خب نمایش odyssey تموم شد و تقریبا واکنش های کاربرا انتقادی و منفی بود(حتی بعضی افرادی که از رونمایی بازی خوششون اومد به بازی انتقد داشتن)

مشکل Assassin creed الان کجاست ؟چه قسمت از بازی هست که مشکل داره؟

چرا بازی که پیشرفت گرفیکی داشته,تحول در گیمپلی داشته,محتواش بزرگتر شده باید طرفدارای قدیمیش ارزوی گند زدنش رو داشته باشن؟

میخوام اول شما بگید نظرتون رو درباره رونمایی از بازی.

در آخر من نظر خودم رو مینویسم اما شما اول شروع کنید. 

چی هست در بازی که بهش بیشترین انتقاد رو دارید؟

یوبی سافت و استودیوهای سازنده بازی چه کار غلط و اشتباهی برای این فرانچایز در این مقطع انجام دادن؟

نکته 1:دوستان نترسید و نظر هاتون رو به تند ترین شکل بگید و چیزی رو از قلم نندازید اما خواهشا و خواهشا بدون توهین مطرح بشه.مثلا ارزوی ورشکست شدن یوبی سافت یا فحش دادن بهش و بقیه معنیش انتقاد نیست.

نکته 2:من نظرم رو بدون تعصب یا تنفری میگم و نکات منفی که خودم دیدم رو بازگو کنم.پس منو نقد کنید بجای تخریب(همون کتلت کردن خودمون)

-----------------------------------------------------------------------------------------------

نقد و بررسی رونمایی یوبی سافت از odyssey و نکاتی دربار Origins :

بعنوان کسی که 50 ساعت Origins رو بازی کرده  Odyssey برام همون Origins بود با رنگ بندی متفاوت و همین طور با چنتا قابلیت جدید مثل دروغ گفتن در بعضی مرحله ها یا انتخاب کاراکتر مونث یا مذکر در بازی که اصلا قابلیت های بدی نیستن...

راستش من نه هایپ شدم و نه اونقدر عصبانی.هایپ نشدم بخاطر شباهت های بسیار واضح و عصبانی نشدم بخاطر اینکه میدونستم هسته اصلی بازی رو تغییر اساسی نمیدن,نمیخوام بگم پیشگو هستم اما بیشترمون که هنوز این فرانچایز رو دنبال میکنیم احتمالش رو فوق العاده بالا میدونستیم.

Origins خیلی بهتر از نسخه قبلیش یعنی syndicate ظاهر شد اما نقض های خودش رو هم داشت.

نمیخوام بیست خط بنویسم اما بصورت خلاصه میگم انتقاداتمرو از Origins:

Origins برای Assassin creed در گیمپلی و گرافیک فنی و بصری و هنری یک تحول عظیم و مثبت بوجود اورد و همینطور یک عقبگرد در بخش داستانی.

از نظر من بازی همونقدر که در بخش گیمپلی و گرافیک(که بحث بزرگتری داره که اینجا مطرحش نمیکنم) تجربه بازیرو بصورت وسیع لذت بخش میکرد در بخش داستانی یک تجربه تلخ رو به یادگار گذاشت چون که روح و اصالت یک اساسین رو نداشت...

بقول یکی از دوستان اون ایدئولوژی که در نسخه های اولیه بود اصلا در قسمت جدید احساس نمیشه و اینم دلایل مختلفی داره.

این نظر شخصی منه و هرکسی باهام موافق نیست اما داستان انتقام Bayek مشکلات ریز و درشتی داشت که من باز بصورت خلاصه براتون شرح میدم.

"اسپویلر""اسپویلر"                                  "اسپویلر""اسپویلر"

 عدم پیشرفت شخصیت Bayek و Layla در طول بازی:

خواهشا هرکسی که بازی رو تموم کرده برای من با توضیح بگه که دارم اشتباه میگم چون برای من Bayek و Layla کاملا  کلیشه ای بودن.چه بیان شدن داستانشون در همون اول بازی(که ما در اساسین های قبلی دیدیم داستان های مشابه درباره گرفتن انتقام رو)چه ارتباط دادن Bayek به وقایع Cleopatra و سزار.البته همش تقصیر شخصیت و کاراکتر Bayek نبود(که در ادامه بهش اشاره میکنم)

 بخاطر ایرادات اساسی Bayek در اخر یک Medjay بود که فقط دنبال انتقام قتل پسرش بود و حتی ربط دادن گ.و.ز به شقیقه که با Aya فرقه اساسین هارو شکل دادن هم کمکی نکرد به اشتباهاتی که در هسته اصلی داستان بازی گرفته شده بود.

یکی از این ایرادات اساسی داستان کشته شدن Khemu بود که Bayek مجبور شد تمام افراد the Order of Ancients که باعث از دست رفتن پسرش شدن رو از بین ببره.پیدا کردن این افراد خیلی کش داده شد و همین طور بصورت کاملا ضعیف بهشون پرداخته شد طوری که من بعد از کشتن Eudoros که بعدش توسط Cleopatra  معلوم شد نقش ضعیفی داشته در ماجرا واقعا نمیدونستم چرا باید برام مهم باشه گرفتن انتقام کشته شدن Khemu . کشتن Eudoros کافی نبود چون ما تازه میفهمیم اون The Hippo بود و افراد دیگه باقی موندن.بعدش با کلی جست و جو گفته میشه که Septimius باعث کشته شدن Khemu شد.بعد از خیانت سزار Bayek و Aya با Apollodorus که در حال مردن بود صحبت میکنن و معلوم میشه که اصلا Septimius نبوده و Flavius بوده و دستور اصلی رو اون داده...

مخفی بودن حقایق داستان اصلا کار بدی نیست اما پیچیده کردنش و کش دادنش ادامه دادن بازی رو از جذابیت دور میکنه.

شاید اگه اتزیو با الطائر یا دزموند نبودن در دنیای اساسین انقدر به Bayek و Layla یا Aya انتقاد نمیکردم... 

ما باید یادمون باشه که دیگه بعید هست که Bayek و Aya رو ببینیم در یک اساسین جدید,همون اتفاقی که در syndicate افتاد و همون اتفاقی که در Unity افتاد,کاراکتر های اصلی که میتونستن با زمان بیشتر بهتر ظاهر بشن و داستانشون جذاب بشه و کاریزمای لازم رو جذب کنن ,یادمون بیاد که ما اتزیو رو در سه بازی دیدیم و الطائر هم در دو بازی.

از نظر من با این شیوه یوبی سافت که کاراکتر ها فقط در یک بازی ظاهر میشن ما شخصیت کاریزماتیکی مثل اتزیو یا الطائر رو دیگه شاهد نیستیم در این فرانچایز چون به اندازه کافی بهشون بها داده نمیشه تا خودشون رو در دل هوادارا جا بدن.

پایان بندی ضعیف و خسته کننده:

پایان بازی این میشه که Bayek و Aya که Medjay های سابق بودن فرقه اساسین هارو شکل میدن و قسم میخورن تا از جهان مراقبت کنن.

Layla با William آشنا میشه و پیشنهادش رو برای کمک به اساسین ها میپذیره.

Aya بعد از کشتن سزلر و Septimius  یک سخنرانی "بلدم""بلدم" و شعاری انجام میده که چقدر اساسین ها خوب هستن و Hood رو میندازه سرش و بعدش وقتی چنتا سیاه لشگر دارن رد میشن از کنارش بصورت معجزه اسایی ناپدید میشه و صدای عقاب هم شنیده میشه...

واقعا کار سختی بود که اینقدر کلیشه ای ساخته بشه پایان بازی و باید به یوبی سافت تبریک گفت :دی

اما یادتون باشه که کی داره از محافظت جهان حرف میزنه....کسی که در اخر بازی به سناتور های روم کمک کرد تا سزار رو بکشن.سناتور هایی که اگه در مستبد بودن بدتر از سزار نبودن صددرصد بهترم ازش نبودن.بازم این به نظر شخصی افراد بر میگرده اما برای من قابل هضم نیست که کسی فرقه اساسین هارو شکل داده که با طرفدارای سرسخت برده داری در سنای روم همکاری کرده...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خب یادتون میاد من دوتا سوال پرسیدم:

چی هست در بازی که بهش بیشترین انتقاد رو دارید؟

یوبی سافت و استودیوهای سازنده بازی چه کار غلط و اشتباهی برای این فرانچایز در این مقطع انجام دادن؟

سوال اول رو با نقد Origins و صحبت هام درباره رونمایی odyssey  جواب دادم.

جوابم برا سوال دوم این صحبت از یوبی سافت در سال 2012 هستش:

"we hope to reach Assassin's Creed 10"

واقعیت اینه که اساسین هرچقدر هم ما تند بهش انتقاد کنیم داره میفروشه و یوبی سافت نه کور هست که نبینه و نه کر هست که نشنوه!

این فرانچایز ایندش مشخصه و به مکان ها و سرزمین های مختلف سر میزنه با فرهنگ های مختلف با مردمان مختلف با داستان های مختلف اما همیشه یک مشکل رو خواهد داشت: هویت

Patrice Désilets و Jade Raymond و Corey May مغز های اصلی هستن که باعث شدن ما عاشق این فرانچایز بشیم و تو بخش نظرات سایت تو سر و کله هم بزنیم که چقدر بهش الان انتقاد داریم یا چقدر ازش حمایت میکنیم...یوبی سافت از 2007 تا 2015 پی در پی اساسین عرضه کرده, شمارو نمیدونم اما من فکر کنم یه اتفاقی میوفته برا هر فرانچایزی وقتی هر سال به صورت پی در پی عرضه بشه و اونم اینه که تکراری شدن و از دست دادن هویت رو برای هر سری بازی ارمغان میاره.شاید بگید الان با Origins  این اتفاق نیفتاد اما بحث اینه ضربه و صدمه ای که به این سری وارد شد رو از بین نمیبره چون مثلا فقط در یک مقطع یکسال فاصله افتاده.

من نه بعنوان بازیساز نه بعنوان فیلسوف بلکه بعنوان یه جوان بدبخت بیست و یک ساله که فن این فرانچایز هست میگم که تا وقتی که سازنده های اصلی این عنوان نیستن و تا وقتی که یوبی سافت برای نگاه اقتصادیش میخواد اساسین ساخته بشه طرفدارهای قدیمی انتظار نداشته باشید که اساسین کریدی ببینید که ازش خوشتون بیاد. یوبی سافت هست که میخواد تصمیم بگیره هرچقدر که دلش میخواد اساسین بگه استودیو هاش بسازن,این تصمیم توسط Patrice Désilets یا سازنده های نسخه های اول تا چهارم گرفته نشده .اگه تصمیم دست سازنده بود کیفیت و اصالت رو به پول بیشتر ترجیح میدادن و پایان باشکوه برای ساخته خودشون در نظر میگرفتن.

بحث سه سال یا چهار زمان داشتن سازنده برا ساختن بازی نیست بحث اینه که اون تیم اولیه سازنده بازی و اون زمانبندی که باعث میشد هویت غنی و خلاقیت نسخه های اولیه بوجود بیان دیگه دخالتی ندارن در مسیری که الان داره طی میشه در فرانچایز محبوب Assassin creed.به نظر خودم اساسین هنوزم بازی های خوب ازش عرضه میشه اما این "خوب" ها با شاهکار های نسخه های اولیه اصلا قابل مقایسه نیستن.

                                                            

                                                                                پایان