X
تبلیغات
فروشگاه westbazi
 
 
asascr
 
تاریخ عضویت: 1391/01/04
تاریخ ایجاد وبلاگ: 1391/11/21
تعداد مطالب: 4
تعداد ارسال های تالار گفتگو: 294
 pc  ps3 
 
درباره وبلاگ
 
منو اصلی
موضوعات
آرشیو ماهیانه مطالب
پیوند ها
آمار بازدیدکنندگان
خوراک خور (RSS Feed)
 
 

 
 
لطفــا چند لحظه صبر نمائید...
 
بستن پنجره هشدار
 
 
جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۵:۵۵ ب.ظ  ::  موضوع: شادی
 

همین جور گفتم قسمت دوم عکس ها رو گذاشتم

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 23 درجه
 
 
 
جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۴:۵۳ ب.ظ  ::  موضوع: شادی
 

همین جور گفتم قسمت دوم عکس ها رو گذاشتم

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 0 درجه
 
 
 
سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۳:۲۸ ب.ظ  ::  موضوع: شادی
 
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!


اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای …
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

 

 

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

 

 


اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !

 

 

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

 

 

اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم

 

 

اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!

 

 


یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
گفتم تسلیت میگم

 

 

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده

اعتراف میکنم چند ماه پیش تویه مجلس بودم  یوهو یکی از توی یکی از اتاقا گفت:  محمد جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با محمد دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز می گرفتم
 
اگر خوشتون امد داغش کنلبخند
 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 22 درجه
 
 
 
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۴:۵۰:۴۶ ب.ظ  ::  موضوع: شادی
 

 

بیشتر از این بالا نمی امد

 

 

چه شجاعتی

به هم هم رحم نمی کنن

+

والدین مهربان

 

 

عاقبت نخوندن درس در هند

اگر خوشتون امد داغ کنید نظر هم یاد تون نره

 
ادامه مطلب
 
 
داغش کن!
درجه داغی این مطلب: 145 درجه