X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
Ali jamali Hajyani
 
تاریخ عضویت: 1394/11/03
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1394/12/09
تعداد مطالب: 17
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 0
 
درباره وبلاگ
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۷:۰۲:۴۰ ب.ظ  ::  موضوع: PRAETORIANS
 

در دهه 1930 و 1940 به نظر می رسید ژاپن قصد دارد تمام آسیا را تصرف کند. این کشور تعداد زیادی از زمین ها و جزایر متعدد را تصرف کرد. کره تحت کنترل خود بود. ژاپن منچوری, چین [بخش ساحلی], فلیپین,ویتنام,لائوس,برمه,سنگاپور,تایلند,گینه نو,بروئنی,تایوان,مالایا [ مالزی امروزی ], را ضمیمه کشور خود کرد. حملات ژاپنی ها حتی در جنوب به استرالیا, قلمرو ایالات متحده مربوط به هاوایی در شرق, جزایر Aleutian آلاسکا در شمال و تا غرب هند در لشرکشی Kohima رسید. چه چیزی باعث شد کشوری که منزوی بود و مورد احترام بقیه بود دست به چنین وحشیگری ای بزند؟

عوامل مهم مرتبط با هم که باعث پرخاشگری ژاپن در جنگ جهانی دوم شدند: 1. ترس از تجاوز خارجی 2. رشد ناسیونالیسم ژاپنی 3. نیاز به منابع طبیعی. ترس ژاپن از تجاوز که بخش عمده آن ناشی از تجربیات خود با قدرت های امپریالیستی غربی بود. با رسیدن دریادار متیو پری و یک اسکادران نیروی دریایی آمریکایی در خلیج توکیو در سال 1853 شروع شد.  ژاپن در مواجهه با قدرت طاقت فرسا و تکنولوژی برتر نظامی روبرو بود شوگان Tokugawa چاره ای جز تسلیم و امضای پیمان نابرابر با ایالات متحده نداشت. دولت ژاپن به طور دردناکی آگاه بود که چین که قدرت بزرگ آسیای شرقی بود اخیرا توسط انگلیس در جنگ اول تریاک تحقیر شده بود. شوگان و مشاوران وی برای فرار از سرنوشتی مشابه ناامید بودند. برای جلوگیری از بلعیده شدن توسط قدرت های امپریالیستی, ژاپن تمام سیستم سیاسی خود را در دوران میجی اصلاح کرد. نیروهای مسلح و صنعت خود را مدرنیزه کرد مانند قدرتهای اروپایی شروع به پیشرفت کرد. گروهی از محققان در نشریه دولتی سال 1937 با عنوان " اصول سیاست ملی ما " نوشتند: ماموریت فعلی ما ساخت یک قرهنگ ژاپنی جدید با استفاده از فرهنگ های غربی با جامعه ملی ما به عنوان اساس و کمک به خود در پیشرفت فرهنگ جهانی است. این تغییرات همه چیز را از مد گرفته تا روابط بین المللی تحت تاثیر قرار داد مردم ژاپن نه تنها لباس های غربی و و مدل موهای غربی را به خود گرفتند, بلکه ژاپن خواستار آن شد که ابرقدرت شرق آسیا را که در اواخر قرن نوزدهم به حوزه های نفوذ غربی ها تقسیم شد یک تکه از کیک چینی[ قسمی از چین ]  را دریافت کند. پیروزی های امپراطوری ژاپن در جنگ اول چین و ژاپن [ 1894 تا 1895 ] و جنگ روسیه و ژاپن [ 1904 تا 1905 ]  باعث شد که به عنوان یک ابرقدرت واقعی در جهان شناخته شود. ژاپن نیز مانند دیگر قدرت های جهان, هر دو جنگ را به عنوان فرصت هایی برای تصرف زمین و گسترش قلمرو خود در پیش گرفت. تنها چند دهه پس از شوک زلزله ناشی از حضور ناخدا پری در خلیج توکیو, ژاپن در راه ساخت امپراطوری واقعی خود بود این عبرات را بیان کرد " بهترین دفاع, یک گناه خوب است. در حالی که ژاپن به افزایش تولید اقتصادی دست یافت نوعی ملی گرایی تند در گفتمان عمومی گسترش یافت. موفقیت نظامی علیه قدرت های بزرگ تر مانند چین و روسیه و اهمیت تازه ای که این کشور در عرصه جهانی پیدا کرد موجب یک عقیده در میان روشنفکران و بسیاری از رهبران نظامی پدید آمد که مردم ژاپن نژادی یا قومی برتر از مردم دیگر بودند. بسیاری از ملی گراها تاکید داشتند که ژاپنی ها از خدایان شینتو تبار بوده اند و امپراطوران ژاپنی از نوادگان مستقیم Amaterasu, الهه خورشید هستند. همانطور که مورخ کوراکیچی شیراتوری, یکی از مربیان سلطنتی گفت: هیچ چیز در جهان با ذات الهی خانه امپراطوری و همین طور عظمت ملیت ما مقایسه نمی شود. در اینجا یک دلیل عالی برای برتری ژاپن وجود دارد البته با چنین شجره نامه ای طبیعی است که ژاپن باید بر بقیه آسیا حکومت کند. این ناسیونالیسم [ ملی گرایی ] بسیار شدید در ژاپن در همان زمانی به وجود آمد که جنبش های مشابهی در کشورهای اروپایی متحد آلمان و ایتالیا رخ داده بود. که در آن به فاشیسم و نازیسم تبدیل می شوند. هر یک از این سه کشور از قدرت های امپریالیستی سرشناس اروپا را تهدید می کردندو هر یک با ادعاهای برتری ذاتی خود به آن واکنش نشان می دادند. وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد ژاپن, آلمان و ایتالیا خود را به عنوان قدرت های محور متحد کردند هر یک از آن ها بی رحمانه علیه آنچه که مردم کمتر در نظر گرفته بودند, عمل می کردند. این بدان معنا نیست که همه ژاپنی ها نژادپرست بودند. با این حال, بسیاری از سیاستمداران و به خصوص افسران ارتش, بسیار ملی گرا بودند. آن ها غالبا با زبان کنفوسیونیستی اهداف خود را نسبت به دیگر کشورهای آسیایی نشان می دادند. و اظهار داشتند که ژاپن وظیفه دارد تا بر بقیه آسیا حکومت کند, "زیرا برادر بزرگ تر باید بر برادران کوچک ترش حکومت کند". آن ها قول دادند که استعمار اروپا در آسیا را پایان دهند یا آسیای شرقی را از هجوم و ستم سفید آزاد کنند. همان طود که جان داور در "جنگ بدون ترحم" به آن اشاره کرد. در این رویداد, اشغال ژاپن و هزینه های سنگین و خرد کننده جنگ جهانی دوم, پایان استعمار اروپا در آسیا را تسریع کرد. با این حال, حکومت ژاپن چیزی غیر از برادر را ثابت می کند. صحبت از هزینه های جنگ, هنگامی که ژاپن حادثه پل Marco polo را روی صحنه آورد و تهاجم گسترده و همه جانبه ای خود به چین را آغاز کرد, شروع به توقف کوتاهی از بسیاری مواد جنگی حیاتی از جمله نفت, لاستیک, آهن و حتی سیسل برای ساخت طناب کرد. دومین جنگ چین و ژاپن که ادامه یافت ژاپن قادر به تسخیر بخش ساحلی چین بود اما هر دو ارتش ملی گرای و کمونیست چین یک دفاع غیرمنتظره از فضای وسیع کشور را در پیش گرفتند. برای وخیم تر شدن اوضاع, تهاجم ژاپن به چین, کشورهای غربی را وادار کرد تا ذخایر کلیدی را تحریم کنند و مجمع الجزایر ژاپن غنی از منابع معدنی نیست. به منظور حفظ تلاش جنگی خود در چین, ژاپن به تصرف سرزمین هایی نیاز داشت که نفت, آهن برای فولاد سازی, لاستیک و غیره را تولید می کرد ضمیمه کند. نزدیک ترین تولید کنندگان این کالاها در جنوب شرقی آسیا بود که به راحتی توسط انگلیسی ها, فرانسوی ها و هلندها در آن زمان مستعمره شده بودند. هنگامی که جنگ جهانی دوم در اروپا در سال 1940 آغاز شد و ژاپن با آلمان ها متحد شد, توجیه تصرف مستعمرات دشمن را داشت. به منظور حصول اطمینان از اینکه آمریکا با صاعقه سریع گسترش جنوبی مداخله نخواهد کرد که در آن به طور هم زمان به فلیپین, هنگ کنگ, سنگاپور و مالایا بدل شد ژاپن تصمیم گرفت آمریکا را نابود کند. ناوگان اقیانوس آرام در بندر پرل. این حمله به هر یک از هدف ها در 7 دسامبر 1941 در سمت آمریکایی خط تاریخ بین المللی که در شرق آسیا قرار داشت حمله کرد نیروهای مسلح ژاپنی میدان های نفتی را در اندونزی و مالایا به تصرف خود درآوردند. این کشورها به همراه برمه, سنگ آهن را تامین می کردند و تایلند لاستیک را تامین می کرد. در مناطق تسخیر شده دیگر, ژاپنی ها برنج و سایر مواد غذایی را احتیاج داشتند, و بعضی اوقات کشاورزان محلی را آخرین ها دانه ها سلب می کردند. با این حال, این گسترش وسیع ژاپن را رها کرد. رهبران نظامی همچنین دست کم تخمین زدند و ارزیابی کردند که ایالات متحده چقدر سریع و شدید  با چه سرعت و شدت نسبت به حمله پرل هاربر واکنش نشان خواهد داد. در پایان, ترس ژاپن از مهاجمان خارجی, ملی گرایی بدخیم و تقاضا برای منابع طبیعی جهت پشتیبانی از جنگ های ناشی از فتح منجر به سقوط در اوت 1945 شد.

 
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 6 درجه