X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
۱۲ اسفند ۱۳۹۲

 

 
<iframe class="irc_ifr" style="border-width: 0px; height: 600px; width: 791px;" src="https://www.google.com/blank.html" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe>
 
جک جدید
boyinred.blogfa.com - 600 × 480 - Search by image
▂▃▄▅▆▇█▓▒░جک جدید ...
 
Try these too:
 
View more
Images may be subject to copyright.-Send feedback
<iframe class="irc_ifr" style="border-width: 0px; height: 600px; width: 791px;" src="https://www.google.com/blank.html" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe>
 
Images may be subject to copyright.-Send feedback
<iframe class="irc_ifr" style="border-width: 0px; height: 600px; width: 791px;" src="https://www.google.com/blank.html" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe>
 
اداره ثبت احوال
www.fbironi.ir - 694 × 700 - Search by image
اداره ثبت احوال - facebookironi.rozblog.com. نام فرستنده در فیس بوک : -
 
Try these too:
 
View more
Images may be subject to copyright.-Send feedback
 
 
 
 
 
 
موضوع: عکس خندهدار
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 0 درجه
نظرات (0)
 
۱۹ دی ۱۳۹۱

جوک 1 : منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی باز کنی!!!

-------------------------------------------------------------------------

جک 2 :باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟

-------------------------------------------------------------------------

جوک 3 :خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره

جاذبه ی زمین به سیب نداره

دیدم که میگمااااااا

-------------------------------------------------------------------------

جک 4 :عمو زنجیر باف جان

ضمن عرض سلام و خسته نباشید

جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار

یک گِلگی داشتم از حضورتون ...

شما که زنجیر ما رو بافتی..؟

... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟

مشکلتون دقیقاً چی بود؟

مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

-------------------------------------------------------------------------

جوک 5 :بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم

و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا

-------------------------------------------------------------------------

جک 6 :فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!

-------------------------------------------------------------------------

جوک 7 :شب جلو تلویزیون خوابم برده بود

مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد

جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟

-------------------------------------------------------------------------

جک 8 :گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد

گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف

یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟

-------------------------------------------------------------------------

جوک 9 :فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

-------------------------------------------------------------------------

جک 10 :هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...

فردا یه عالمه کار داری،

قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

-------------------------------------------------------------------------

جوک 11 :ملت ما ملتی است که وقتی توی خیابون زل زل نگات میکنت

نمیتونی تشخیص بدی

خوشگلی یا احیانا زیپت بازه!

-------------------------------------------------------------------------

جک 12 :پدر به دختر :

دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟

دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !

پدر : پس بی زحمت به ماه بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم !

-------------------------------------------------------------------------

جوک 13 :از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!

یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!

-------------------------------------------------------------------------

جک 14 :قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،

یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده

شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا

-------------------------------------------------------------------------

جوک 15 :قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخی با اسلحه در حالت رگبار است!

-------------------------------------------------------------------------

جک 16 :روش های رفتن به خارج

1- با ماشین

2- با اتوبوس

3- با هواپیما

4- قاچاقی

5- با فتوشاپ!

جوك هاي شما؟ ( غیر فعال)
<!-- /BlogPost ID=8793806 --><!-- BlogPost ID=8306607 -->
جک های غضنفر !!! (جوک های غضنفر؟؟؟؟)نویسنده جوك ها: جک نویس - ۱۳٩٠/۸/۱٩

جوک 1 . غضنفر میره کتابخونه، داد می‌زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.

آقاهه بهش می‌گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.

غضنفر می‌گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می‌گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!!!چشمک

 

جک 2 . سرگذشت یک شلوار در اصفهان

شلوار"شلوارک"شرت"دم کنی"دستمال".دستگیره"نخ دندون!!!قهقهه

 

جوک 3 . غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه ؟!!!زبان

 

جک 4 . غضنفر داشته شامپو رو بدون آب میمالیده رو سرش، میگن چرا بدون آب؟

میگه آخه روش نوشته برای موهای خشک!!قهقهه

 

جوک 5. غضنفر میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟

غضنفر میگه: فرقی نمیکنه، آبی نداری قرمز بده!!خنده

 

جک 6 . غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توسره دختره.

دختره بهش میگن دیوونه چی کارمیکنی ؟ میگه خوب مختو زدما !!!نیشخند

 

جوک 7 . پسره میره خواستگاری، پدر عروس میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزِینه! پدر داماد میگه پسرم! پاشو پاشو بریم یک دختر گازِسوز پیدا کنیم!!!

 

جک 8. یک روز یک خانومی میره گل فروشی می گه یک گل می خوام با ظرافت با طراوت زیبا خوشگل خوشبو خوش رنگ مثل خودم صاحب مغازه میگه یک شاخ گل میمون بردار برو!!!!خندهخنده

 

جوک 9. از غضنفر می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!!!

جک 10. بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید!!!فرشتهخنده


جوک 11. حیف نون یه آینه رو زمین پیدا می کنه. برش می داره، عکسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست!!!


جک 12. مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.

کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!

مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.

کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.

مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…

کشیش می گه: بگو فرزندم.

مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟

 

جوک 13. اقدامات امنیتی گوووزیدن!!!

۱. زل زدن به چشم اطرافیان

۲. حفظ اعتماد به نفس

۳. تلاش برای پراکنده سازی بو

۴. تکذیب هرگونه اتهام در این مورد

۵. ترک هرچه سریع تر از محل حادثهقهقههقهقهه

 

جک 14. تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!!!

 

جوک 15. غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !!!


جک 16. غضنفر پسرش کور به دنیا میاد اسمشو می ذاره حیدرمریم زاده !!!

جوك هاي شما؟ ( غیر فعال)
<!-- /BlogPost ID=8306607 --><!-- BlogPost ID=7346234 -->
جک جدید 90 (جوک جدید 90)نویسنده جوك ها: جک نویس - ۱۳٩٠/٥/۱

جک شماره 1: نکته : وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان
الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان !

جوک شماره 2: ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست، دل بریدن از بقیه دخترهاست‬!

جک شماره 3: یکی از مسئولین:
سال ۸۷ در تلفات جاده‌ای ۱۰ درصد کاهش وجود داشته است و تا سال ۹۰ این تلفات به صفر می‌رسد و انشاءالله تا سال ۹۱ در جاده‌ها زاد و ولد خواهیم داشت!

جوک شماره 4: تبلیغ زمزم به سبک ع.ر.ب.ی:
عبود: ولک جاسم کوکاکولا میخوری؟
جاسم: ها میخورم
عبود: گ.و.ه میخوری! باید زمزم بخوری.

جک شماره 5: غضنفر تا ده سال برای مادرش عزاداری می کرد . بهش میگن : آخه چقدر گریه می کنی ده سال گذشته . میگه : آخه هر وقت یادم میفته که موقع خاکسپاریش چه دست و پایی میزد جیگرم آتیش می گیره

جوک شماره 6: غضنفر با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . غضنفر رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه
غضنفرهمین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!

جک شماره 7: غضنفر میره «استر.یپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفیقش میگه: پاشو بریم، از اول معلوم بود این دختره زورش نمی‌رسه میله رو کج کنه!

جوک شماره 8: (جک بی ادبی جدید)
از یه لامپ میپرسن : احوالت چطوره ؟
میگه : چه احوالی !!؟ کار به جاهای خوبش که میرسه منو خاموش میکنن !

جک شماره 9: ‫صدای عشق… صدای قلب نیست، صدای گیتار نیست، صدای پیانو هم نیست، صدای عشق … صدای فنرهای تخته‬

جوک شماره 10: دوست دختر غضنفر بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، غضنفر بعد از کمی فکر می گه: “داداشت پشت سرته!”

جک شماره 11: به غضنفر می گن مار باباتو نیش زد فوت کرد، می گه: از پشت زدش؟ می گن آره، می گه مار مقصره…

جوک شماره 12: غضنفر با لباس تو رودخونه شنا می کرده، ازش می پرسن چه کار می کنی؟
می گه: لباسامو می شورم…
بهش می گن: ماشین لباسشویی تو خونه ندارین؟
می گه: داریم، ولی وقتی می رم اون تو سرم گیج می ره!

جوك هاي شما؟ ( غیر فعال)
<!-- /BlogPost ID=7346234 --><!-- BlogPost ID=7193482 -->
جک جدید (جوک جدید!!!)نویسنده جوك ها: جک نویس - ۱۳٩٠/٤/٧

جک شماره 1 : معلمه به شاگردش میگه تو امسال چطوری می خوای قبول شی ؟ نه درس می خوانی، نه میای باغ ........!!؟

جوک شماره 2 :غضنفر شب که میشه میخوابه خواب حنا بندون عروسیشو میبینه صبح که از خواب بلند میشه میبینه تو خودش ریده دستشم تو شورتشه!

جک شماره 3 :غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

جوک شماره 4 :غضنفربه دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفرمیگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

جک شماره 5 :به غضنفریه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم

جوک شماره 6 :غضنفرداشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی بلال شیر بلاله

جک شماره 7 :غضنفرعاشق خدا می شه کعبه می کشه از توش تیر رد می کنه

جوک شماره 8 :یه ایرونی، یه آلمانی، یه اسپانیایی و یه غضنفرسوار هواپیما بودن که زیر هواپیما درمی ره، همه، حتی خلبان، از میله بالای هواپیما آویزون می شن، خلبان می گه: یکی از شماها باید از هواپیما بپره بیرون، غضنفرمی گه: من می پرم به یه شرط: همه تون برام کف بزنین، همه براش کف می زنن و سقوط می کنن!!!

جک شماره 9 :غضنفرمیره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است...
میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!

جوک شماره 10 :غضنفرسفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده....

جک شماره 11 :غضنفرتو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش

جوک شماره 12 :گه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بگوزی تا همه بفهمن

قلبنیشخندقلب

جوك هاي شما؟ ( غیر فعال)
<!-- /BlogPost ID=7193482 --><!-- BlogPost ID=7136600 -->
جک های خفن (جوک های خفن)نویسنده جوك ها: جک نویس - ۱۳٩٠/۳/۳۱

جوک شماره 1 : به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!

جک شماره 2 : غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

جوک شماره 3 : یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

جک شماره 4 : بچه:مامان اون آقاهه رو ببین کچله مامان:هیس...میفهم بچه:مگه تا حالا نفهمیده

جوک شماره 5 : معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

جک شماره 6 : یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم

جوک شماره 7 : یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!!!

جک شماره 8 : یک روز یه یزدی می ره رو پشت بام خونه اش که آنتن رو درست کنه که یک دفعه از طبقه ششم میفته پایین همین که از جلوی پنجره اشپزخونه خودشون رد می شه می بینه خانومش داره برنج درست می کنه داد می زنه می گه خانم یک پیمانه کمش کنننننننننن !!!!!!

جوک شماره 9 : تو جهنم بمب میگذارند همه شهید میشن میرن تو بهشت.

جک شماره 10 : اگر روزی از کنار گنجشکی رد شدی و دیدی نپرید فکر نکن دوستت داره بدون تو رو آدم حساب نکرده

جوک شماره 11 :یه خر با یه گور خر مسابقه دو میدن گور خر برنده می شه خر میگه : قبول نیست تو لباس ورزشی تنت کرده بودی

جوك هاي شما؟ ( غیر فعال)
<!-- /BlogPost ID=7136600 --><!-- BlogPost ID=7090247 -->
جوک در مورد مرد ها (جک در مورد مردها)نویسنده جوك ها: جک نویس - ۱۳٩٠/۳/٢۳

-مردها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می کنند البته بدون بخارشان هم بدرد نمی‌خورد.

- مردها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشک آدم رو در می‌آورد.

- مردها مثل سکوت هستند با کوچکترین حرفی میشکنند.

- مردها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می کنند.

- مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

- مردها مثل عینک دودی هستند با هر دو دنیا را تیره و تار می بینی.

- مردها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.

- مردها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا .

- مردها مثل کیک خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان می شود اما کمی بعد دل آدم را میزند.

- مردها مثل زیر شلواری هستند مردا با هیچکدامشان جرأت نمی کنند به بازار بروند.

- مردها مثل توپ هستند تا لگدشان نزنی تکون نمی خورند.

- مردها مثل لاستیک سواری هستند کمتر از چهارتا بیفایده است.

- مردها مثل بچه ها هستند تا وقتی که ساکتند خوبند

 
موضوع: جوک
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 17 درجه
نظرات (-1)
 
۱۹ دی ۱۳۹۱

تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و

میگه چون از صبح تنها کسی هستی

که کمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی.

حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟

می گه: می رم گواهینامه می گیرم .

زنش سریع می گه: جناب این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه .

بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟

یه صدا از صندوق می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟!

*

غضنفر پتروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه می گیره

میره انگشت تو چشم راننده قطار !

*

میدونی M T N ایرانسل یعنی چی ؟

یعنی تلفن ندیده !

*

مامانه به غضنفر میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی!

غضنفر میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود!!!

*

قوانین دیدن:

اگه همه ی بازی رو ببینین ، ۰-۰ میشه!

اگه بازی رو نبینی ، بالای ۲ گل داره

اگه بری دستشویی ، همون لحظه گل میزنن

*

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها

پسربچه : نه مامان جون من خودم فندك دارم !

*

یه نفر تو تاکسی جو گیر میشه کرایه راننده

رو هم حساب میکنه

*

یارو صبح یه لیوان خاكشیر میخوره

تا شب پشتک میزنه كه ته‌نشین نشه!

*





برچسب ها: غضنفر، جک خنده دار، جک +18، جک بزرگسال، جک روز، جک روده بر، جک سرکاری، جک جالب، جک های بچه مثبت، جک مثبت، جکستان، جوکستان جک، جک خرداد 90، جک تیر 90، جک مرداد 90، جک شهریور 90، جک مهر 90، جک 1390،
تاریخ : یکشنبه 29 خرداد 1390 | نویسنده : علی

یه مورچه با یه فیل ازدواج میکنن فیله بعد از دو روز میمیره

مورچه میگه ای بابا دو روز زندگی کردیم حالا یه عمر باید قبر بکنیم


غضنفر کفه دستش میخاره میگه پول داره میاد

گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن

کفه پاش میخاره میگه پول داره میره

یکی میبیندش میگه کثیفی بابا جون کثیفی ، برو حموم !!!

*

غضنفر سر كنكور یه كم فكر میكنه مغزش رگ به رگ میشه….!

*

طرف داشته با خره فوتبال بازی میكرده.

بهش میگن چرا با خر بازی میكنی؟

میگه همچینم خر نیست. 3 به 1 جلوئه!

*

یه خره با حسرت به یه اسبه نگاه می کنه

ومیگه: ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم




ادامه مطلب

طبقه بندی: جک،
برچسب ها: ضرب المثل بنزینی، جک روز، جک جدید جدید، جک 90، جک 1390، جک 2012، جک روزانه، جک بچه مثبت، جک روزانه جدید،
تاریخ : جمعه 23 بهمن 1388 | نویسنده : علی
خانمی عکس زنی را در کیف شوهرش دید و با ناراحتی پرسید :

این عکس کدام اکبیری است که در کیفت گذاشته ای ؟

شوهر با خونسردی گفت : عکس جوانی خودت

.

.

.

.

.

طرف از پشت بام یک برج ۵۰ طبقه پرت میشه

به طبقه ۲۰ که رسید گفت : خب تا اینجا که بخیر گذشت

.

.

.

.

.

.

شخصی خواست سوار آسانسور بشه دید نوشته ،

ظرفیت ۱۲ نفر با تعجب گفت : حالا من از کجا ۱۱ نفر دیگه پیدا کنم

.

.

..

.

.

.

.

در جریان انتخابات ، کاندیدی پشت تریبون گفت

آقایون ! چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از

سوسیالیسم ، امپریالیسم ، کمونیسم ، فاشیسم ، رادیکالیسم و ... است .

در این لحظه پیرمردی گفت : آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنید

..

.

.

.

.

.

یه روز یه میخ میره عروسی اونقدر می رقصه . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . .

پیچ میشه

.

.

.

.

.

.

یه آفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی

هنگ میکنه

.

.

.

.

.

یارو از جوب می پره ازش فیلم می گیرن .


دور آهسته میزارن میفته تو جوب . دور تند می زارن می خوره به دیوار

.

.

.

.

.

.

سه تا دیوانه هم اتاقی بودن یک روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن كه ما سیب زمینی هستیم

و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساكت نشسته !

رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت كه این دیوونه رو مرخص كنه.

پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهیتابه چسبیدم

.

.

.

.

.

یه بنده خدایی پول میندازه تو صندوق صدقات ،‌ هنوز دو قدم رد نشده بوده ،‌

یک ماشین میزنه بهش ، درب و داغونش میكنه.

همون وقت یک نفر دیگه‌ داشته پول مینداخته تو همون صندوق ،

طرف با حال زار پامیشه ، ‌میگه: پولتو ننداز ، صندوقش خرابه

.

.

.

.

.

یه بچه به باباش میگه : یادته به من گفتی معدلت ۲۰ بشه بهت ۲۰ هزار تومن میدم ،

باباش میگه : آره ، بچه میگه پس الان ۸ هزار تومن بده

.

.

.

.

.

.

یه دوقلو بعد 9 ماه بدنیا نمیان میرن سونوگرافی

میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره

میگه :جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون

.

.

.

.

یه روز یه نفر با خرش تو جاده منتظر ماشین بود.

که یه پیکان نگه داشت.

طرف گفت: مستقیم. راننده ماشین گفت: خودت سوار می کنم ولی خرت چیکار می کنی؟!

گفت :خرم خودش می آید ، حرکت کردند .

ماشین رفت دنده 1 2 3 4 خر با همان سرعت که ماشین می رفت حرکت می کرد ،

راننده گفت : خرت چشمک می زنه .

طرف گفت: می خواهد سبقت بگیره

.

.

.

.

طرف داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت می كرده ،

می گه: پسرم خواستی زن بگیری ، برو از فامیل زن بگیر

ببین تو همین دور وبر خودمون ، داییت رفته زن داییت رو گرفته

عموت رفته زن عموت رو گرفته ... حتی خود من ، اومدم مادرت رو گرفتم





طبقه بندی: جک،
تاریخ : جمعه 23 بهمن 1388 | نویسنده : علی

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ،

متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند .

نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه

متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ،

زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این

فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود

تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر

زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را

نقش بر زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم !!!

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی .

راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد

میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ، من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .

امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه





طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: ایمیل از اون دنیا، هتل به کامپیوتر، هول و هراس،
تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1388 | نویسنده : علی
ویژگی جک های این وبلاگ اینه که هیچ قومیتی رو مسخره نمیکنه

یارو میره مغازه کارت پستال فروشی
می پرسه : آقا ببخشید کارت دارین که روش نوشته باشه تو تنها عشق منی؟

مغازه داره میگه : آره مرده می گه : پس ۱۶ تا بدین

*

از یارو می پرسن خواهر زاده ات دختره یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن ، هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله




*


یارو رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ،

توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟

طرف می گه : نه . از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟

اون یکی هم می گه نه . بعد یارو بلند می گه :

آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست .

اون پنکه سقفی رو خاموشش کن




*


طرف میره : بنگاه معاملات ملکی .

بهش میگن : ما یه خونه داریم کنار راه آهنه سر و صداش

زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکنی .

طرف میگه : ایرادی نداره !

این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم









یه نفر میره بقالی

می پرسه : آقا نوشابه خانواده دارین ؟

فروشنده میگه : بله .

آقاهه می گه : به مجرد ها هم می دین ؟







یاروه میره تعلیم رانندگی ، ازش میپرسن چه طور بود ؟

میگه : خوب بود ولی مربیش خیلی مذهبی بود ،

هر طرف می پیچیدم می گفت : یا ابالفضل





به یارو میگن : آمریکا میخواد حمله کنه میگه : خاک بر سرمون شد ، حالا کی میخواد جلوی آرنولد رو بگیره ؟؟؟







زوج جوانی کنار ساحل نشسته بودند ،

آقاهه می پرسه : عزیزم من اولین عشق تو هستم ؟

خانمه می گه : بله البته که هستی .....

من نمی دونم چرا شما مردا همتون همین سوال تکراری رو می پرسین ؟







دو نفر داشتن واسه هم خالی می بستن ،

اولی می گه : یه کوه نزدیک ماست هر وقت میگم جاسم ،

اونهم می گه : جاسم جاسم .

دومی میگه :این که چیزی نیست کوهی که نزدیک ماست ،

هر وقت من میگم : جاسم ،

میگه : کدوم جاسم





یارو رو برق می گیره ، مامانش میگه

ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت







به رفیقش می گه : من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم ؟

رفیقش میگه : ببرش باغ وحش ، فردا رفقیش می بینتش ، می گه بردیش ؟

طرف می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما



نظر بده دوست عزیز




طبقه بندی: جک،
برچسب ها: جک سالم، جک اسلامی، جک مثبت، جک خنده دار جدید، جک جک، حک ایرانی، خندهبازار، خنده بازار،
تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1388 | نویسنده : علی

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است.

پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

ای که خواندی مطلب مرا تو ضربتی

نظرت را بگذار پای همین پست عشقکی





طبقه بندی: مطالب خنده دار،
تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1388 | نویسنده : علی

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...



در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!


زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه...

شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!

مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!

مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم !





 
موضوع: جوک
  |  
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 1 درجه
نظرات (0)