره و بعد با هم گلاویز بشیم و خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم و مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه. ملت دورمون اصن خیلی خفن ، بعد که پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام … نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره … مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان میگه:”نــــــــــــــــــــــه” منم میگم : “دیدار به قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم 

----------------------------------------------------------

مطالب دیگر

آزمایش ادرار

دیکتاتور - دیالوگ ماندگار

سرپیکو - دیالوگ ماندگار

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 43 درجه
 
 
 
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۷:۵۹ ب.ظ  ::  موضوع: 3-دیالوگ های ماندگار
 

کلیتون: دریاسالار، من تمامِ ساعاتِ شبانه روز برای حفاظت از شما در خدمتتون هستم.

علاالدین: خیلی خب.

کلیتون: اما کاملا بی پرده می گم که من از عرب ها متنفرم.

علاالدین: خب، موردی نداره چون من عرب نیستم.

کلیتون: خب، شماها همتون واسه من عرب هستید. سیاه پوست ها،‌ یهودی ها ... حتی اون غول های سه متری آبی توو فیلم "آواتار". در حقیقت هر کسی که خارجِ آمریکاست، اصولا عرب محسوب می شه.

--------------------------------------------------------

مطالب دیگر

یکی از فانتزیام اینه که ...



 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 54 درجه
 
 
 
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴۳:۲۰ ب.ظ  ::  موضوع: 8-طنز
 
غضنفر لیوان آزمایش ادرارش دستش بود؛ از پرستار میــپرسه کجابرم؟ 

پرستار میگه: برو بالا 
غضنفر میگه :به سلامتی خانم دکتر

---------------------

مطالب دیگر

یکی از فانتزیام اینه که ...

دیکتاتور - دیالوگ ماندگار

سرپیکو - دیالوگ ماندگار

دانلود موسیقی زیبای CRYSIS 3

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 73 درجه
 
 
 
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۵:۴۸ ب.ظ  ::  موضوع: 3-دیالوگ های ماندگار
 

سرپیکو : بعد مرگت یه روز چشاتو وا می کنی و میبینی توی همین اتاق، با همین آدمای دور و برتی، اونوقت می فهمی که بردنت جهنم!

---------------------

مطالب دیگر

آزمایش ادرار

دانلود موسیقی زیبای CRYSIS 3

22 گلوله - دیالوگ ماندگار

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 55 درجه
 
 
 
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲:۲۸:۰۶ ب.ظ  ::  موضوع: 3- موسیقی بازی
 

این اهنگ همون اهنگیه که وقتی استارت میزدیم وسط بازی بعد از چند ثانیه پخش میشد. واقعا اهنگ فوق العاده ای هستش.

                              

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 6 درجه
 
 
 
شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۳:۵۲:۰۱ ب.ظ  ::  موضوع: 3-دیالوگ های ماندگار
 

 

- من مسلح نیستم

- قانون من کشتن آدم های بی سلاح نیست...

اما قانون ها هم تغییر میکنند!!!

---------------------

مطالب دیگر

لحظه ی تحویل سال کنار آرامگاه کوروش + عکس

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 26 درجه
 
 
 
جمعه ۰۹ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۴:۵۳:۵۱ ب.ظ  ::  موضوع: 1-یه سری حرفا هم هستن
 

خیلی حس خوبی باید باشه


 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 48 درجه